فراخوانی ...
esar.ir
 
سبکبالان عرش
شهید قادر اسدي نسخه چاپی RSS
قادر اسدی
  • نام و نام خانوادگی: قادر اسدي
  • نام پدر: زین العابدین
  • نام خانوادگي مادري:
  • تاریخ تولد: 1346/10/6
  • محل تولد:
  • آخرین محله سکونت:
  • دسته بندی شهید: ، روحانیون وطلاب
  • تاریخ شهادت: 1361/7/12
  • محل شهادت: سومار
  • عملیات منجر به شهادت: مسلم ابن عقیل
  • نحوه شهادت: اصابت ترکش به سر
  • یگان:
  • محل دفن: شهر کرج گلزار شهدا امامزاده محمد حصارک / کرج
  • منبع: جلوه ایثار
 

 Skip Navigation Links  

http://www.jelveisar.ir/image/shahidtemp/left.jpg

http://www.jelveisar.ir/image/shahidtemp/pictop.jpg

http://www.jelveisar.ir/image/id/a/861.gif

http://www.jelveisar.ir/image/shahidtemp/picbot.jpg

شهید قادر اسدی

http://www.jelveisar.ir/image/shahidtemp/JK4_06.jpg


استان آذربایجان شرقی > شهرستان هشترود

زندگینامه

طلبه شهید: قادر اسدی در تاریخ 1346 به دنیا آمد. از همان کودکی کنجکاو و بازی گوش، اما بسیار مؤدب بود. بیشتر از همه چیز به پدر و مادرش احترام می گذاشت. شاید اگر کمی به باغ کودکیش قدم گذاری، او را به صداقتش بشناسی. اسمش «قادر» بود و فامیلیش« اسدی». مثل همه بچه ها در سن هفت سالگی در زیر باران خیس از شادی کودکانه به مدرسه رفت. و هر روز در چشم پدر و مادر، با یک سلام گل می کرد. سالهای دوران ابتدایی با یک معلم خوب و دوستانی (هم از چشمه نور) همگی ساده و باهوش، خاطرات زیبایی را برای قادر رقم زد. بعد از دوران ابتدایی، وارد مدرسة راهنمایی شد. حالا کمی قد کشیده بود و احساسش بیشتر از گذشته در باغ آرزوها گل می کرد. در این دوران، بوی کسی که نشان از آسمانها داشت، مشامش را معطر کرد و سرنوشتش را با حوزه رقم زد. با اینکه سن و سالی نداشت، ولی انگیزه ای دوست داشتنی، وی را به قیامی مقدس کشاند و او به خیل منادیان توحید پیوست تا بت اهریمنی دژخیم را در هم شکنند. بعد از پیروزی انقلاب در سال تحصیلی 61-1360 وارد حوزة علمیة کرج شد. در آنجا مقدمات علوم دینی را به اتمام رساند. خوش ذوق و خلّاق بود. به کارهای الکترونیکی علاقه داشت و گاه گاهی وسائل جالبی اختراع می کرد. پانزده ساله بود که آسمانیان او را میهمان ضیافت الهی کردند و او در اولین جشن عبادت، خود را سرشار از لطف خدا دید. بارها و بارها، دوست داشت تا در جمع افلاکیان خاک نشین- که بزم عشق را در جبهه گسترانده بودند- حاضر شود. به خاطر سن کمش او را به جبهه راه نمی دادند، ولی سرانجام با زیرکی و سماجت خاص، توانست مسؤول بسیج را راضی کند و به جبهه برود. در عملیات «مسلم بن عقیل» شرکت کرد. قادر شجاعت را- که میراث جاودان بندگان صالح خداست- از مکتبی به ارث برد که شهادت را افتخار می دانست. سرانجامش چون لاله، رقصان و میان نسیم زیبای بهشت سرود جاودانگی خواند. او در همان عملیات در تاریخ 12/7/62 در منطقة« سومار» شرکت کرد و خلعت زیبای شهادت را بر تن کرد. پیکرش را در میان عطر صلوات تا بهشت« حصارک» بدرقه کردند و در آنجا به خاک سپردند. باشد نگین افتخاری برای فردایمان. «روحش شاد و یادش گرامی




 

 Skip Navigation Links  

http://www.jelveisar.ir/image/shahidtemp/left.jpg

http://www.jelveisar.ir/image/shahidtemp/pictop.jpg

http://www.jelveisar.ir/image/id/a/861.gif

http://www.jelveisar.ir/image/shahidtemp/picbot.jpg

شهید قادر اسدی

http://www.jelveisar.ir/image/shahidtemp/JK4_06.jpg


استان آذربایجان شرقی > شهرستان هشترود

وصیت نامه

«طلبة شهید: شهید قادر اسدی» «ولاتحسبنَّ الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاءٌ عند ربهم یرزقون » (آل عمران/169) اینجانب قادر اسدی اقرار می نمایم که به وحدانیت خداوند متعال معتقدم و به 124 هزار پیغمبر که اوّل آنها حضرت آدم و آخر آنها حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) قائلم و به چهارده معصوم ایمان دارم و از آنها در هر کاری استمداد می طلبم و سیرت و راه وروش آنها را الگو ساخته و از آنها پیروی می کنم و بعد درود بر پیغمبر اسلام و یاران او. درود و سلام بر تمامی شهیدان اسلام و راه خداوند متعال و درود و سلام بی پایان به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران ، حضرت آیت الله العظمی سید روح الله الموسوی الخمینی ، مرجع عالیقدر عالم تشیع اسلام و درود به شهیدان کربلا و کربلای ایران . به عرض مادر نور چشم و پدر عزیزم عرض می کنم که اگر از اینجانب قادر اسدی کوچکترین خطائی سر زده و شما رنجیده شده اید، ان شاء الله می بخشید. بعد وصیت می کنم به پدر و مادر خود و به دوستان عزیز خودم و به تمام کسانی که این ورقه را می خوانند و می گویم که من بدون اجبار و اکراه این وصیت نامه را با دست خط خود نوشته و هیچ کس مرا در نوشتن این وصیت نامه مجبور نساخته است . به عرض مادر و پدرم می رسانم که بنده حقیر عازم جبهه حق بر باطل شده ام و آرزودارم که اگر در این راه پر افتخار و اسلام که هدف پیاده کردن احکام خداوند متعال است ، شهید شدم بر جنازه من و به خاطر من گریه نکنید که دشمن از اینگونه رفتارها شاد می شوند و گریة شما هم باعث رنجاندن روح من می شود و من راضی نیستم. مادر و خواهرانم در ]شهادت من به[ سینه نزده وموهایشان را نکنند که باعث خوشحالی دشمن می شود. خواهش می کنم از این کارها خودداری کنند. به پدر و برادرانم توصیه می کنم که در راه انقلاب اسلامی زحمت بکشند و خون شهیدان را محترم شمارند و در ضمن یک مقدار هم بدهکاری دارم که سپردم به سید محمد آقائی حسینی که هر کس طلبی کرد به ایشان رجوع کند. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته 21 ماه مبارک رمضان 1402 ه.ق 23/4/1361 استان: آذربایجان شرقی شهرستان: هشترود تولد:1347-هشترود شهادت:12/7/61-سومار


وصیت نامه شهید
ز