فراخوانی ...
esar.ir
 
سبکبالان عرش
شهید ميرباقر سيادت پناه نسخه چاپی RSS
میرباقر سیادت پناه
  • نام و نام خانوادگی: ميرباقر سيادت پناه
  • نام پدر: حسنعلی
  • نام خانوادگي مادري:
  • تاریخ تولد: 1345/6/16
  • محل تولد: مرند
  • آخرین محله سکونت:
  • دسته بندی شهید: ، روحانیون وطلاب
  • تاریخ شهادت: 1365/6/10
  • محل شهادت: حاج عمران
  • عملیات منجر به شهادت: کربلای2
  • نحوه شهادت: اصابت ترکش مین به دست و پا
  • یگان:
  • محل دفن: شهر یامچی
  • منبع: جلوه ایثار
 

شهید میرباقر سیادت پناه

http://www.jelveisar.ir/image/shahidtemp/JK4_06.jpg


استان آذربایجان شرقی > شهرستان مرند

زندگینامه

طلبة شهید: سیدباقر سیادت پناه دست توانای تقدیر به سال 1345 حیات سبزش را در شهر شهیدپرور مرند و بخش «یامچی» رقم زد و به یمن ارادت به خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام) باقر نام گرفت. از تبار سبز سیادت بود و در پناه لطف و کرامت اجداد مطهرش، زندگانی را در زیباسرای آن دیار آغاز کرد. نو رسیدة خانوادة سعادت پناه سال های آغازین زندگانی را تحت تربیت صحیح پدر و مادر به پایان برد و از کودکی با قرآن و جلسات مذهبی انس فراوان داشت. قرآن را نیکو تلاوت می کرد و دل از همگان می ربود. صورتی نیکو داشت که به حق نمایی از سیرت نیکوترش می نمود. با پایان تحصیلات راهنمایی و اخذ مدرک سیکل، روح تشنة حقیقت سید باقر، به آبشار بلند حقیقت آستان پاک و حوزة علمیه رهنمون گشت و شاهراه سعادت را برای ادامة زندگی انتخاب کرد. مدرسة ولی عصر -عجل الله تعالی فرجه- تبریز اولین آغوش گرم حوزه برای این نوجوان پاک و شیفته مرام و سلک انسانیت بود. تمامی همت و علاقه اش را در یادگیری علوم دینی به کار برد و در اندک مدتی مورد توجه اساتید و فرزانگان آن دیار قرار گرفت. یک بار به عنوان شاگرد نمونه توفیق پابوسی آستان امام هشتم - علیه السلام- را یافت و به مشهد مشرف شد. سعادت پناه چندی بعد به همراه استاد گرامی خویش، آیت الله بنابی به مدرسة ولی عصر -عجل الله تعالی فرجه- تهران عزیمت نمود و عشق علم و عمل را در آن مدرسه ادامه داد. سید باقر در آذربایجان و در مکتب تشیع درس آموخته بود. از این روی همواره مترصد بود تا در دانشگاه سرخ حسینی نیز به ادای دَین نسبت به دین و میهن بپردازد. او که یک بار در تبریز توفیق حضور را در جبهه را یافته بود، تشنه تر از قبل برای اعزام، لحظه شماری می کرد. از استاد خویش رخصت طلبید و روانة میدان کارزار گشت. شهید سعادت پناه تاج سعادت دو عالم بر سر، با لباس مقدس روحانیت در جبهه ها حضور می یافت و مقدس ترین پرده های حضور سبز روحانیت را در جبهه به نمایش می گذارد. در چهارمین اعزام و جنون، زخم شیرین یار را به جان خرید و مجروج گشت؛ ولی بی آن که خانواده را از مجروحیت خویش مطلع کند، این برگ زرین زندگی را ذخیره ای برای روز نیاز گذارد. باری، میرباقر عزیز، که طعم شیرین حضور در جبهه را بارها چشیده بوده و شهادت دوستان خویش را به چشم دیده و پرواز ملکوتیش ان، اشک حسرت را در چشمانش نشانده بود، در طلب شهادت و وصال، دگر بار در هفتمین عزم عاشقی، کوبة نیاز را بسیار کوبید. سرانجام نیم نگاه حضرت دوست را به خود گرفت و لشکر قدسی و دفتر تبلیغات اسلامی بار دیگر هدیه ای را تقدیم آستان یار کردند. در دهم شهریور 1365 منطقة حاج عمران، سید عزیز را در آغوش خود کشید. او به ضرب مین با دست و پای زخمی از چشمان دوستان و آشنایان ناپیدا گشت. سال ها بی خبر ی و انتظار، سوغات بلندی های حاج عمران برای شهرستان مرند بود و بس. پیکر پاک این عزیز سرانجام هفت سال بعد در سال 1372 به زادگاه بازگشت و در هجوم مردم قدرشناس آن دیار به خاک سپرده شد. «روحش شاد و یادش جاودان باد»


وصیت نامه شهید
زندگینامه شهید
خاطرات آن شهید







بازگشت

 

شهید میرباقر سیادت پناه



استان آذربایجان شرقی > شهرستان مرند

وصیت نامه

«طلبة شهید: سید میر باقر سیادت پناه» «اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمداً عبده و رسوله و ان علیاً و اولاده المعصومین حجج الله..» در عصری که عصر شهادت است حیف است که انسان با غیر شهادت از دنیا برود. شهادت ای آرزوی دیرینه انسان ها، ای سعادت، ای آرام بخش قلوب مؤمنین، ای صفا، ای وصال عاشق و معشوق، ای افتخار، ای سر بلندی؛ چه خوش است با فرق خونین دیدار دوست رفتن چه خوش است در عشق یار سوختن، چه خوش است رضوان الله. چه خوش است در دامن حور العین افتادن چه خوش است در جوار معصومین بودن.... بار الها به عزتت قسم می دهیم که در وقت مردن «ارزقنا قتلاً فی سبیلک». ای امت حزب الله و ای دوستان و رفقا بیایید کاری نکنیم که نسل های بعدی بر ما لعنت بکنند. چطور ما بر افراد مخالف و بی تفاوت زمان انبیا و ائمه لعن می کنیم که چرا به آنها کمک نکردند بلکه باعث شهادت آنها شدند. اگر ما نیز در این عصر به انقلاب و اسلام کمک نکنیم حتماً بدانید که نسل های آینده نیز بر ما لعنت خواهند کرد. بیایید کاری نکنیم که موجب غضب خدا و رسولش شود. بیایید با حضور خود در صحنه های انقلاب و جبهه های نور علیه ظلمت، اسلام و مسلمین و امام حسین (علیه السلام) را یاری کنیم. بیایید در این عصر، دست به دست هم داده و دشمنان اسلام و قرآن که بر همه ما واجب است از روی زمین محو کنیم تا دل آقا امام زمان از ما راضی و خشنود گردد و اگر ما در این عصر، ائمه و اولیا را یاری نکنیم حتما بدانید که فردای قیامت آنها نیز ما را یاری نخواهند کرد. بیایید در خانه های خودمان وسایلی که موجب غضب خدا و ملائکه الله می شوند دور ریخته و باعث بدبختی خود و اولادمان نشویم. ای کسانی که در خانه های خودتان به انواع گناهان مرتکب می شوید لااقل دور از حضور فرزندان و اقربا انجام بدهید که موجب حساب پس بدهید... اما برادران! در راه اسلام و قرآن از جان و مال دریغ ندارید و همیشه به پدر و مادرمان کمک کنید و نگذارید یک لحظه دل آنها در دنیا بشکند و در کارهای خودتان درست باشید که فردای قیامت باید حساب پس بدهید. ضمنا بعد از من از کسی انتظار چیزی نداشته باشید... و همیشه جبهه ها و اسلام را کمک کنید. استان: آذربایجان شرقی شهرستان: مرند تولد: 16/6/1345 شهادت: 10/6/1365- حاج عمران


وصیت نامه شهید
زندگینامه شهید
خاطرات آن شهید