فراخوانی ...
esar.ir
 
سبکبالان عرش
  • از بیان فرزند

    محمد غلامی (فرزند شهید)
    هم احساس شادی و غرور می کنم ( که فرزند شهید هستم ) و هم احساس غمناکی دارم و گاهی به خودم می گویم  ای کاش من از نعمت پدر بر خوردار بودم . ولی به هر حال خدا را شاکر هستم......
    بعد از شهادت پدرم ، در حدود 7 هفت سالگی من بود که تحت تاثیر رفتار او هوای جبهه به سرم زده بود!
    مادرم لباس سبز پاسداری پدرم را به اندازه من برید و دوخت ، لباس را پوشیدم و به همراه پسر عمه ام به منطقه ای به نام جراحی رفتیم..
    یادم می آید عده زیادی از برادران پاسدار و بسیجی مرا دور کردند و با لبخندی شیرین می گفتند : « چطوری ، دلاور بسیجی » ...


    مرتبط با:
    شهید علی غلامی* -


    شماره خاطره: 1705
    کلمات کلیدی: http://khabar-bk.blogfa.com/post-36.aspx
    تاریخ نوشته شدن خاطره: پنج‌شنبه 5 دی 1392
    تاريخ اتفاق: پنج‌شنبه 14 خرداد 1343
    راوی: --
    مکان اتفاق: --


    تعداد بازدیدکنندگان این صفحه: 550 | آخرین مشاهده: