فراخوانی ...
esar.ir
 
سبکبالان عرش
  • «محمد مهدی حیدر»؛ شهید دفاع از مقدسات اسلامی/ آرامش «مادر» سعادت این شهید بود

    به گزارش خبرنگار بین الملل دفاع پرس، نقش آفرینی رزمندگان حزب الله لبنان در سال های گذشته از صحنه و میدان لبنان فراتر رفته است؛ تاجاییکه آنها با شروع بحران در کشورهایی سوریه و عراق عزم خود را جزم کرده و وارد مبارزه با تروریسم تکفیری در این کشورها شدند، البته آنها تلاش می کنند که این روند بر آمادگی مقاومت آنها در رویارویی با دشمن اسرائیلی تاثیر منفی نگذارد.

    همزمان با این تحولات، ساختار حزب الله توسعه و تعداد نیروها و مؤسسه های وابسته به آن به ویژه بعد از ورود به جنگ سوریه افزایش یافته است.
     
    «محمد مهدی حیدر»؛ شهید دفاع از مقدسات اسلامی/ آرامش مادر سعادت این شهید بود
     
    از ابتدای نا آرامی ها در سوریه تا کنون صدها تن از رزمندگان حزب الله لبنان در نبرد با تروریست های تکفیری در مناطق مختلف سوریه به شهادت رسیده اند که در ادامه به زندگی یکی از این شهدای مدافع حرم لبنانی اشاره می شود که با ایمان به اینکه دفاع از اسلام حد و مرزی نمی شناسد، به دفاع از مقدسات آن در سوریه پرداخته است:

    «خداوند هست و ما را هرگز ترک نخواهد کرد ای مادر» این درسی بود که مادر داغ دیده اش از پسر هشت ساله اش یاد گرفته بود. اسم پسرش «محمد مهدی حیدر حیدر» (ناصر) بود که در سال 1985 میلادی در «زقاق البلاط» لبنان دیده به جهان گشود.

    خوشبختی اش آرامش مادرش بود

    محمد در دوران کودکی از نعمت پدر محروم شد. با رفتن ژدر قلب این کودک شکست. کودکی که ترجیح می داد به جای بازی با هم سن و سال هایش در کنار پدر باشد. دوستی بین او و پدرش صفای خاصی داشت و آراسته به بوی خاک «البورة» بود؛ جاییکه پدرش در آنجا کار می کرد. اما دیگر برای او مقدور نبود که به آنجا برود، البته زمان نیز برای او زمان بازی نبود.

    بعد از فوت پدر محمد و برادرانش یتیم می شوند؛ مادر هم در نبود پدر سخت در تلاش است تا پنج یتیمش را بزرگ کند و به جامعه تحویل دهد. مادرشان برای امرار معاش کار و جای پدر را برای آنها پر می کند. همه اعضای خانواده دوشادوش هم برای ساختن یک زندگی آبرومندانه تلاش می کنند. محمد دائما صاحب ابتکار بود، وقتی امور ناگشودنی پیش می آمد، گره کار به دست وی باز می شد. همیشه تکرار می کرد که خداوند وجود دارد. هیچ چیزی او را به اندازه دیدن آرامش مادرش خوشحال نمی کرد.
     
    «محمد مهدی حیدر»؛ شهید دفاع از مقدسات اسلامی/ آرامش مادر سعادت این شهید بود

    مرشد خانواده دینی

    پنج ساله بود که به مسجد محل رفت وآمد می کرد و با حفظ کردن حدیث انس گرفته بود، به محض اینکه حدیثی را حفظ می کرد نزد مادر می آمد تا او را با خبر کند که حدیثی حفظ کرده است. عنایت خاصی به رعایت حجاب داشت. خودش را در مقابل برادرانش مسئول می دانست و نقش مرشد دینی و اجتماعی را برای آنها ایفا می کرد.

    محمد تعبیر حدیث «احب لاخیک ما تحب لنفسک» ( برای برادرت دوست بدار، آنچه را برای خود دوست می داری) بود. چیزی را که برای خودش نمی پسندید برای دیگران هم نمی پسندید، دیگران را بر خودش ترجیح می داد.

    وی در کنار کار درسش را نیز ادامه می داد. 15 سالش بود که تصمیم گرفت در دوره های آموزشی مقاومت اسلامی شرکت کند. یک روز به خاطر اینکه درخواست وی برای حضور در دوره های آموزشی به خاطر کم سن وسال بودنش رد شده بود، با چشم گریان به خانه برگشت. هیچ کاری از دست مادرش جز اینکه دست پسرش را بگیرد و به نزد مسئول دوره  ببرد، ساخته نبود. مادرش دست فرزندش را گرفت و به پیش مسئول آموزش مقاومت اسلامی برد و از وی خواست که درخواست فرزندش را قبول کند. آنچه که محمد می خواست برای وی فراهم شد و دوره های مختلفی را گذراند و مهارت های مختلفی کسب کرد که در نهایت به مربی توانمندی تبدیل شد.

    فعالیت محمد فقط در عملیات های نظامی محدود نمی شد بلکه به صورت دواطلبانه در جنگ 2006 به عنوان امدادگر فعالیت می کرد و ذهن او پر از حوادثی وحشتناکی بود که هیچ موقع او آنها را فراموش نمی کرد.

    خدا بنده اش را بی یار و یاور نمی گذارد

    مقدمات اولیه ازدواج هنوز برای او فراهم نبود، اما تصمیم گرفت که ازدواج کند. مادرش تصمیم او را رد کرد ولی محمد از مادرش خواست که در این مورد عجله کند چراکه این اقدام به او کمک می کند که در زندگی ثابت قدم باشد. مادرش هم چون یقین داشت خدا بنده ای را که به او توکل کند بی یار و یاور نمی گذارد، موافقت کرد.

    حاصل ازدواج محمد دو فرزند است. او خاطرات طفولیت خود را برای فرزندانش بازگو می کرد و روزهایی که با پدرش گذرانده بود به یاد می آورد. محمد دوست داشت آنچه را که از آن محروم شده بود، با آنها جبران کند. وی برای آنها فضای ایمانی و محیط متعهدی فراهم کرده بود. تا اینکه جبهه مبارزه با تروریست ها در سوریه باز شد و قلبش برای حضور در آنجا تپید و سعی کرد که به سوریه اعزام شود.
     
    «محمد مهدی حیدر»؛ شهید دفاع از مقدسات اسلامی/ آرامش مادر سعادت این شهید بود
     
    در آسمان چیزی را دید که غیر از او ندید

    اولین باری که می خواست به سوریه برود، خواست بی خبر از مادر برود تا وداع بر او سخت نشود و ترجیح داد با برادرش خارج از منزل وداع کند اما این موضوع از چشم مادر پنهان نماند و مسئله را با مادر در میان گذاشت و با رضایت مادر به سوریه اعزام شد.  سرانجام محمد مهدی در تاریخ 2013/3/9 در الخالدیه حمص (سوریه) به دست تروریست های تکفیری به شهادت رسید.
     
    گفته می شود وی درحالی که در آغوش دوستش جان به جان آفرین تسلیم می کرد، به آسمان نگاه می کند و لبخند می زند و از ته دل می گوید: «ای خدا» و چشمش را بر چیزی که کسی غیر از او نمی بیند، می بندد.


    مرتبط با:



    شماره خاطره: 1914
    کلمات کلیدی:
    تاریخ نوشته شدن خاطره: پنج‌شنبه 14 خرداد 1343
    تاريخ اتفاق: پنج‌شنبه 14 خرداد 1343
    راوی:
    مکان اتفاق:


    تعداد بازدیدکنندگان این صفحه: 355 | آخرین مشاهده: