قسمتی اززندگی نامه:
عبدالرزاق زارعان در خانواده مذهبی دردولت
آباد اصفهان متولد شد و تا پنجم ابتدائی را در همانجا تحصیل کرد اما پس از
مدتی ترک تحصیل نموده و به کارکردن مشغول شد و همزمان با شروع انقلاب فعالیتهای
زیادی در زمینه پخش اعلامیه های حضرت امام و تکثیر نوارهای سخنرانی ایشان می نمود
.شهید زارعان تحت تاثیر شهادت یکی از دوستان نزدیکش بنام محمد داوری مصمم شد که
برای نبرد با باطل وارد جبهه های حق گردد واولین کسانی که برایآموزش به کردستان
رفتند او ودوستانش بودند.
وصیت نامه پاسدار شهید :
«بسم الله الرحمن الرحیم » ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و
انصرنا علی القوم الکافرین .
قال رسول الله :یا اباذر اگر به اجل نگری و ببینی که چه شایان
بسوی تو می آیند آرزوههای خود و فریبکاری آنها را دشمن خواهی داشت.پدرعزیز
ومادرمهربان وخواهران وبرادران ارجمند چون بنده به ماموریت خدایی وبه دفاع ازاسلام
عزیز و حریم کشورمان عازم به جبهه نبرد علیه کافران بعثی شدم لذا چون در این راه
عزیز احتمال شهید شدن من می رفت لازم دانستم چند نکته ای بعنوان وصیت به عرض
برسانم.اول اینکه اگر من به شهادت رسیدم برای من گریه نکنید یا لااقل در جمع مردم
گریه نکنید.دوستان وخویشاوندان عزیز اگر می خواهند کاری برای من کرده باشند دست از
امام عزیز این فرزند بحق رسول ا.. برندارند وگوش به فرمان این مرد بزرگ باشند و
روحانیت متعهد را تنها نگذارند و به حرفهای این مزدوران آمریکایی یعنی گروهکهای
خلقی گوش ندهند.
به برادران عزیزم توصیه می کنم اگر می خواهند راه مرا ادامه
دهند پیرو خط امام و روحانیت متعهد باشند .از پدر و مادر عزیزم می خواهم همانطوری
که در شب عروسی من می خواستند شاد وخرم باشند در عزای من هم شاد باشندوهیچ گونه
ضعفی به خود راه ندهندکه ضد انقلاب از این فرصت استفاده کرده و به مقاصدشوم خودمی
رسد.