loader-img-2
loader-img-2
مختصری از زندگی نامه شهید : در خاندان ایمان و آگاهی زاده شد،در فروغ مجاهدت بینائی آموخت،در مکتب تفسیر قرآن پرورش یافت – خون شهیدان اسلام هم در تاریخ ،هم در روزگار خویش مانند شهدای 15 خرداد تا شهدای میدان ژاله و....را لمس کرد.شهید محمد جواد هم چون نامش جواد بود در ایام جوانی نماز شب را هرگز ترک نمی کرد ،علاقه شدیدی به مطالعه و تحقیق آثار علماء و فضلا داشت. بیشتر اوقات را به مطالعه می پرداخت او زندگی خود را وقف مردم کرده بود چه پیش از انقلاب و چه بعد از انقلاب از کمکهای مالی و جانی در راه دین و مردم دریغ نمیکرد . شهید محمد جواد الگوی زندگی خود را حضرت علی قرار داده بود و دوست می داشت که همیشه علی گونه زندگی کند .از مرام زندگیش این بود که اگر برای کسی کاری انجام میداد حتی الامکان نمی گذاشت خود شخص بفهمد چه برسد به افراد دیگر چون نفرت عجیبی از تظاهر و خود نمائی داشت . گذشت و مردانگی او زبانزد دوستان و خویشان بود او هرگز چشم به مال دنیا نداشت ، و هر چه داشت برای دیگران داشت نه برای خود . او تنها آرزوئی که داشت شهادت بود که پس از 22  سال علی گونه زیستن ، حسین وار به درجه رفیع شهادت نائل آمد . از مبارزات او میتوان نکات زیر را به طور اجمال بیان کرد : 1-                مبارزه با رژیم گذشته : شهید محمد جواد در دوران جوانی در ارتباط با حوزه علمیه نجف آباد قرار گرفت و تزکیه خود را در این دوران شروع کرد و پس از تزکیه شروع به فعالیتهای سیاسی کرد از قبیل آگاهی مردم بوسیله نوارهای سخنرانی امام و پخش اعلامیه های امام ، تا اینکه مبارزات مردم به اوج خود رسید و او همپای مردم  درگیریهای خیابانی و مبارزه با مزدوران آمریکائی را ادامه میداد و در روزهای تاسوعا و عاشورا به کمک مردم شتافت در حالیکه با مامورین شاه درگیر بود مجروحین را به بیمارستان می برد و یک روز بعد از عاشورا که کمتر کسی از خانه خارج می شد او به یاری پدرش شتافت و جنازه شهدا را به تکیه برد و خود شخصاًً اقدام به دفن نمود 2-                مبارزات با گروههای ضد انقلاب : بعد از اینکه انقلاب اسلامی پیروز شد شهید محمد جواد جهت خدمت مقدس سربازی به بیرجند رفت  و چون هنوز در ارتش آن زمان تزکیه و تصفیه نبود اولین اقدامی که کرد برپا کردن نماز جماعت و به تشکیل یک کتابخانه اسلامی اقدام نمود و چون افراد نظامی شناختی از او پیدا کرده بودند وی را به عنوان نماینده انتخاب کردند بعد از اینکه دوره آموزشی وی تمام شد به پادگان میانه منتقل شد و همان موقع  درگیری های کردستان شروع شده بود و ایشان داوطلبانه به کردستان رفت و در کردستان اولین نماز جماعت را میان ارتش تشکیل داد . و چون فردی شناخته شده بود به عنوان امام جماعت انتخاب شد در حالی که با گروهکهای ضد انفلاب مبارزه مسلحانه را ادامه میداد . افرادی که هنوز آگاه نبودند را در ارتش راهنمائی  می کرد. با رهنمودهای خود بعضی از افراد اهل تسنن و مسیحیت را به اسلام دعوت کرد. بعد از چند ماه از ناحیه سینه مجروح شد و بعد از چندین روز معالجه سر پائی به مبارزه خود با ضد انقلابیون داخلی و دشمنان خارجی ادامه داد. 3-                مبارزات در طول جنگ تحمیلی صدام: هنوز درگیریهای کردستان تمام نشده بود که جنگ تحمیلی شروع شد و شهید محمد جواد به جبهه های جنگ رفت و چون فرد لایق و با ایمانی بود از طرف  فرمانده اش درجه گرفت و به او پیشنهاد شد که به کادر ارتش بپیوندد ولی او قبول نکرد و خدمت مقدس سربازی را تمام کرد و به نجف آباد آمد ولی هنوز چند روزی بیشتر نبود که به دیدار پدر و  مادر خود آمده بود که همراه جهادگران جهاد سازندگی نجف آباد به جبهه ها بازگشت و  سپس در تیپ 8 نجف اشرف مشغول مبارزه با مزدوران عراقی شد و بعد از چند روزی به سمت معاون زرهی تیپ منصوب شد و در حینی که مسئولیت سنگینی را به دوش داشت باز هم از تبلیغات اسلامی دست برنداشت و  در حمله های مهمی مثل عملیاتهای طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس شرکت داشت تا اینکه در مرحله دوم عملیات بیت المقدس برای آزاد ساختن مرز بین المللی منطقه خرمشهر به درجه رفیع شهادت نائل گردید.
برای تکمیل اطلاعات مربوط به شهدا و مساجد، از شما دعوت می‌کنیم تا با ارسال اطلاعات ارزشمند خود در این امر خیر مشارکت کنید. اطلاعات خود را ثبت کنید
اولین کسی باشید که دیدگاهی برای" محمدجواد مصطفائی " می نویسد