در منطقه شرهانی روزی دیدم بچهها که همراهشان علیرضا معتمد زرگر هم بود، با برانکاردی از آن طرف خاکریز به این طرف سرازیر شدند.
نگاه کردم دیدم علیرضا سالمی روی برانکارد است که تیری به سرش اصابت کرده بود. متوجه شدم برای مأموریت کمین در روز رفته بودند که دشمن متوجه آنها شده و علیرضا را مورد اصابت قرار می دهد. چون دشمن متوجه آنها شده بود، امکان بازگرداندن علیرضا سالمی نبود. اما علیرضا معتمد زرگر با رشادتی خاص خودش، پیکر را برمیدارد و تا مسافتی که بقیه میتوانستند کمکش کنند عقب می آورد.
علیرضا سالمی پس از رسیدن به بیمارستان به شهادت میرسد و علیرضا معتمد زرگر چند روز بعد از او به دیدار محبوبش میشتابد.
روح هر دوی ایشان شاد.