عرصه دفاع مقدس ملت بزرگ ایران نمایشی زیبا از لبیک خونین به ندای استغاثه شهید کربلا بود. شهدای 8 سال دفاع مقدس که به یاری حسین زمان خویش ـ حضرت روح الله(ره) ـ شتافتند تربیت یافتگان مکتب عاشورا و روضه های حسینی بودند که با شور و شوق نینوایی به سوی کربلا رفتند و کربلایی شدند.
و این نوشتار فرصتی است تا آن ارادت و محبت بی پایان را که در چشم ها موج می زد مرور کنیم، خاطراتی جاودانه که تا همیشه سایه به سایه عاشورای حسینی دل ها را به کربلا پیوند می زنند. پس بیایید بخوانیم و تنها اندکی تفکر کنیم...
من غلام حضرت عباس(ع) هستم
«شهید رضا خوش قدم» ارادت عجیبی به علمدار کربلا "حضرت اباالفضل العباس(ع)" داشت و همواره خود را غلام آن سقای باوفا می دانست. این عشق و ارادت موجب شد تا شهادت او نیز به تأسی از آن علمدار با وفا باشد. سه روز قبل از "عملیات نصر"7 مجروح شد اما به دلیل حساس بودن منطقه، زمان عملیات و احساس مسئولیت از منطقه خارج نشد. در ابتدای عملیات گلوله ای به سمت راست بدن او اصابت کرد ولی از میدان عقب نکشید. گویی عباس(ع) بود که در میدان می جنگید و رجز می خواند:
والله ان قطعتموا یمینی انی احامی ابداً عن دینی
«شهید رضا خوش قدم» با عصایی در یک دست و اسلحه ای در دست دیگر جلو رفت و همچنان با دشمن
متجاوز پیکار کرد؛ تا آنکه در همان کارزار به دست بوسی "حضرت اباالفضل العباس(ع)" دست یافت و
کربلایی شد.