loader-img-2
loader-img-2

رزمنده های تخریب

حاج بهرام بیرانوند

واحد تخریب تیپ 15 امام حسن مجتبی(ع) در عملیات خیبر در خصوص رزمندگان واحد تخریب و بالا بخصوص نیروهای رزمنده بروجردی که از شهرستان بروجرد به این واحد اعزام شده و در حین عملیات خیبر در منطقه جزیره مجنون اوج کار گروهی و صلابت آنان را دیده است این چنین توضیح می دهد: نیروهای رزمنده واحد تخریب تیپ مثل همه ی واحدها وگردانهای مختلف تیپ از رزمندگان استانهای خوزستان و لرستان تشکیل شده بود.

واحد تخریب تیپ 15 امام حسن مجتبی(ع) درعملیات خیبردرخصوص رزمندگان واحد تخریب وبالا خص نیروهای رزمنده بروجردی که از شهرستان بروجرد به این واحد اعزام شده و در حین عملیات خیبر در منطقه جزیره مجنون اوج کار گروهی و صلابت آنان را دیده است این چنین توضیح می دهد: نیروهای رزمنده واحد تخریب تیپ مثل همه ی واحدها وگردانهای مختلف تیپ از رزمندگان استانهای خوزستان ولرستان تشکیل شده بود.  

نقش نیروهای رزمنده شهرستان بروجرد درواحد تخریب از سایر نیروهای رزمنده چشم گیرتر بود. با توجه به آنکه در عملیات خیبر کار نیروهای واحد تخریب، کاری تخصصی و فوق العاده حساس بود. بعد از اتمام کار به نحو احسن نیروهای واحد تخریب از من خواستند تا در کنار سایر نیروهای رزمنده گردانهای آبی خاکی عمل کننده در عملیات در کنار رزمندگان در اطراف روستاهای الصخره. القرنه والبیضه درآنسوی دجله بمانند.

من در خواست بچه های واحد تخریب که عمدتاً از نیروهای شهرستان بروجرد بودند را با برادر پاسدار شهید بهروز غلامی فرمانده تیپ امام حسن مجتبی (ع) درمیان گذاشتم ایشان فرمودند بگذارید هر جوری که راحت هستند باشند.

بچه های واحد تخریب در کنار سایر رزمندگان در آن سوی دجله ماندند و به قول شهید حمید شمایلی:

بچه های تخریب و مخصوصا بچه های رزمنده بروجردی شاهکار کردند.

برادر شمشکی در ادامه بیان می کند که :

رزمند گان همه شهرها در واحد تخریب حضور داشتند اما بچه های بروجرد دین خود را به اسلام و انقلاب اداء کردند.

بچه های بروجرد از اولین اکیپ های بودند که واحد تخریب را زنده کرده و کمک کردند تا واحد تخریب راه اندازی شده و شکل بگیرد .

کمک بچه های بروجرد از ابتدای شکل گیری واحد تا اوج کار این واحد یعنی ماموریت در عملیات پیروزمندانه خیبر بسیار قابل تامل و تقدیر است . نیروهای واحد تخریب نیروهائی نخبه بودند و با این نخبه ها کار شروع می شد و ادامه پیدا می کرد .

وقتی در پای کار، کار عملیات به جنگ تن به تن رسیده بود شهید بهمن بیرانوند که از نیروهای واحد تخریب بود با همان خنجری که همیشه همراه داشت با نارنجک خود را به تانکهای دشمن می رساند از تانک بالا می رفت و نارنجک را درون تنوره تانک می انداخت و تانک را منهدم می کرد من خودم شاهد این دلاوری برادر شهید بیرانوند بوده و آنرا دیده ام .

یک شب که از نماز خانه برمی گشتیم شهید سید منصور محمودی و شهید محمود راد منش نزد من آمدند و از من که مسئول واحد تخریب بودم در خواست می کردند تا من اجازه بدهم تا هر دوی آنها به لشگر 27 حضرت محمد رسول الله (ص) بروند تا ساعت 1 بامداد با من صحبت کردند شهید رادمنش گریه می کرد و اجازه می خواست تا برود اما من اجازه ندادم .

می دانستم اگر این دو نفر بروند بقیه ی بچه ها هم در واحد تخریب نمی ماندند و با آنها همراه می شوند از این رو اجازه رفتن به آنها ندادم و ماندند. برادر شمشکی بغض کرد و اشک در چشمانش حلقه زد و گفت بچه های بروجرد بچه های نابی بودند . می دانستم این بچه ها اگر زنده باشند هر کدام یک فرماند لشگر می شوند .

بعضی اوقات جهت آمادگی نیروهای رزمنده شهید مهدی نظام الاسلامی به همراه سا یر رزمندگان 50 تا60 کیلومترراه می رفتند او نیروها رابه پیاده روی شبانه می برد .

مظلوم ترین رزمنده از رزمندگان واحد تخریب شهید محمود رادمنش بود او به لحاظ وضعیتی که از نظر خانواده و افکار خودش داشت بسیار مظلوم بود.

بچه های لرستان و حتی بچه های رزمنده ی ملایر و نهاوند به تبع بچه های رزمنده ی بروجرد به واحد تخریب می آمدند و در واحد تخریب می ماندند .

اگر رزمندگان بروجرد و رزمندگان واحد تخریب زنده بودند هیچگاه خط پدافند در آنسوی دجله سقوط نمی کرد.

شهید علی محمد جمشیدی رزمنده ای بسیار شجاع و متدین بود شغل اصلی ایشان کشاورزی بود ایشان تنها زمان برداشت محصول مرخصی می گرفت و در زمان مرخصی محصولش را جمع آوری می کرد و دوباره به جبهه بر می گشت ایشان وقتی به درب پادگان می رسید به سجده می افتاد و خدا را شکر می کرد که توانسته است دوباره در جمع رزمندگان اسلام حاضر شود.

شهید علی محمد جمشیدی در هر کجا موقع اذان می شد اذان می گفت یک مرحله من و شهید جمشیدی هر دو با هم مجروح شده و با هم در بیمارستان بودیم موقع نماز که می شد ایشان اذان می گفت بعضی ها که با روحیات وی آشنا نبودند می گفتند ایشان موجی است که اذان می گوید. اما من به آنها می گفتم وقت نماز است و اخلاق ایشان این طوری است که در وقت نماز اذان می گوید.

بچه های رزمنده ی بروجرد از سال 61 به واحد تخریب آمدند و ماندند و در تاریخ تخریب هیچکدام از بچه ها مانند بچه های بروجرد نمی شدند.