ستار ابراهیمی هژیر
دیدگاه شهید نسبت به امام خمینی (ره) و ولایت فقیه:
همیشه می گفت: محبت امام را در دل بچه هایم زیاد کنید و امام را تنها نگذارید. حرفی را که امام می گوید، گوش کنید . امام که تازه آمده بودند ایران ، ایشان رفته بودند تهران. خودش می گفت، با موتور رفته بودم. گفتند : امام آمده. من موتورم را گذاشتم کنار و رفتم پیش امام. امام دستانش را روی سر ما کشید ، خیلی خوشحال شدم. دستشان را بوسیدم و بیرون آمدم ، دیدم موتور را می خواهند ببرند.
دیدگاه شهید در خصوص تحصیلات و کسب مسائل علمی:
می گفت: بچه ها درسشان را خوب بخوانند تا به جایی برسند. به ما هم می گفت، ولی به خاطر بچه ها نمی توانستم بروم. آن موقع هم روستا نمی گذاشتند، چون پسر و دختر مخلوط بود و معلم ها هم مرد بودند و پدرم بدش می آمد. چرا حاجی به من می گفت، من هم نمی دانستم و نمی توانستم . خودش هم می دید مشکل است و خانه نبود و بچه ها کوچک بودند.
خودش هم علاقه داشت و خوشش می آمد بچه ها درس بخوانند و می آمد درس بچه ها را می پرسید. یکی کلاس اول می ر فت و آن یکی به او کمک می کرد .ایشان می گفت: ببینم دخترم چه طور یاد گرفته و چطور می خواند؟!