loader-img-2
loader-img-2

فرازهایی از زندگینامه شهید سعید رضایی  شهید سعید رضایی متولد:1344، مجرد محل تولد :اهواز شهید بهمراه پدر خود در اکثر فعالیتها وتظاهراتهای ایام قبل از انقلاب شرکت داشتند واین سیره و خط مشی در روزها وسالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم ادامه پیدا کرد . بعد از گذراندن این ایام ایشان بهترین نوع فعالیت را در مساجد دید از این رو بسیاری از اوقاتش را صرف مسجد وبرنامهای مختلف در آنجا می کرد تا اینکه پس از شروع شدن تهاجم نظامی عراق علیه ایران وآغاز جنگ تحمیلی از همان طریق وارد عرصه مبارزه وپیکار شد وبا توجه به سن کمی که داشت  دلیرانه مبارزه می کرد وشجاعت زیادی هم بخرج می داد.او همواره نماز اول وقت خویش را ترک نمی کرد وسعی وتلاش مجدانه ای برای به جماعت خواندن نماز از خود نشان می داد.اولین باری که او به جبهه های نبرد اعزام شد ودر موقعیت جنگی خود در منطقه عملیاتی مستقر شد که پس از درگیری با دشمن متجاوز توانست سه عراقی را به هلاکت برساند که پدرومادر به او گفته بودند که :« توبا سن کمت چه کاری از دستت بر می آید در جبهه » او در پاسخ به آنها گفت که در آنجا چه کرده است ودر ادامه هم به آنها گفته بود باز هم که بر گردم بجای سه نفر ده نفر از آنها را به درک وارد خواهم کرد . این خاطره ای بوداز پدر شهید . سرانجام ایشان در مورخه 7/9/1361 در منطقه عین خشک ودر عملیات بیت القدس به فیض عظیم شهادت نایل آمدند. یادش گرامی وراهش پررهرو باد. ساغر فنا در جهان بود اثر از جای پای تو تا نغمه ای بود به فلک از ندای تو تا ساغر است ومستی ومیخوارگی وعشق تا مسجد است وبتکده ودیر جای تو تا هست رنگی از سخن دلپزیر تا هست بویی از تو واز مدعای تو تا هست واژه ای از تو دربین واژه ها تا هست رونقی ز تو وگفته های تو هرگز نه آنچه در خور عشق است وعاشقی تا یک نشانه ای نبود از فنای تو اما م خمینی"ره"

بسم الله الرحمن الرحیم

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند
ربهم یرزقون

 کلامم را با نام خدا شروع می کنم با نام آن کسی که جانم در
دست اوست وبه نام آن کس که دانه را شکافت . برادران وخواهران عزیز کسی که در راه
خدا می خواهد جهاد کند باید از این دنیا وزروزیورش دل بکند . ودیگر اینکه نباید به
این فکر این باشد که دوستان وآشنایان را نمی بیند باید از همه اینها دل بکند من در
این دنیا چیزی ندارم ولی چند کلمه صحبت دارم که می خواهم در آخر عمرم بگویم هر چند
من از این خیلی کوجکتر هستم که بخواهم برای شما صحبت کنم برادران وخواهران عزیز این
امام خمینی عزیزمان این رهبر کبیر انقلاب (امام خمینی )این کسی که عمرش را در حال عبادت وبرای اسلام
صرف کرده نباید از دست برود ما ملت ایران باید قدرش را بدانیم وپشتیبان او باشیم
چون تنها هدف امام پیاده شدن احکام اسلام در سراسر جهان وآزاد شدن مردم محروم
کشورهای مسلمان است وشما ملت مسلمان باید از او پشتیبانی کنید و امیدوارم که
پشتیبانی کنید.

واسلام ومسلمین را از زیر استعمار بعضی از کشورها بیرون
بیاورید ودیگر اینکه از برادرانی که در سنگر مدارس هستند تقاضا میکنم که به جبهه
بروند وبه گفته امام لبیک گفته وصدام وصدامیان را نابود وملت عراق وقدس عزیز را
آزاد سازند واین اسرائیل غاصب را نابود واز قدس عزیز بیرون سازند .

 

ودیگر اینکه پدر ومادر عزیزم وخواهران وبرادران عزیزودوستان
وفامیهای عزیز امیدوارم که اگر بدی از من دیده اید به بزرگی خودتان ببخشید
وضمنا"پدر ومادر عزیز امیدوارم از اینکه من در راه مقدس شهید شدم خوش
حال  وباعث افتخار شما باشد ودیگر بیشتر از
این صحبتی ندارم .

خدا حافظ همگی شما دوستان ........ویک کلمه دیگر که باقی
مانده است من سال گذشته در ماه رمضان یک روز روزی من قضا شده است امیدوارم بکسی که
گفته بودم برایم آن روزرا روزه بگیرد.

والسلام علیک ورحمه الله وبرکاته

من ا.......التوفیق

روز قیامت نزدیک شده 
مردم غافلند(دوست عزیزم)

گرگ اجل یکایک ازا ین گله رامی برد

این گله را نگر که چه آسوده می چرد   
اولین کسی باشید که دیدگاهی برای" سعید رضایی " می نویسد