برای تکمیل اطلاعات مربوط به شهدا و مساجد، از شما دعوت میکنیم تا با ارسال اطلاعات ارزشمند خود در این امر خیر مشارکت کنید.
اطلاعات خود را ثبت کنید
بسم الله الرحمن
الرحیم
خواهر عزیز؛ اگر
میل به حفظ سلاحم داری، چادرت را سلاحم بدان و حجابت را حفظ کن.، مثل اینکه سلاح
مرا برداشتی. برادر و خواهر عزیزم مرا ببخشید که نتوانستم حق خواهر و برادری را به
نحو احسن ادا کنم. پدر و مادر و برادر و خواهر عزیز موقع هایی که می خواهید گریه
کنید برای من گریه نکنید برای مظلومیت «امام حسین»(ع) گریه کنید. برای آن لحظه
گریه کنید، که «زینب» به گودال قتل گاه آمد وتن برادر را بدون سر دید و لب بر رگ های
بریده «امام حسین»(ع) گذاشت و شروع به بوسیدن کرد، برای آن لحظه گریه کنید که
واقعاً مصیبت بزرگی است. برادر و خواهر عزیز به عنوان یک برادر دینی کوچک، امام را
تنها نگذارید و این نعمت بزرگ را از دست ندهیم که فردا باید به این اشتباه افسوس
خورد. خدایا تو را هزاران شکر می کنیم که این نعمت بزرگ را نصیب ما فرمودی.
پدر و مادر عزیز
اگر حال مرا موقع وصیت نوشتن می دیدید چقدر خوب بود، آن لحظه یکی از بزرگترین
لحظات عمرم بود، می دانید چرا؟ داشتم به آن جایی نگاه می کردم که باید مدت ها در
آن به خواب ابدی فرورفت و آن لحظه خیلی زیبا بود. بله پدر و مادر و خواهران و
برادران عزیزم این را بدانید که روزی
تمامی ما به آنجا برمی گردیم و سر به زیر خاک می بریم. مادر اگر تو رفاه و آسایش
فرزندت را در آن دنیا می خواهی به جای گریه کردن برای من دعا کن که خدا از گناهان
من بگذرد. و برادر و خواهر عزیز یک نصیحت کوچک به شما می کنم هرچند که من ارزش آن
را ندارم که شما را نصیحت کنم، می خواهم بگویم که اگر یک وقت خدای نکرده از یاد
خدا غافل شدید به یاد قبر بیفتید به یاد آن لحظه بیفتید که «امام صادق» (ص) در
سجده های خود زار زار گریه می کرد: «ابکی لظلمت قبری- ابکی لظلمت لحدی- ابکی لسوال
نکیر و منکر» «گریه دارد ظلمت قبر- گریه دارد لحد- گریه دارد آن لحد تنگ- گریه
دارد سوال نکیر ومنکر».
برادر تو هم
همان کار را بکن و خود را به یاد خدا بینداز و این را بدان که هر وقت تو را غرور
گرفت به زمین نگاه کن و به نفس خود بقبولان که روزی به زیر این زمین برمی گردی.
خداحافظ، التماس
دعا.
«غلامحسین زرگر
طالبی»
شنبه 3/2/1361