زندگی او با سومین روز از بهار سال 1347 آغاز شد . در ایام کودکی ،
قبل از آنکه به مدرسه برود ، شرایط و محیط مکتب خانه ای را تجربه می کند . در هفت
سالگی به مدرسه ابتدایی ( خاقانی ) می رود تا تحصیل دانش را آغاز کند . سالهای آخر
این دوره از زندگی او ، با پیروزی انقلاب اسلامی همزمان می شود و جواد نیز با سن
کم خود از شرکت در راهپیمایی ها بی نصیب نمی ماند . ایمان آن نسل به مفهوم جهاد و
پیروزی ، انقلاب اسلامی را به سرچشمه ی جوشان مبارزه دینی در جهان مبدل کرد . آنها
زورگویان زرمدار را از اریکه ی قدرت به زیر خاک کشاندند . این جماعت با رهروی از
امام خود ، بتهای درون و برون را شکسته و با انقلاب اسلامی ، خانه دل را تکاندند .
ناپاکیهایش را زدودند تا راه به سوی معبودشان آسانتر شود .
جواد آن روزها گاهی در مسجد محل ، کشیک می داد . مسجد مأمنی بود برای
جمع مؤمنان . بعد از اتمام دوره ابتدایی ، مدرسه ی راهنمایی ( انوری ) میزبان این
مرد بی مدعا شد که این دوره از زندگی او مقارن با شروع جنگ تحمیلی بود . ناخواسته
ترک تحصیل کرد و در سال 1361 ( چهارده سالگی ) به صورت داوطلبانه وارد میدان آتش و خون شد . آنجا
دوره ی امدادگری را گذراند . در می یابد که اگر سلاح مؤمن در جهاد اصغر تفنگ و تیر
، در جهاد اکبر ، اشک و آه و ناله به درگاه خداست ، و ما بازماندگان اگر خوب تأمل
کنیم در می یابیم آن قدرتی که پشت دشمن را خم کرد و حریفان را به زانو درآورد ،
همان گریه ها بود
.
جواد چوپانی بعد از دوازده ماه حضور در جبهه ، روز هفدهم اسفند 1362
در عملیات خیبر در جزیره مجنون در سن 15 سالگی به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد.
برای تکمیل اطلاعات مربوط به شهدا و مساجد، از شما دعوت میکنیم تا با ارسال اطلاعات ارزشمند خود در این امر خیر مشارکت کنید.
اطلاعات خود را ثبت کنید