طلبه شهید داود دهقان
فعالیت های شهید قبل و بعد از انقلاب:
در سنین کودکی در مساجدو تکایا در مراسمات مختلف مثل نماز جماعت و جمعه
سیره ی قران نوجوانان و جوانان، کلاسهای عقیدتی راهپیمایی های انقلاب شرکت
می کرد عضو انجمن اسلامس مدارس ابتدایی و راهنمایی محل تولد خود بود بعد از
انقلاب نیز فعالیت چشم گیری در جامعه ی اسلامی داشته است. شهید از آغاز
جنگ شور و حال خاصی نسبت به جنگ و جبهه داشته است. بعد از شهادت برادر
بزرگوار خود علیرضا دهقانی که بانی سیره ی نوجوانان بود رسالت ایشان را
ادامه می داد و به علیم قرآن و عقاید و تربیت اسلامی نوجوانانهمت می گماشت
به کثرات ؟ جبهه را پر نمود و خواستار وصصول به خیل عشاق حسینی شد کسی به
جهتسن کم و بعد به خاطر قد نسبتا کوتاه او را از رفتن به جبهه منع می کردند
و با اعزام ایشان موافقت نمی شد شهید از ابتدای پیدایش شوق ایثار و شهادت
دردلش وصیت نامه برای خود تدارک میدید حتی یک بار که موقع اعزام بود با چند
تن از همکلاسان سوم راهنمایی خود مخفیانه خود را بهگروه عازم در تبریز
رساند تا به جبهه اعزام شود لیکن آن جا نیز این عاشقان ایثار و شهادت را
نشناخته و از لشگر اعزامی جدا کرده بودند همچنین بعد از این که شهید به
حوزه ی علمیه تبریز هیت نام کرد شعله های عشق و محترم تبریز رسانده بود تا
بلکه برای رفتن به جبهه از حضرتش مرقومه دریافت دارد بالاخره پس از سالها
تلاش شوق دردی کار خود را کرد وشهید در راه وصول به حقیقت و مراد درونی او
یاری کرد به مسئول اعزام به آموزش در آذرشهر گفته بود که اگر شماهم ننویسید
من به آموزش و بعد به جبهه خواهم رفت اما اگر نتوانم بروم وقتی از من
بپرسند چرا وظیفه ی خود را در قبال انقلاب و اسلام ادا نکردی از شما شکایت
خواهم کرد چون شما مانع می شوید. عاقبت به آموزش اعزام شد و پس از آموزش
چند روزی به مرخصی امد. همراهان حوزوی شهید به حوزه برگشتند و مشغول تحصیل
شدند اما ایشان به حوزه نرفتند و بعد که به جبهه اعزام می شدنهد گفتند من
از بین همراهان خود سرافراز بیرون آمدم چون انان به حوزه برگشتند و دیگر
اجازه ی اعزام نیافتند و من با زیرکی توانستم برگ اعزامخود را بگیرم چند
روز قبل ازاعزام عکس خود را که در قاب عکس کوچکی بود در دست گرفت و در درون
خانه به حرکت در آمد درحالی که می گفت این گل پر پر ماست هدیه به رهبر
ماست- این گل پر پر از کجا امده از سفر کرب و بلا آمده – دهقان چه شد، شهید
شد – مادرش تاب نیاورد و گریه کرد بعد گفت داود از این حرفها نزن بالاخره
به جبهه اعزام شد و در عملیات کربلای پنج در شلمچه شرکت جست جندین نامه از
او به دستمان رسید و آخرین نامه که به دستمان رسید در مورخه 10/10/65 بود و
بعد از آن دیگر خبری از او نداشتیم.
خصوصیات بارز شهید:
از لحاظ اعتقادی، اخلاقی وسیاسی دارای ثبات عزم واراده ی الهی بود دائما
ذکر خدا بر لب داشت و کلمه ی (استغفرالله ) را بر زبان جاری، از همگانحتی
بچه های نا آشنا احوالپرسی می کرد به ملاقات آشنایان دور و نزدیک اهمیت می
گماشت یک روز که به خانه می امد به دیدار خویشان می رفت. بی اندازه
مهربانبود حتی من الان نیز از محبتهایش شرم دارم و گریه ؟ در راه دین و
ایمان ثابت قدم بود و استوار به امام امت بی اندازه عشق می ورزید وقتی به
جبهه اعزام می شد شادمانبود که به دیدار امام نائل می شود.
خاطراتی درباره ی شهید مخصوصا بعد از ورود به حوزه:
بعد از ورود به حوزه هر هفته صرفا به جهت اداره سیره ی نوجوان؟ روزهای پنج
شنبه و جمعه به ؟ می آمد و سیره را برگزار می نمود و در نمازهایجماعت و
جمعه شرکت می کرد در دعای کمیل حاضر می شد و خالصانه برای خدا اشکمی ریخت
لابلای کتابهایش پر است از عکسهای طلاب شهید که اکثرا از همدرسیهای شهید
بودند. یک روز پنج شنبه با برادر فتحی که از طلاب شهید است وپس از صرف
چایی(انار) برادر کوچک شهید(ناصر) که ده سال داشت گریه کرد که من هم الان
می خواهم برادر فتحی او را صدا کرده و او در حالی که گریه می کرد گفت(هن)
بعد برای رعایت ادب در همانحال گفت(بلی)
پیام والدین یا وابستگان شهید:
ما لیاقت آن را نداریم که به حوزه ها پیامی بدهیم اما به عنوان خانواده
شهید که یکی طلبه بودند از دوستان و آشنایان او ز سربازان امام زمان(عج) می
خواهیم پیرو خط امام باشند و دین را از سیاست جدا ندانسته و مشغول تهذیب و
تحصیل باشند و صیت امام ره را که برای همه مخصوصا به قشر روحانی است
خوانده و به دیگرانهم یاد بدهند و نگذارند دستاوردهای ایقلاب کهثمره ی خون
شهیدانی باشد به دست نا اهلان و ناکسان بیافتد و ضمنا آرزوی توفیق شما را
داشته و امیدواریم خداوند شما را در این قدم خیر مستدام و مقاوم بدارد.
والسلام علیکم.
مشخصات محل دفن: مفقودالاثر.
آدرس: استان آذربایجان شرقی – آذرشهر- تیمورلو- خیابان امام خمینی (ره)
خیابان شهید طانبراده- محله ی بهارلو- خیابان شهید علیرضا دهقانی – کوچه
سبلان – پلاک 712- مننزل شخصی حاج میرزا علی دهقانی
طلبه شهید: داود دهقانی»
بسم رب الشهداء والصدیقین
الحمدلله رب العالمین الصلوه والسلام علی سیدنا محمد و آله (ع) یا الله یا
الله یا الله، یا محمد یا علی(ع) یا فاطمه الزهرا(س) یا حسن و یا حسین و
یا تسعه المعصومین من ورثه الحسین علیهم السلام
«و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین کله لله جنگ جنگ تا رفع کل
فتنه ها».
«ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی
سبیل الله فیقتلون و یقتلون»(توبه/111)
همانا خداوند معامله می کند با مؤمنان با مالهایشان و جانهایشان در مقابل
بهشت. که آنها در راه خدا جهاد می کنند پس می کشند یا کشته می شوند.
(ای خدا) آن کس که تو را شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و
خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخـشی دیوانه تو هر دو جهان را
چه کند.
با سلام بر امام زمان(عج) و نایب بر حقش، ولی فقیه زمان، تنها منجی بشریت
از منجلاب فساد و ظلم آیت الله العظمی روح الله الموسوی الخمینی (روحی له
الفداء) و با سلام بر روان پاک شهدای اسلام و امت حزب الله و شهید پرور و
رزمندگان کفر ستیز اسلام، سخنم را با شما امت حزب الله و همیشه در صحنه
آغاز می کنم:
چنان که می دانید همه ما یک روز به این دنیا آمده ایم و روزی هم خواهی
نخواهی از دنیا خواهیم رفت، پس چه بهتر که این مرگ، شهادت در راه دفاع از
اسلام و قرآن و به خاطر رضای خداوند باشد. آگاه باشید تنهابا اطاعت از
ولایت فقیه است که امور مسلمین اصلاح می شود و تنها با جهاد و مبارزه است
که مسلمین به سعادت دنیا و آخرت می رسند و تنها با جهاد و در صحنه بودن و
صبر و استقامت و ایثار انقلاب زنده می ماند و تنها با پشتیبانی و پیروی از
روحانیت مبارز است که اسلام زنده می ماند و تنها با شهادت است که اسارت از
بین می رود. از شما عاجزانه می خواهم که همیشه پشتیبان ولایت فقیه باشید و
دست از جهاد و جبهه بر ندارید و به نماز و روزه و امر به معروف و نهی از
منکر اهمیت دهید و پیرو روحانیت مبارز باشید و با خیانت به جمهوری اسلامی،
به خون شهدا خیانت نکنید. از جوانان می خواهم خود را مشغول لهو و لعب و
امور مادی نکنند و با منافقان جدی برخورد کنند و سعی کنند مراسم دعای کمیل و
نماز های جمعه و جماعات و جلسات قرآن را هر چه با شکوه تر برگزار کنند و
همیشه جبهه ها را گرم نگه دارند و پایگاه را پر کنند و فساد را از جامعه
ریشه کن گردانند و اگر ممکن شد به حوزه های علمیه بروند و تحصیل علوم دینیه
کنند که در آینده به روحانیت مبارز و متعهد نیاز فراوانی خواهد بود.
بدانید من جهاد اسلامی و شهادت را آگاهانه و با چشمان باز انتخاب کرده ام،
ولی بدانید شهادت یک هدف نیست، بلکه نزدیکترین راه رسیدن به خداوند است.
بنده ی حقیر از تمامی اهالی تیمورلو و برادران طلابی که مدرسه ی ولی عصر
(عج) با هم بوده ایم و دیگر کسانی که برگردن من حقی دارند، طلب بخشش و حلیت
می نمایم. وصیت به والدین این است که در هجر بنده و برادر شهیدم علیرضا
دهقانی به خاطر خدا صبور باشند. مرا حلال کنند و نزد منافقان، عجز و
بی صبری از خود نشان ندهند و سخت تاثیر سخنان آنان قرار نگیرند و برادرانم
را با اصول تربیتی اسلام تربیت کنند و آنها را به امور اسلامی تشویق کنند و
اگر جنگ سالهای دیگر هم ادامه داشته باشد(چرا که جنگ تا رفع فتنه از عالم
است) آنهارا به ترتیب به محض بزرگ شدن به جهاد بفرستید و نگویید که این
دوتا از ما بس است چرا که امام حسین هر چه داشت داد و آخر هم اعتراض نکرد و
گفت: خدایا من به رضای تو راضی هستم و به امر تو تسلیم. بدانید مقام
خانواده های شهید از مقام تمامی دنیا برتر است و آنها مورد لطف خداوند
هستند. شما باید شکر کنید(شاکر باشید) که خداوند به شما توفیق داده که
فرزندانتان را در راه او قربانی کنید. وصیتم به برادرانم این است که با
اتحاد در امور دینی شرکت کنند و جای خالی شهدا را در سیره های قرآن و دیگر
مراسم درآینده در جهاد پر کنند و وظیفه ی امر به معروف و نهی از منکر را
فراموش نکنند و دست از تحصیل هم بر ندارند.
رزمنده ی نالایق اسلام- داود دهقانی 5/10/1365
جنازه ام را بغل برادر شهیدم دفن کنید.
استان: آذربایجان شرقی شهرستان: آذر شهر تولد: 1348
شهادت: 1365- شلمچه