loader-img-2
loader-img-2

رئیس ستاد تیپ مستقل ۱۸ الغدیرشهید حاج حسن دشتی در روز ۲۲ اسفند ماه ۱۳۳۷ در محله رحمت آباد یزد متولد شد. در شش سالگی قدم به مکتب انسان ساز قرآن گذاشته و از همان کودکی، جانش را با آوای روح پرور وحی می نوازد.

بدلیل هوش سرشارش قرآن را در مدت ۶ ماه فرا می گیرید. هفت سالگی به دبستان رفته و مدارج درسی را تا پایان دبیرستان ادامه می دهد.

مبارزات، راهپیمائی ها و درگیری ها با رژیم پهلوی، به روزهای اوج خود رسیده و بوی خون و باروت می آید. در این لحظه است که عشق به انقلاب، در نهاد حسن شعله می کشد. از همه چیز و همه کس می بُرد و یکسره به مبارزه می پردازد. در مبارزات شبانه در یزد شرکت جسته و جلسات مخفی سیاسی ـ مذهبی به راه می اندازد. در برنامه های شبانه و سخنرانی های پایگاه انقلاب، مسجد حظیره، به رهبری مبارزه نستوه دیارمان حضرت آیت الله صدوقی شرکت کرده و حوادث انقلاب را به دقت پیگیری می کند. او نیز چون دیگران به مبارزه ادامه می دهد تا اینکه در ۲۲ بهمن، خورشید ظفر طلوع کرده و ایران را نوری دیگر می بخشد. اکنون نهال به بارنشسته انقلاب، بیش از پیش به مراقبت و نگهداری احتیاج دارد. مسئولیت سنگین تر گشته، مسئولیت حراست و پاسداری از انقلابی که با خون صدها هزار شهید حاصل شده است. باید غبار خستگی را از چهره زدود و دست بر کمر همت زد.

شهید حاج حسن در گشت های شبانه شرکت می کند و در اول مرداد سال ۱۳۵۹ به سپاه می پیوندد. اولین روزهای رسمی خدمتش را با حراست از بیت شریف حضرت امام خمینی (ره) شروع می کند. شش ماه در جوار خورشید انقلاب، به پاسداری پرداخته و از گرمی آن وجود نازنین بهره ها می گیرد؛ تا آنجا که همیشه از این شش ماه، با شور و گونه های خیس از اشک شوق و شادی یاد می کند. بعداز حفاظت از بیت امام به یزد برگشته و بعنوان جانشین معاونت تدارکات سپاه یزد مشغول می شود. در همین ایام است که طبق وظیفه شرعی و سنت نبوی ازدواج می کند که حاصل این ازدواج دو فرزند دختر است.

مسئولیت وی در پشت جبهه، او را از رفتن به مناطق عملیاتی غافل نکرد. عاشقانه به جبهه ها شتافته و در نبرد شکست حصر آبادان شرکت می کند. سپس در عملیاتی در سوسنگرد، توفیق حضور یافته و پس از بازگشت، از تاریخ ۱۸/۸/۱۳۶۱ به فرماندهی بسیج سپاه بافق و سپس فرماندهی سپاه آن دیار منصوب می شود که این مسئولیتها یکسال ادامه دارد.

 شور جبهه در سر حاج حسن غوغا می کند. حال و هوای جبهه، حال و هوای دیگری است. آنجا بوی امام زمان می آید. بلافاصله بعد از مأموریت شهرستان بافق، عازم جبهه های جنوب می شود و از این پس تا شهادت، بجز مدتی محدود، حضوری مستمر و پیگیر در جبهه دارد. با تشکیل تیپ ۱۸ الغدیر، شهید حاج حسن دشتی بعنوان جانشین و سپس مسئول لجستیک، مایحتاج رزمندگان اسلام را فراهم می کند و در این راه سر از پا نمی شناسد.

وی در این مدت لیاقت و شایستگی های فراوانی از خود نشان می دهد و در اول تابستان ۱۳۶۴ بعنوان رئیس ستاد تیپ ۱۸ الغدیر برگزیده می شود.

سرانجام این سردار فداکار جبهه های نبرد در تاریخ ۱/۱۱/۶۵ در کربلای شلمچه، بهمراه جمعی از یارانش، بر اثر اصابت ترکش های گلوله توپ به شهادت رسید و در جوار قرب حضرت حق در اعلی علیین سکنی گزید.

وصیت نامه

بسم رب الشهدا و الصدیقین
اکنون که عازم منطقه عملیاتی هستم و
شاید برایم مسئله ای حادث شود، لازم دیدم چند جمله ای را به عنوان وصیت نامه ابدی
خود بنویسم، جمهوری اسلامی شجره طیبه ای است که از چشمه زلال اسلام سیراب و با
اهداء خون هزاران انسان شریف آبیاری گردیده است، امروز به دست ما سپرده شد، و
حراست و مراقبت از آن بر همه واجب است....
ای مردم بدانید مرگ حق است، و قطعاً
سراغ همه ما خواهد آمد، چه خوب است که خود انتخاب کنی، نه زندگی آنقدر شیرین است و
نه مرگ آنقدر ترسناک که آدمی شرافت و انسانیت خود را زیر پا نهد، و از ترس مرگ در
بستر بمیرد، پس بدانید که دنیا ممر گذر است و مقر ماندن دیار دیگری است، کمر همت
ببندید و دین خدا را یاری کنید و شر اجانب را از کشور رسول الله (ص) کوتاه نمائید، این قرن، قرن سرافرازی
مستضعفین و قرن خفت و خواری و زبونی مستکبرین است....
با توکل به خدا و ایمان به پیروی و
حقانیت راهمان، برای مجد و عظمت اسلام قیام مضاعف کنید...
ای پدر و مادر اگر برایتان فرزند خوبی
نبودم و نتوانستم حق فرزندی و برادری را ادا کنم، عفوم می کنید و به بزرگواریتان
ببخشید، مبادا صدای گریه بلند شما لبخند دشمنان را درآورد و باعث شود تا دشمنان
اسلام خوشحال گردند، اما تو ای همسر و همراهم! درباره تو چه بگویم، که از اول تا
به حال، به خاطر من در رنج بوده ای و جز تحمل مشقت و زحمت از خانه من بهره ای
نبرده ای، امیدوارم مرا ببخشی، و بدان که اگر غریبی اسلام دراین زمانه نبود، و اگر
جبهه برایم تکلیف نبود، لحظه ای از زندگیمان را با عالمی عوض نمی کردم....
بدان که امروز تکلیف از من ساقط و
رسالت زینب گونه تو آغاز خواهد شد، هرچه تو کردی و فرزندانمان، مبادا غباری از غم
و فراق بر چهره هایشان بنشیند و درد بی پدری را احساس نمایند....
پاسدار حسن دشتی تاریخ 20/12/1363
والسلام علی عبادالله الصالحین
الهی رضا برضائک و مطیعاً بامرک



راوی:

تدوین و تنظیم توسط گروه فرهنگی هاتف
(سایت صب

 

ردپای نور

آنکه جانان طلبد بهر چه خواهد جان
را                             ترک
سر گوید و گر می طلبد جانان را
ما به فرمان خمینی سر و جان باخته ایم                             
ملت ما زده با خون رقم آن عنوان را



 

نام عملیات تاریخ عملیات مسئولیت شهید







کربلای5


1362/10/19


مسئول ستاد تیپ الغدیر




قدس5


1364/05/15


 




والفجر8


1364/11/20


 




کربلای4


1365/10/03


 






تدوین و تنظیم توسط گروه فرهنگی هاتف
(سایت صبح)

 
اولین کسی باشید که دیدگاهی برای" حسن دشتی رحمت آبادی " می نویسد