loader-img-2
loader-img-2

باران امداد غیبی

 باران رحمت

خاطره ای از «شهید سهراب نوروزی»

قبل از عملیات والفجر مقدماتی، نیروهای تدارکات آماده شدند تا قبل از حرکت نیروهای رزمی، به طرف منطقه عملیاتی حرکت کنند. در آن زمان من در نیروهای پشتیبانی فعالیت می کردم. در بین راه باران شدیدی شروع به باریدن کرد. همه بچه ها از بارش باران نگران و ناراحت شدند، زیرا که جاده خاکی سراسر گل شده بود و به همین علت ممکن بود عملیات متوقف شود. با این وجود از آن جا که خدا خواسته بود، فرماندهان نه تنها دستور آمادگی کامل را به نیروها دادند، بلکه حتی حرکتشان را هم کند نکردند. باران رحمت در آن شب به کمک نیروهای اسلام آمده بود و هیچ جای نگرانی نبود چون که نیروهای عراقی با شروع بارش باران فکر حمله نیروهای اسلام را از سر خارج کرده و با خیال راحت به خوشگذرانی و استراحت پرداختند و ناگاه با فریاد الله اکبر گردان ذوالفقار سربازان کفر غافلگیر شدند و باران؛ موهبتی الهی برای رزمندگان مؤمن و عذابی برای دشمنان خدا گردید. آری باران رحمت الهی بود.