خاطره ای از طلبه شهید اصغر احمدی نژادی
خاطرات
«طلبه شهید: محسن نزادی» «اقتدا
به مولای شهیدان» پیکر پاک محسن را همراه با 21 تن از
شهدای کاشان تقسیم کرده بودند که در آن روز برادران و خواهران من به کاشان رفته
بودند و ما را نمی گذاشتند برویم. هنگامی که آنها برگشتند از آنها سؤال
کردم که آیا محسن را ندیده اید؟ گفتند: بله؛ محسن صحیح و سالم بود مثل کسی که خواب
است. اما وقتی که نشسته بودیم یکی از
آشنایان وارد منزل ما شده بود و در گوشه ای نشست و گفت: «الحمد لله به آرزویش
رسید.» گفتم: چطور؟ گفت: «چون آرزو داشت همانند امام حسین -علیه السلام- بی سر به
دیدار خدا رود . . . » «به نقل از پدر شهید