loader-img-2
loader-img-2
برای تکمیل اطلاعات مربوط به شهدا و مساجد، از شما دعوت می‌کنیم تا با ارسال اطلاعات ارزشمند خود در این امر خیر مشارکت کنید. اطلاعات خود را ثبت کنید
بِسْمِ اللهِ الَّحْمنِ الرَّحیمْ

لَقَدْ خَلَقْنَا
اْلأِنْسانَ فی اَحْسَنِ تَقْویمٍ ثُمَّ رَدَدْناهُ اَسْفَلَ سافِلینَ اِلاَّ
الّذَینَ امَنوُا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ فَلَهُمْ اَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ

«
سوره مبارکة تین آیات 5 و 6 و 7 »

به راستی ما انسان را در بهترین ساختمان وجودی
آفریدیم و سپس او را به پست ترین مراحل راندیم.

 مگر
کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند که برای آنان پاداش ابدی است.

 

با سلام و با درود
به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و با سلام به امت شهیدپرور و با سلام به شهدای عزیزمان
و با سلام به خانوادة عزیزم. « برادران وصیّت من خون من است. » برادران چرا کاری
می کنید که خدا راضی نباشد، چرا در این موقعیّت حساس بجای اینکه این دانشگاه
عاشقان را پر کنید، آنرا خالی می گذارید. چرا کاری می کنید که قلب امام بشکند،
برادران می می روم، امّا این را بدانید که اگر شما در این موقعیّت حساس جبهه ها را
رها کنید دشمن از این فرصت استفاده می کند و تا آنجائی که ممکن است به اسلام ضربة
کاری خود را می زند. پس ترا به خون امام حسین شهید بیائید به این جبهه ها و پر
کنید سنگر عاشقان را، و بکشید دشمن زبون را، و در هم بکوبید این امپریالیسیم شرق و
غرب را و نابود کنید این منافقان کوردل را، برادرانم کسی از این دنیا چیزی با خود
نبرد فقط تکه پارچه ای، پس شما بیائید و برای آخرت خود توشه فراهم کنید، شاید این
توشه بار سنگین گناهان شما را کم کند، و با این توشه کاری کنید که خدا از گناهان
شما درگذرد. پس هنوز هم دیر نشده و فرصتی باقی است، بیائید و دست به دست هم دهید و
دشمن ستمگر را نابود کنید و آن هم با داشتن نیّتی خالص و با صبری راسخ. و سخنی هم
با برادرانی که قبلاً در سنگرها جای داشتند، دارم. برادران چرا شما جبهه ها را ترک
کردید و چرا شما را باید سر کوچه و بازار پیدا کرد، چرا از جایی که انسان می تواند
به معبود خویش برسد دوری می کنید. برادرانم باز هم می گویم بیائید و پر کنید
سنگرها را، شاید بتوانید سنگینی گناه خود را سبکتر کنید. عزیزان مگر شما از خدا
نمی ترسید؟ یا به او اعتقاد ندارید؟ اگر از خدا نمی ترسید لااقل بخاطر خون دوستان
شهید و همچنین بخاطر خون شهدای کربلا هم که شده با خلوص نیّت به جبهه ها بیائید،
به خدا قسم اگر شما وقتتان را در جبهه ها بگذرانید هزاران برابر اجرش بیشتر از این
است که در شهر بمانید و شاید هم در شهر ماندن اجر و پاداشی نداشته باشد، پس تا دیر
نشده بیائید و جبهه ها را پر کنید. و آخرین سخنم با شما برادران مسجد حاج علوان
است که شما سعی کنید بیشتر به نماز جماعت و احکام اسلام گرایش پیدا کنید و این
سنگر بزرگ یعنی مسجد که همیشه پایگاهی است برای دفع منافقان سعی کنید آنرا حفظ
کنید، همگی شما را بخدا می سپارم و از خداوند بزرگ میخواهم که از گناهان من و شما
درگذرد و از همة شما التماس دعا دارم.

دیگر
سخنی با خانوادة عزیزم دارم، مخصوصاً
با پدر بزرگوارم که واقعاً برایم پدری بزرگ بود و از او میخواهم که برادرم سعید را
هدایت کند به رفتن مسجد و شرکت در نماز جماعت و همچنین حضور مستمّر در نماز جمعه و
جلسات دعا، زیرا همین نماز جمعه ها و دعاها است که اسلام را پایدار می کند و باقی
می گذارد. از مادر عزیزم میخواهم که زینب وار باشد نه زینب وار گفتنی، بلکه
همانطور که حضرت زینب سلام الله علیه در برابر مشکلات همچون کوهی استوار، مقاوم و
پایدار ایستاد و صبر را پیشه همه مشکلات کرد مادر جان تو هم مانند او باش و اگر من
رفتم برایم سیاه مپوش و گریه مکن، زیرا با گریة خود دشمن را می خندانی و خوشحال
می کنی. از خواهرانم میخواهم آنها هم مانند زینب صبور و پایدار باشند و امیدوارم
که بچه هایتان را اگر پسر باشند مثل حسین علیه السلام و اگر دختر بودند همانند
فاطمه و زینب پرورش دهید. دیگر عرضی ندارم و همگی شما را بخدا می سپارم و از همة
شما التماس دعا دارم و از تمامی دوستان و آشنایان حلالیّت می طلبم و از پدر عزیزم میخواهم
که اگر احیاناً از کسی پولی یا جنسی گرفتم به آنها پس بدهد، و اگر از کسی طلب دارم
آنرا نگرفته و حلالش کند. بار دیگر از تمامی دوستان و آشنایان و خانواده ام
حلالیّت می طلبم و التماس دعا دارم.

 

انـان کـه ره عشـق گــزیـدنـد همـه

در کــوی حقیقــت آرمیــدنــد همـه

در معرکة دو کون فتح از عشق است

هر چنــد سپــاه او شهیــدنـد همـه

 

                                                                 
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

                                                                 
ساعت یازده صبح هفتم اسفند ماه 63

                                                                   
محمد حدّادزاده
اولین کسی باشید که دیدگاهی برای" محمد حداد زاده* " می نویسد