loader-img-2
loader-img-2
برای تکمیل اطلاعات مربوط به شهدا و مساجد، از شما دعوت می‌کنیم تا با ارسال اطلاعات ارزشمند خود در این امر خیر مشارکت کنید. اطلاعات خود را ثبت کنید
بسم ا… الرحمن الرحیم

این وصیت نامه ها انسان را می لرزاند و بیدار
می کند                        « امام خمینی »

 

سخن خود را با
وحدانیت خدا شروع می کنم و شهادت می دهم که خاتم النبیاء حضرت محمد ابن عبدالله
(ص) آخرین پیامبر و فرستادة خداست و شهادت می دهم که حضرت علی (ع) اولین امام بر
حق شیعیان است.

با سلام و درود به
حضرت ولیعصر (عج) و نائب برحقش و با عرض سلام به پدران و مادران شهداء و با عرض
سلام به مادر مهربانم که همچون پدر بر سر ما سایه افکند، و با سلام به تمامی
پویندگان راه حق و حقیقت، و با عرض سلام به رزمندگان جبهه های نور که خداوند هم
به این بندة حقیر توفیق شرکت را در جمع شما داد.

خداوندا ! چه می
توانم بگویم و یا بنویسم، در برابر بزرگی و عظمت تو،

خداوندا ! چگونه
می توانم شکر نعمتت را بجا آورم؟

خدایا !در خود نمی
دیدم که بتوانم به وظیفة خود عمل کنم، اما رحمت و بزرگی تو بود که نور امید را در
دامنم کاشت.

خدایا !این وصیت
نامة فردی است که نمیخواهم دربارة او سخنی بگویم، چرا که تو از همة اعمال خوب و بد
او بهتر آگاهی. آگاهی که روزها را به شبها سپری می کردم در حالی که در معصیت بود.
ماهها را به سالها سپری می کردم، در حالی که پیروی از هوای نفس می کرد.

این وصیت نامة
فردیست که به هنگام گرفتاری تو را یاد می کرد و در حال آسایش و راحتی تو را فراموش
می کرد.

ایـن وصیت نـامة
فـردیست که از قـرآن و ائمـة اطهار بـه دور بود و دیگران از دست و زبان او در
امان نبودند.

اما با این همه،
چشم امید را از درگاهت قطع نمی کند و منتظر بخشش و بزرگی تو است.

خدایا ! رحم کن بر
ضعیفی بدنم و نازکی استخوانم.

خدایا ! طاقت آنرا
ندارم، هر لحظه که پوست بدنم میسوزد، پوستی تازه بر بدنم بگیرم.

خدایا ! خودم می
دانم که در حق پدر و مادرم کوتاهی نموده ام، بخصوص در حق مادرم که شبها را به صبح
سپری می کرد برای من، اما امیدوارم که به آنها توفیق بخشش را در حقم بدهی.

مـادر ! نمی دانم که چگونه
با تو سخن بگویم و تشکر کنم، در صورتی که هیچ وقتی در راه رضای تو بر نداشتم، اما
از تو و خواهران و برادرانم می خواهم مرا ببخشید که احتیاج به بخشش دارم.

مـادر ! این را بگویم که
اگر لطف خدا شامل حال ما شد، نه بخاطر این است که فرزند شما خوب بوده، بلکه بزرگی
و عظمت خداوند بود که به این گدا لطف داشته، چرا که من خود را می شناسم و می دانم
که چه موجودی بودم، و این را بدانید، من می خواستم که در این راه فقط مسئولیتم را
که بر دوشم سنگینی میکرد انجام دهم و می خواستم که جوابگوی رهبر کبیر انقلاب، این
انسان کامل و کشتی نجات باشم، و این را بهترین وسیله برای انجام کارم دیدم و راضی
هستم و بودم.

و اما سخنی با
دوستان و آشنایان : همه می دانیم که در قرآن کریم، خداوند بندگان خود را به مقابلة
با دشمن دین خدا دعوت کرده و دستور کارزار هم داده و گفته که باید با دشمن دین خدا
تا آنجا جنگید که دیگر قادر به تجاوز به مسلمانان و سرزمینهای آنها نشوند. و لابد
هم می دانید که اگر در مسجدی که در آنجا نماز خوانده می شود، گوشه ای از آن نجس
شود، بر همة آن کسانی که در آنجا نماز خوانده اند و می خوانند واجب است که آن
نجاست را برطرف کنند؟ (البته واجب کفائی).

حالا این کشور هم
مثل یک مسجد می ماند که در آن افرادی پا گذشته اند که بر ما لازم و واجب است آنها
را بیرون کنیم و نجاست را از خود دور سازیم و مطهر شویم. خوشابحال آنانکه در این
امر پیش قدم شدند و تا آنجا که توانستند گوشه ای از این نجاست را برطرف کردند. ولی
هنوز برطرف نشده، اما آنانکه در این امر کوتاهی می کردند باید در آخرت جوابگو
باشند.

و اما سخنی چند با
دشمن دین خدا : آیا تا حال شده که یکروز، یک دقیقه با خود خلوت کنید و به این چند
سئوال جواب بگوئید که اسلام از شما چه میخواهد؟ و چرا با او دشمنی دارید؟

انصافاً بیائید و
چند دقیقه به این دو سئوال جواب دهید. مسلماً اگر خوب فکر کنید، جواب درستی خواهید
یافت. و اما شما برادران و دوستان و آشنایان: دشمن در صدد است که میان مسلمانان
اختلاف ایجاد کند و ضربة خود را بزند. بر شماست که هوشیار باشید. چه در کارخانه و
ادارات و چه در شهر و روستا، و نگذارید به این خواستة خود جامة عمل بپوشاند و امید
آنها را قطع کنید، همچنانکه تا بحال قطع کرده اید.

در پایان از همة شما
التماس دعا دارم و در دعاهای خود برای پیروزی اسلام و فرج آقا امام زمان (عج) و
سلامتی رهبر کبیر انقلاب که واقعاً حق بزرگی بر گردن همة ما دارد و ما را از کفر
به ایمان رهبری کرد، دعا کنیم و بعنوان یک برادر کوچکتر از شما میخواهم که مرا
ببخشید و اگر کسی چیزی از من می خواهد از منزل تحویل گیرد و اگر من از کسی چیزی
میخواهم به او می بخشم. به امید پیروزی اسلام بر کفر.

چند وصیت به مادرم


اولاً : 7 روز
روزه بدهکار هستم که 4 روز آن، متعلق به سال 65 و 3 روز دیگر، نذر شده که به نیت
برادرم مهدی گرفته شود.

دوم آنکه : 6 ماه
جهت احتیاط نماز بجا آورید و به نیت اگر علی یـا جمشیـد بتـوانند بجـا آورند، چه
بهتر.

سوم آنکه : آن
مقدار پولی که دارم، اگر به آن نیاز هست، مصرف کنید در غیر اینصورت به حساب 100
امام پرداخت کنید . در ضمن، چند کتاب دارم که به مسجد حاج علوان تحویل دهید البته
اگر خودتان نیاز ندارید.

در پایان از
برادران و خواهرانم میخواهم که در مجالس و مراسم مذهبی مثل گذشته شرکت کنید و حجاب
خود را همچون گذشته داشته باشید و در امر پرورش فرزندان خود سعی فراوان کنید که
فردا این فرزندان هستند که اسلام به آنها احتیاج دارد.

 

                                                                   
والسلام علیکم

                                                                    
عبدالکریم کامجو 28/9/65

 

 

 

 

واحد
فرهنگی پایگاه مقاومت بسیج شهید صابرپور - مسجد حاج علوان
اولین کسی باشید که دیدگاهی برای" عبدالکریم کامجو(حاجی زمان) " می نویسد