loader-img-2
loader-img-2

زندگینامه

سال 1336 خانواده شهید زاده در بهبهان پذیرای قدوم مبارک مصطفی شد. مصطفی کودکی مهربان و تیزهوش بود که هم همسالانش را به شور و نشاط دعوت می کرد و هم در مشکلات درسی و غیردرسی یار و یاور شان بود در سال 1355 با کسب رتبه اول دیپلم منطقه گچساران، در رشته دامپزشکی دانشگاه شیراز، پذیرفته شد.اما به دلیل جو نامناسب آن دانشگاه خود را به دانشگاه اصفهان منتقل نمود و در رشته دندانپزشکی مشغول به تحصیل گشت و در مدت کوتاهی یکی از اعضاء فعال و مؤثر انجمن اسلامی محسوب شد. در آن بحبوحه شور، مصطفی که می دانست آینده این کشور وظایف سنگینی بر دوشش خواهد گذاشت، برنامه های خودسازی چون روزه و ورزش هایی نظیر کشتی و کوهنوردی را آغاز کرد و پس از طی دوره های تخصصی دندانپزشکی و طب عمومی، بلافاصله برای خدمت به مردم راهی روستاهای اطراف اصفهان شد. هنگامیکه انقلاب اسلامی به پیروزی رسید او با پیشنهاد جهاد استان مسئولیت کمیته پزشکی جهاد استان خوزستان را بر عهده گرفت و به بیمارستان های خرمشهر و طالقانی آبادان خدمات ارزنده ای ارائه نمود هنگام اعزام کاروان بیمارستان صحرایی به آبادان جزء آخرین نفراتی بود که پس از سقوط سوسنگرد، شهر را ترک کرد. سپس از طریق پادگان حمیدیه با سمت معاون کمیته امداد پشتیبانی به کمک مجروحین شتافته و در روز میلاد حضرت ولیعصر(عج) در تاریخ بیست و هشتم اردیبهشت ماه 1361 در سن 24 سالگی، جبهه دارخوئین را با خون خود رنگین ساخت و در گلزار شهدای بهبهان آرام گرفت.

 

وصیت نامه

خدایا بر تو توکل می کنم و زندگیم را
درراه تو ادامه می دهم چه خطاهایی که مرتکب شده ام .... ولی من نمی خواهم مأیوس از
لطف بی پایانت شوم من امیدوارم به فضلت، به کرمت، به خودت و به اینکه بندگان را
تنها نمی گذاری. خدایا چه بسیار که توبه شکستم، چه بسیار از کارهایی که منع کرده
بودی، انجام دادم چه خطاهایی که نکردم و چه ستمهایی که به خلقت روا نداشتم.....
خدایا روسیاه درگاه تو هستم، خدایا مرا ببخش، خدایا به بزرگی خودت مرا مورد عفو
قرار بده.
اولین کسی باشید که دیدگاهی برای" مصطفی شهیدزاده " می نویسد