loader-img-2
loader-img-2
                                    بسم الله الرحمن الرحیم زندگی نامه ایران حیدری نسب: ایران حیدری نسب در سال ۱۳۴۱متولد شد در خانواده متوسط ومذهبی در کودکی نسبت به دیگر فرزندانم دلسوز تر بودند یادم می آیم که مدتی (من)(مادر)در بیمارستان تهران به علت مریضی بستری بودم واو با این که ۹الی ۱۰سال بیشتر نداشت از خود وخواهر وبرادرانش وپدرش نگهداری می کرد خیلی صبور وبردبار بود گذشت فراوان داشت باآن که در زمان طاغوت کسی به نماز وروزه وخواندن قرآن اهمیت نمی داد او در کودکی نماز می خواند روزه می گرفت وحتی به مدرسه باچادر می رفت هیچوقت او را ندیدم که رعایت کردن حجاب کوتاهی کند به خواهر وبرادران کوچک خود درس می داد. یادم می آید که از مدرسه ،مدیر مدرسه راهنمائی مرا (مادر)خواستند ومن وقتی رفتم گفتند خانم دخترت وقتی سرکلاس می نشیند چادرش را در نمی آورد خواهش می کنیم که به او بگوئید لااقل در کلاس چادر خود را بیرون بیاورد ولی وقتی با او در میان گذاشتم نرفتن مدرسه را بر چادر در آوردن خود ترجیح داد در سال اول دبیرستان او را به عقد پسرعمویش درآوریم وازدواج نمودند شوهرش هم مثل خودش از عبادت کوتاهی نمی کرد قرآن می خواند اول انقلاب در تظاهرات ونماز جمعه شرکت می کردند هر دو خیلی مهربان بودند هر دو امید روزهایی را داشتند که زنان ومردان در رعایت حجاب کوتاهی نکنند والحمدالله با پیروزی انقلاب به آرزوی خود رسیدند صاحب دو فرزند شدند پسرودختر یادم می آید درست ۵الی ۶روز قبل از شهادت مظلومانه اشان دخترم ایران به خانه ام آمد وگفت مادر جان خواب دیدم سیدی نورانی با اسبی سفید وشال سبزی دور گردنش در محوطه بازی ایستاد وگفت ایران بیا! من خیلی دور بودم آمدم نزدیکش بعد گفت آن سید نورانی که غلامرضا (شوهر شهید)وپریسا ومهدی راهم صدا بزن ایران بر می گردد در حالی که شوهرش وبچه هایش بدنبال او می آیند بدنبال آن سید نورانی واسبش براه می افتند این بود خواب او بعد من رو کردم به دخترم ایران وگفتم آیا نذری داری که ادا نکردی گفت : مادر نذر پسرم گوسفندی برای امام حسین وابوالفضل. خلاصه ۲الی ۳روز قبل از شهادت دخترم ودامادم گوسفند را خریدند ودرست در روز ۱۶/۷/۵۹در حالی که دخترم ۱۸سال بیشتر نداشت به شهادت رسید بعد من هم بنا بر نذری که دخترم ایران کرده بودگوسفند خریده را کشتم وبین فقرا تقسیم نمودم وبه یاد خواب آن عزیز افتادم که آن کسی که ایران وشوهر وفرزندانش را دعوت کرده بود وبه خود خواندن بود امام حسین(ع)بوده است واز جهتی خوشحالم که با امام حسین(ع)محشور شدند وبه شهادت رسیدند چه سعادتی که با آن امام بزرگوار (سرور وسالار شهیدان)به لقاء لله پیوستند روح ایران وشوهر وفرزندانش وتمام شهیدان اسلام شاد باد  وروانشان پاک باد به امید. آن که راه آن شهیدان راهمه مردم ادامه دهند وبه انقلاب وامام ورهبر معظم انقلاب ارج نهند
برای تکمیل اطلاعات مربوط به شهدا و مساجد، از شما دعوت می‌کنیم تا با ارسال اطلاعات ارزشمند خود در این امر خیر مشارکت کنید. اطلاعات خود را ثبت کنید
اولین کسی باشید که دیدگاهی برای" ایران حیدری نسب " می نویسد