loader-img-2
loader-img-2
برای تکمیل اطلاعات مربوط به شهدا و مساجد، از شما دعوت می‌کنیم تا با ارسال اطلاعات ارزشمند خود در این امر خیر مشارکت کنید. اطلاعات خود را ثبت کنید
زندگینامه: شهید حجت السلام والمسلمین شیخ محمود رزاق پناه

آنها که دل از الست مست آوردند جان را زعدم وعشق پرست آوردند
از دل بنهادند قدم بر سر جان تا یکدم پر درد بدست آوردند
گذری کوتاه بر لحظاتی چند از حیات ،عقیده،جهاد،وسرانجام شهادت پر افتخار طلبه و پاسدار شهید محمود رزاق پناه ،شهید محمود رزاق پناه دریک خانوادهی مذهبی ومتشرع به دنیا آمد وپابندی خانواده اش به موازین شرعی تاثیر زیادی در تربیت او داشته است به طوری که در دوران کودکی اهل تماز وروزه بود وبعد ها به جلسات قران وسخنرانی ها راه یافت ودر طریق استمرار وشکوفایی جوانه های رشد اسلامی ، درسنین بالا تر در مساجدی که آن زمان از حضور جوانان خالی احساس می شد، قرآن ونهج البلاغه می آموخت واحکام ومسائل شرعی را نقل ،وبه انقلابی در روحیات جوان های مهجور از نور قرآن ومعارف اسلامی دامن میزد. درسال 1354 ودرپی تشکیل کتابخانه ای درمسجد جزایری ، تصمیم گرفته شد که این کتابخانه بعنوان مرکز اشاعه فرهنگ اسلامی در جذب جوانان متعهد وبا استعداد بکوشد ‌(البته این کار در اوج قدرت شاه معدوم وگسترش بیش از حد فساد و فحشا و فرهنگ منحط غرب عملی بسیار مشکل می نمود و شهید رزاق پناه به عنوان عضو فعال کتابخانه شخصا توانسته بود برخی از دوستان دبیرستانی خودرا از این طریق ، به فطرت الهی شان ارشاد وجذب فرهنگ غنی اسلام نماید، واختناق پلیسی ساواک شاه اقتضای می کرد که او و سایر برادران مسئول درکتابخانه جهت تبلیغ وبسط آگاهی اسلامی به طور شبانه وبا جاسازی کتاب واعلامیه درپاکت میوه وزیر لباس به منازل دوستان ونیرو های متعهد گسیل شود. ودامنه این فعالیت ها تا برپایی جلسات سری تدریس قرآن ومراسم دعای کمیل در منزل شخصی خود نیز گسترش یافت.درسال 1356 که به تدریج نسیم انقلاب اسلامی شروع به وزیدن گرفت، وی نیز به عضویت یک گروه پخش اعلامیه در رابطه با کتابخانه مسجد جزایری درآمد بعد از فاجعه 19دی 1356 درقم که به تدریج نسیم انقلاب اسلامی شروع به وزیدن گرفت .برادران عضو کتابخانه مسجد جزایری وهمچنین برادر شهید محمود رزاق پناه تظا هراتی کو بنده را بر علیه رژیم طاغوت انجام دادند که منجربه حمله وحشیانه ی پلیس گردید وپیامد آن تعدادی از برادران دستگیر و روانه زندان شدند تا این که بعد از روز چهار شنبه 27دیماه سال1357 معروف به چهارشنبه سیاه که افسران و درجه داران وابسته به رژیم منحوس شاه با تانکها و مسلسل ها به شهر ریختند و باعث به شهادت رساندن عده زیادی از مردم اهواز گردید ، از آنجایی که شهید محمود رزاق پناه با یکی از گروه های اسلامی توسط یکی از برادران در ارتباط بود خود را برای مبارزه مسلحانه محیا می نمودند وبه همین منظور اقدام به تهیه سه راهی وساختن کوکتل مولوتف کردند این مبارزه همچنان تا پیروزی انقلاب اسلامی تا 22 بهمن 1357 ادامه داشت پس از پیروزی انقلاب و عضویت در انجمن اسلامی دبیرستان شهید مصطفی خمینی و اتمام تحصیلات متوسطه در سال58 به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد شهید رزاق پناه پس از طی مراحل آموزشی سپاه پاسداران کلاس های قرآن و احکام دائر نمود. با شروع جنگ تحمیلی به واحد آموزش سپاه منتقل شد و مسئولیت انبارداری را و وسایل و مهمات پادگان آموزشی را برعهده گرفت و در شرایطی که سپاه پاسداران با خیانت های بنی صدر در مضیقه تدارکاتی قرار گرفته بود، امانت و تعهد شایسته خود را در حفظ امکانات سپاه نشان داد. او در واحد آموزش سپاه پس از فراگیری یک مرحله آموزش نقشه خوانی علاوه بر کار ارزیابی به تدریس نقشه خوانی و قطب نما در دوره های آموزشی و و به موازاتع آن همچنان به تدریس قرآن اهتمام نمود . میدان قطب نمائی که در پشت پادگان آموزشی قرار دارد و هنوز هم تابلوهای آن برقرار است با کوشش شهید منظم شده است. عطش فراگیری علوم اسلامی سبب گردید تا وی موقتا از سپاه استعفاء داده و مشغول تحصیل علوم دینی گردد که پس از طی مراحلی نزد اساتیدی در اهواز جهت تحصیل بیشتر علوم شهر مقدس قم عزیمت کرد . اما روحیه رزمی و انگیزه جهاد اسلامی در شهید رزاق پناه هر از چند گاه او را از قم به جبهه های جنوب می کشاند که علاوه کار رزم و عملیات ، تحریر الوسیله امام را نیز در جبهه تدریس می کرد. شهید محمود رزاق پناه دو بار به جبهه رفت که بار دوم به عنوان روحانی گردان ایثار انجام مسئولیت می کرد و این مرحله با واسطه آینه شریفه (انا ارسلناک بشیرا). که در استخاره وی آمده بود تصمیم خودرا گرفته وطبق رسم جبهه لباس مرکب روحانیت وبسیج را بتن نمود. علاوه بر مسئولیت تدریس قرآن ورساله و نهج البلاغه در سنگر های مقدم برادران بسیجی ، در گروه گشت وشناسایی نیز شرکت . به طوری که هنگام حرکت درگروه گشت نفر مقدم بود وبه عبارتی هم سنگر علم وهم سنگر رزمش ، جبهه بود. روز ها را تدریس معارف قرآن و شب ها پشت تیر بار در خط مقدم جبهه از کیان اسلام پاس میداد .
آنان که کبوی عارفان افتادند تا نفحه صور چابک ودلشادند
قومی بفدای نفس تن دردادند قومی ز خودو جان و جهان آزادند
اری سالکان حق ومجاهدان خدای جوی را از پیش گاه فضل رب یکتا وهر لحظه حیات و پیکارشان اجری و پاداشی مقرر است ، از این رو پاداش جهادشان در راه الله نیز فوز عظیم شهادت است . شهید رزاق پناه در شب قبل از شهادت خود در طرح ریزی یک عملیات ایزائی علیه مزدوران عراقی شر کت نمود . وضمن ارائه طرح عملیات (که شب بعد با نام شهید رزاق پناه به مرحله ی اجر در آمد )درهمان شب شناسایی لازم جهت عملیات مورد نظرش پرداخت وپس از باز گشت تا طلوع فجر صادق به پاسداری از سنگرها پرداخت ودر هنگام اذان صبح وپس از اتمام پست خود به قصد وضو گرفتن به محل تانکر آب می رود و آستین های خودرا بالا میزند که در حال وضو نا گاه خمپاره ای از نوع خمپاره 60 در چند متری او اصابت کرده وتر کش های آن بدنش می نشیند وپس از مدتی با گفتن تکبیر وشهادتین وذکر انا لله و انا الیه راجعون به فیض عظیم شهادت و لقاء الله نائل می شود ودر جوار رحمت حق و به آرامشی ابدی می رسد .
آنکه ره عشق گزیدند همه درکوی حقیقت آرمیدندهمه
در معرکه دو کون فتح از عشق است زیرا که سپاه او شهید ند همه
از خصوصیات شهید محمود رزاق پناه نظم دقیق وپشت کار فراوان در کار هایش بود ،بطوری که در امر تحصیل (که مشغله ی اصلی او بود ) ودیگر کار های فرعی به گونه ای بر نا مه ریزی می نمود که نه از درس ونه متفر عات دیگر عقب نباشد از خصوصیات دیگر وی عاشقانه خواندن دعای کمیل و نماز شب بود به گونه ای که هنگام خواندن دعای کمیل از خوف خدا و ترس از عقوبات اخروی سخت متاثر و گریان می شد و از جمله از خصائل والای او برای حفظ اخلاص، مخفی کارهایش نسبت به عبادات و اعمال نیکش بود. و در نامه هایی که به دوستان و خویشاوندان خود نگارش می کرد ، مداوما آنها را نصیحت و موعظه کرده و مسئله تقوا و ترس از خدا و قیامت را مکرر در نامه هایش متذکر می شد و به هر کس به فراخور حالش رهنمودهایی می داد و در برخورد هایش بسیار خوش رو و با صفا بود . شهید محود رزاق پناه بسیار وقت شناس بود و همیشه از اتلاف وقت جلوگیری می نمود و هر وقت دیده می شد یا در حال مطالعه بود یا در حال عمل بود و هنگام ملاقات با دوستان مختصری معاشرت می کرد و مجددا جهت تحصیل و کار مرخص می شد . وی دارای بینش سیاسی عمیقی بود زیرا که با دقت خاصی اخبار و گزارشات روز را پیگیری می کرد . و به به جلسات شورای اسلامی نیز گوش می داد و خلاصه هم درس اهل درس و علم و مباحثه بود و هم به مسائل مملکتی خصوصا و جریاناتی که در جهان اسلام رخ می داد و عموما توجه کافی داشت . او بسیار صرفه جو بود و بشدت ار اسراف و تبذیر گریزان ، بطوریکه زبانزد دوستان و آشنایان شده بود. شهید محمود رزاق پناه از طرفی دنبال کمال خویش و در حرص رسیدن به مراتب عالی علمی و معنوی بود و از طرف دیگر همواره در خودش احساس کمبود و عقب افتادگی های زیادی می کرد به همین جهت گاهی وقت ها در اضطراب و نگرانی بود و این در گفتگو هایش آشکار مشد. اما نهایتا راهی را رفت که تمام این مراتب معنوی را در یک لحظه پیمود و به آن آرزوی دیرینه اش که همانا شهادت فی سبیل الله باشد رسید و در پایان این مقال ، خاطره ایی را از زیان یکی از همرزمان شهید در ارتباط با آثار شهادت وی ، نقل می کنیم: در شب شهادت محمود ، یعنی همان شبی که طرح یک شبیخون نظامی را به جبهه دشمن در شب آینده تهیه کردیم ، هر کدام از بچه ها به طرف سنگر خودشان حرکت کردند ، محمود هم خداحافظی کرد و رفت ولی حالت عجیبی داشت. بعد از چند دقیقه تلفن زنگ زد و مرا می خواست ، محمود بود او از من خواست که دعای فرج امام زمان (عج) را برایش بخوانم و بعد از من خواست که قرآن را باز کنم و سوره واقعه را برایش بخوانم و من نیز خواندم و آنگاه خدا حافظی نمود . آیا این همان مقام (فادخلی فی عبادی و داخلی جنتی) نیست؟ که حدیث شریف برسید شهیدان و سرور مظلومان منطبق نموده است. آیا این جنت همان است که مومنان در آن راه دارند ؟ آیا این بار یافتن و ارتزاق نزد رب الارباب همان معنی بشری آن است؟
یا رمزی الهی والاتر از فوق برداشت خاکی ، یار الها این چه سعادت عظیمی است نصیب بندگان خاص خود فرموده ای . امام خمینی
اولین کسی باشید که دیدگاهی برای" محمود رزاق پناه - (حجت السلام وال مسلمین) " می نویسد