loader-img-2
loader-img-2
«شهید هادی قلی پور» اهل مشهد بود اما جهاد و کربلای ایران او را شیفتۀ خود کرده بود و شده بود از بچه های مسجد «آیت الله شفیعی». در مشهد نجاری می کرد و در پیروزی انقلاب اسلامی نقش داشت و هنگامی که می خواست به جبهه اعزام شود ماحصل دوران کارگری خود را که یک موتور سیکلت بود، فروخت و پولش را به خانواده خود داده و راهی جبهه شد، «هادی» در تاریخ 12/2/1360 به جبهه سوسنگرد اعزام شد و در تدارکات سپاه پاسداران سوسنگرد مشغول به خدمت گردید. قیافه آرام و خندان «هادی» جاذبه ای دوست داشتنی داشت و باعث می شد که در برخورد اول بچه ها با او دوست شوند. بچه ها هر وقت او را می دیدند، به او می گفتند: «هادی» تو آخرش شهید می شوی. و هادی لبخند زیبایی می زد و می گفت: شهادت آرزوی من است. من همیشه می رفتم پابوس «امام رضا» (علیه السلام) ولی حالا می روم به دیدار خودش. «شهید هادی قلی پور» پس از مدتی که در تدارکات بود، به اصرار خودش وارد گروه عملیات شده و به علت شجاعت مثال زدنیش پس از مدتی وارد گروه شناسایی شد و با شوق زیاد به شناسایی مواضع دشمن می رفت. او به خاطر عشق به مرام پاسداری، به عضویت سپاه پاسداران سوسنگرد درآمد و راه پاسداران اسلام را در پیش گرفت. و بالاخره به عشق خود رسید و در نیمه شب 20/8/60 برای شناسایی به نزدیک دشمن رفته بود، مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت و به آرزوی خود که شهادت بود رسید. «هادی» رفت و ما را تنها گذاشت، ولی ما می دانیم که «هادی» کسی نیست که ما را تنها بگذارد و او هر گاه که مشکلی برای ما به وجود بیاید به کمک ما می آید. «شهید هادی قلی پور» را در چند سطر نمی توان معرفی کرد، آن هایی که با «هادی» بودند او را می شناختتند، او یک پاسدار واقعی «امام زمان» (علیه السلام) بود، و درجه خودش را از فرمانده اش گرفت و چه درجه ای بهتر بهتراز شهادت.  
برای تکمیل اطلاعات مربوط به شهدا و مساجد، از شما دعوت می‌کنیم تا با ارسال اطلاعات ارزشمند خود در این امر خیر مشارکت کنید. اطلاعات خود را ثبت کنید
اولین کسی باشید که دیدگاهی برای" هادی قلی پور " می نویسد