زندگی نامه شهید
شهرام مبارکی
شهید بهرام مبارکی
بعد از اتمام تحصیلات دبیرستانی به خدمت سربازی رفت.او در هوانیروز تهران مشغول به
خدمت بود تا اینکه در سال ۵۷ به دستور امام خمینی (ره) از پادگان گریخت و در آبادان
شروع به فعالیت علیه رﮊیم پلید ستمشاهی نمود.
بعد از پیروزی انقلاب
اسلامی بهرام همواره در صحنه های مختلف حضور داشت تا اینکه در سال ۵۹ با شروع جنگ تحمیلی
به عضویت سپاه پاسداران درآمده و از همان جبهه آبادان به مقابله با دشمنان متجاوز پرداخت.
او در سال ۶۳ به همدان مراجعت نمود و با عضویت در یگان انصارالحسین (ع) فصل نوینی از
جهاد فی سبیل الهی خویش را آغاز کرد. آن عاشق خستگی ناپذیر، سال های متمادی جسم مرارت
کش خود را در آماج بلایای جبهه ها قرارداده بود که آن گونه مشتاق در عملیات های مختلف
و با مسئولیت های متفاوت، جان برکفانه شرکت می کرد.
سرانجام شهید بهرام
مبارکی، سردار دلیر سپاه اسلام در آخرین ایام جنگ تحمیلی، برگه حضور خود را در کنگره
افلاکیان و صالحان در حالی دریافت نمود که با سمت فرماندهی گردان به همراه دیگر رزمندگان
تنگه مرصاد را به جهنمی از آتش و دود برای خوارج دین خدا مبدل ساخته بودند.
وصیتنامه شهید بهرام
مبارکی فرمانده گردان 154
بسم الله الرحمن
الرحیم
انا لله و انا الیه
راجعون
خدایا خدایا تا انقلاب
مهدى حتى کنار مهدى (عج )خمینى را نگهدار.
ما که پیرو مکتب
پیغمبر (ص) و ائمه اطهار (ع) هستیم, باید به اندازه توانایى خودمان به اسلام و اهداف
آن خدمت کنیم و من بهترین خدمت را جهاد مى دانم. جنگ با کفر مى دانم و این را انتخاب
کرده ام. زندگى را در جنگ با کفر و طاغوت مى دانم. عاشق چنین زندگى هستم و از جنگ با
کفار لذت می برم. زیرا با چنین جنگ هایى مى توانیم خودمان را بسازیم با چنین جنگ هایى
مى توانیم ایران ، عراق ، کربلا ، فلسطین و قدس و تمام مسلمانان و مستضعفین جهان را
آزاد کنیم و با جنگ است که مى توان صلح را برقرار کرد. جنگ با کفر بزرگترین دانشگاه
مى باشد و انسان در جنگ آبدیده مى شود. امام فرمود: جنگ نعمت است و مردان خدا دسته اى
بودند که تمام دارایى و زن و بچه حتى جان خویش را در طبق اخلاص گذاشته و ارزانى راه
خدا کرده اند تا خود ظرف نور و حیات شده و جمع و جامعه اى را از ظلمت، فساد و ستم ها
به سمت نور حق راهنما شوند و بدین طریق صداقت خویش را به اثبات رسانده و عهد خویش را
وفا کرده اند . عرض دیگر یعنى یاران و همراهان همچون تشنگان در کویر مانده شربت شهادت
را می جویند.
پس خدایا یاریت می دهم
تو هم طبق گفته ات: «(ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم ) من را یارى ده و ثابت قدم
کن تا نلغزم و از راه بدر نشوم و ناامید نشوم «.
خدایا دیگران رفتند،
دوستانم رفتند، چرا مرا گذاشته اى مرا گذشته اى تا امتحانم کنى، خدایا قبل از اینکه
امتحانم کنى صبر و استقامت در گناه و در مقابل دشمنان عطایم کن که از امتحانت رد نشوم
و موفق بیرون بیایم.
خدایا تو گفته اى
که هر کى عاشق من شد عاشق او مى شوم و به او بهترین نعمت که شهادت است نصیب می کنم
پس خدایا مرا خالص گردان و بهترین نعمت را نصیبم بگردان .
چند تقاضا:
دعا براى امام را
هرگز فراموش نکنید و پیرو امام باشید.
دعا براى یاران واقعی
امام و مردان خدا و رزمندگان اسلام و اسراى اسلام فراموش نشود .
براى شادى روح شهدا
فاتحه فراموش نشود.
مقدارى روزه و نماز
قضا دارم که امیدوارم از حقوقم براى روزه و نمازم بدهید .
امیدوارم هر که از
من ناراحتى دیده مرا به حق على (ع) ببخشد.
در ضمن هر چه دارم
برایم همسر, پسرم ودخترم مى گذارم و همسرم وکیل من مى باشد. در ضمن مرا یا در آبادان
کربلاى خوزستان آنجایى که هجده ماه براى خاک اسلامی اش خدمت کردم دفن کنید یا (هر جایى
که همسرم مایل باشد ) .
و خواهش دیگرى که
دارم این است که هنگامى که مرا دفن کردید بر مزارم سینه بزنید که سینه زنى را دوست
مى داشتم, چون به انسان روح خدایى مى دهد و اگر نتوانستید شب هاى جمعه بر مزارم بیایید
و اگر نتوانستید, هر جا هستید برایم فاتحه بخوانید. والسلام
پیامى براى اقوامم
:
بدانید که اسلام
حق است و اینکه امام خمینى عزیز مى آیند که پرچمدار این مکتب است و پیرو او باشید و
چیزى را با زور به فرزندانتان نقبولانید بلکه سعى کنید که با عقل و منطق با آنها رفتار
کنید و بگذارید بهترین راهى که انسان را به اسلام واقعى و حقیقى مى رساند و رضاى خدا
بیشتر در آن مى باشد انتخاب بکنند .
پیامى براى پدر،
خواهر و همسرم و فرزندانم :
اگر مى خواهید روح
مرا شاد کنید فقط در خط اسلام باشید .
خدایا خدایا تا انقلاب
مهدى (عج ) خمینى را نگهدار .
خدایا خدایا اسلام
و مسلمین را پیروز بگردان. خدا نگهدار شما باشد
بهرام مبارکى
28/11/64
در ضمن از مادر بزرگم
و دایى که مرا بزرگ کردند و در راه اسلام به من خدمت کردند سپاسگزارم. على جان پسر
خاله عزیزم اگر زحمتى نیست اگر همسرم خواست در همدان بماند، امیدوارم که او را مثل
خواهر خودت و براى او برادرى دلسوز باشى و براى فرزندانم دایى مهربان و از آنها نگهدارى
و سرپرستى کنى. متشکرم.
اگر چه دنیا دوست
داشتنى است اما خانه آخرت خیلى از دنیا زیباتر است, خیلى از دنیا بالاتر و عالى تر
است. اگر مال دنیا را آخر کار باید گذاشت و رفت پس چرا انسان آنرا در راه خدا انفاق
نکند و اگر این بدن هاى ساخته شده است که آخر کار بمیرد پس چرا در راه خدا با شمشیر
قطعه قطعه نشود.
بهرام مبارکى
وصیت نامه شخصی
بسمه تعالى
وصیت نامه اینجانب
بهرام مبارکى فرزند دادالله شماره شناسنامه 3232 محل تولد آبادان تاریخ تولد 1337
این وصیت نامه در
رابطه با اموال و بدهکاری هایم مى باشد. اولا در رابطه با وکیل ، همسرم ناهید آگاه
فرزند على اکبر به شماره شناسنامه 333 متولد آبادان وتاریخ تولد 1341 را از طرف خودم
وکیل مى کنم و کلیه اموالم متعلق به او و دو فرزندم على رضا و مرضیه مبارکى مى باشد
و باید حتما اموالم در اختیار همسرم و دو فرزندم قرار گیرد. در مورد منزل یک دستگاه
منزل در همدان واقع در خیابان شهید دکتر چمران کوچه سجادى بن بست شهید رجبى که زمینش
را از طریق تعاون سپاه و زمین شهرى گرفته ام وسندش نیز به اسم خودم مى باشد و در آن
دو طبقه و نیم ساختمان ساخته شده است که در حال حاضر در طبقه اول خانواده خودم زندگى
مى کنند و در طبقه دوم خانواده پسر خاله ام على سماواتى و در ضمن نحوه ساختن ساختمان
و مخارجى که در رابطه با ساختمان پرداخت شده بدین طریق مى باشد که از بانک ملى مهدیه
مقدارى وام گرفته که به اسم خودم مى باشد و در ضمن مقدارى پول به عنوان قرض از اقوام
و فامیل گرفته ایم که کل آن ها مشخص مى باشد و قرار شده که پول هاى گرفته شده از بانک
و فامیل به طور اشتراکى پرداخت شود.
تا به حال مقدارى
از قسط بانک داده شده است و کلیه مخارجى که تا به حال پرداخت شده در دو دفتر ثبت شده است.
در کل قرار بر این بوده که کلیه مخارج و خرج هایى که ساختمان نیاز دارد و وسایل مربوط
به ساختمان اشتراکى پرداخت شود و قرض ها نیز به طور نصف به نصف از طرف هر دو خانواده
پرداخت شود مگر بدهکاری هایى که انفرادى گرفته شده بود. در مورد مالکیت ساختمان و نحوه
تقسیم ساختمان، زیاد فکر کردم ولى به نتیجه اصلى نرسیده ام فقط مسائلى را توضیح مى دهم
که امیدوارم رسیدگى شود. اولا در ابتدا و قبل از ساختن ساختمان قرار براین بود که ما
یعنى من و پسر خاله ام على سماواتى فرزند ابوالحسن متولد آبادا ن تاریخ تولد1337 این
منزل را به طور اشتراکى بسازیم و استفاده از آن نیز اشتراکى باشد و در ضمن قرار بود
که اگر زمینى به اسم پسر خاله ام على فامیل سماواتى درآید کلیه مسائل آن نیز اشتراکى
باشد. حال اگر دو خانواده خواست در آنجا زندگى کنند و نیاز به هیچ تغییر و تحولى نبود
به همین صورت بماند ولى اگر نیاز به تغییر و تحول و یا مشخص شدن تقسیم بندى ساختمان
و تفکیک سند مالکیت شد مسائل از طریق حاکم شرع و مراجع قانونى پیگیرى و مشخص شود. فقط
امیدوارم که تصمیماتى که گرفته مى شود به نفع هر دو خانواده بوده و هیچ گونه نگرانى
پیش نیاید و هر دو خانواده رضایت داشته باشند. در ضمن حدود چهل و پنج هزار تومان پدرم
و پنج هزار تومان پسر عمه ام اسماعیل آگاه از من مى خواهند به عنوان قرض گرفته ام
.
در مورد روزه و نماز
باید بگویم که نماز و روزه خیلى بدهکار مى باشم . گاهى اوقات در منطقه بوده ام که نمى شد
روزه گرفت و یا قبلا روزه اى بدهکار بوده ام و نماز هم که قبلا سستى پیش آمده و گاهى
اوقات نخوانده شده است که اولا امیدوارم خداوند مرا ببخشد و در ضمن سعى شود از حقوقم
کسى را اجیر کرده و روزه و نمازم را به جا بیاورد. دعا به جان امام فراموش نشود.
والسلام خداحافظ
. بهرام مبارکى
24/7/66
خدایا خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار .