loader-img-2
loader-img-2
زندگی نامه شهید : شهید محمد صادق امانی همدانی در سال 1309 در تهران متولد شد. وی که از کسبه بازار تهران بود. بنابر بر نقل حاج مهدی عراقی خودش یک مجتهد بود و قریب 6 هزار حدیث از حفظ بود و مربی اخلاق بود، درس اخلاق داشت، بچه های زیادی از شاگردانش بودند که روزهای جمعه به خصوص به آن ها درس اخلاق می داد. شهید صادق امانی در گروه شیعیان فعالیت داشت و پس از آن با نظر حضرت امام(ره) به همراه جمعی از یاران اقدام به تاسیس موتلفه اسلامی کرد و پس از مدتی رهبری شاخه نظامی موتلفه را عهده دار شد و طراح عملیات بدر در اجرای حکم الهی درباره حسنعلی منصور بود. وی پس از واقعه کشته شدن منصور، تحت تعقیب قرار گرفت و پس از ده روز یعنی روز یازدهم بهمن ماه 1343 در منزل ابوالقاسم رضوی فرد دستگیر و به دنبال حکم دادگاه نظامی شاه به همراه همسنگران خود بخارایی، نیک نژاد ، صفار هرندی در 1344/3/26به درجه رفیع شهادت نائل گردید. وی نقش اساسی در رهبری موتلفه بر عهده داشت و در تربیت شاگردانی کوشید که از جمله ایشان شهیدان اندرزگو، بخارایی، نیک نژاد و صفار هرندی را می توان نام برد.
پیام شهید امانی
به یکی از یارانش در مؤتلفه اسلامی :

بسم الله الرحمن
الرحیم صلی الله علی محمد و آله الطیبین

برادر عزیز، دوست
وفادار، سرباز فداکار، حجت غائب خدا، تالی و عامل قرآن، پیشرو خوبان آقای. . ...

چند سالی از عمر
خود را با دوستی شما سپری نمودم و جز خیر بی حد ندیدم کاش همه عمر اینگونه می گذشت.

باری اکنون سفر بین
ما و شما موقت یا دائم و تا قیامت جدائی می اندازد اگر بازگشتم از خدا توفیق می خواهم
که از فیض دوستی شما بیش از پیش برخوردار باشم و اگر باز نگشتم دوستی ما قطع نشده به
یاد شمائیم و شما هم به یاد ما.

باری چند کلامی به
یادگار از من داشته باشید. هیئت و جمع فعلی ما بدون شک و به یقین مرضی خدا و ولی عصر
ارواحناله الفداء است و تا زمانی که به آئین تقوی و محبت عمل کنید به یاد خدا جمع شوید
و به یاد خدا پراکنده گردید در قلعه محکم حمایت ذات مقدس ولی عصر(عج) خواهید بود و
شما را بی مدد نخواهند گذاشت اگر من بازنگشتم از من لایقتر غلامی را به خدمت شما خواهند
فرستاد و مسلم بدانید کسی که نیتش ناپاک باشد نمی تواند خود را به دوستی رفقای ما درآورد
و بین ایشان درنگ کند دیر یا زود یا اندیشه خود را پاکیزه می کند و یا می رود.


حاج هادی امانی برادر و همرزم شهید حاج صادق امانی می گوید: «او خیلی نسبت به اباعبدالله الحسین(علیه السلام) ارادت داشت به گونه ای که هر وقت نام مبارک و مقدس این امام همام بر زبانش جاری می شد اشک ناخودآگاه از گوشه چشم ایشان سرازی می شد.

جمعیت ما از ابتدای عاشورا برنامه خاصی داشت روز عاشورا اکثراً همة ما می رفتیم منزل حاج آقای جواهریان و پس از عزاداری برادران ظهر را در آنجا بسر می بردیم. ما جمعاً بر روی پشت بام می رفتیم و یک زیارت عاشورا می خواندیم و عزاداری می کردیم. در تمام محرم و به مناسبتها ایشان جلسه را پربار می کردند و به فیض می رساندند. جلسه مرحوم شهید حاج آقا صادق گاهی اوقات توسط مداحان متفرقه به فیض می رسید اما در اکثر اوقات مداحان تربیت شده خود ایشان برنامه را اجرا می کردند.

حاج آقا صادق هم شعر می گفت و هم خود نوحه درست می کرد. ایشان اشعار زیادی سروده اند و اغلب آنها راجع به امامان بوده است. او در اشعار خود در آن زمان بدون ترس و واهمه نام امام خمینی(ره) را می آوردند و می گفتند که امام(ره) خواهد آمد و عاقبت دولت حق در ید ما می آید. شعر «گفت عزیز فاطمه نیست ز مرگ واهمه، تا به تنم توان بود زیر ستم نمی روم» از جمله اشعار حاج صادق بود که در ایام عزاداری محرم روز 15 خرداد به مردم داده شده بود که در مراسم عزاداری استفاده کنند.»



 یکی از شاگردان شهید امانی نیز نقل می کند:«شبی از جلسه باز می گشتیم و از طریق بازار به منزل می رفتیم تنها من توفیق همراهی آن بزرگوار را داشتم و در بازار هم کسی نبود تکه ای نان به ایشان تعارف کردم تشکر کردند و نخوردند. عرض کردم مگر شما گرسنه نیستید، فرمودند: چرا ولی خوردن در معابر و بازار کراهت دارد. عرض کردم حاج آقا الان که کسی در بازار نیست فرمودند: خدا که هست. با تمام وجود خدا را در همه جا حس می کردند.

برای تنوع جلسات در همان جمعه ها اردوی جمکران می گذاشتند. جمعه ای منتظر شهید امانی بودیم در قرار حاضر شود. در موعد مقرر آمد سوار اتوبوس شد راننده خواست حرکت کند که اشاره کرد بایست. راننده ایستاد همه متعجب منتظر بودیم ببینیم چه شده است. حاج آقا فرمود: دیشب پدرم به رحمت خدا رفت و من چون قول داده بودم بر سر قرار آمدم اگر اجازه دهید برای کفن و دفن پدر بروم. بچه ها همه غمگین شدند و گفتند: حاج آقا بی شما لطفی ندارد ولی چاره ای نیست. شهید حاج صادق تا سوار ماشین شدن ما ایستاد و بعد به خانه برگشت. او تا این حد به عهد خود پایبند بود.»



شهید حاج صادق امانی استاد اخلاقی بود که با عمل می آموخت.  عزیز در خاطرات خود می گوید:«یکی از روش های تبلیغی شهید صادق امانی برای شرکت جوانان در جلسات و اردوهای تفریحی ابتکار و انتخاب احادیثی بود که در ارتباط با همان عملی که انجام می دادند کاملاً آشکار بود مثلاً قبوضی که برای افراد شرکت کننده در اردو تهیه شده بود در سر فصل قبض آرم دو دست فشرده به یکدیگر و این حدیث نقش بسته بود «هل الدین الا الحب» آیا دینداری غیر از صفا و دوستی است. معلوم است چون در این گونه حرکت های جمعی که نیاز به صفا و صمیمیت است این حدیث شریف کاملاً مصداق عملی دارد.»


اولین کسی باشید که دیدگاهی برای" محمد صادق امانی همدانی " می نویسد