loader-img-2
loader-img-2
روحانی شهید: سید علی سید روحانی فرزند: سید مهدی استان: قم شهرستان: قم تولد: 6/11/1340-قم شهادت: 3/12/1362-جُفیر خیابان چهارمردان نامی آشنا در شهر قم است که کمتر کسی ممکن است آن را نشنیده باشد. نامش یاد آور به دار آویختن چهار مرد بزرگ و محله اش روزهای انقلاب را خاطر نشان می سازد. از چهارمردان که به سمت گذر قلعه روانه می شویم در آن کوچه قدیمی و محله با سابقه، مسجد و مدرسه مرحوم حاج سید صادق جلب توجه می کند و ما را به یاد موسس این بنا مرحوم آیت الله حاج سید صادق روحانی می اندازد که دارای کرامات بسیار و مرد علم و فقاهت و زهد و ورع در عمل بود و حکایات زیادی از او منقول است که در این مختصر گنجایش تفصیل آن را ندارد. مقابل درب مسجد، منزل ایشان است که از بنای آن حدود دو قرن می گذرد و بعد از وی فرزند برومندش مرحوم آیت الله حاج سید ابوالحسن روحانی زندگی کرده و هم اکنون پدر بزرگوار شهید، آیت الله حاج سید مهدی روحانی چون پدران و نیاکان صالح خویش هم چنان درب منزل را به روی مراجعین برای رفع گرفتاری ها گشوده اند. در یکی از روزهای سرد زمستانی در بهمن سال 1340 کودکی در این خانه با برکت چشم به جهان گشود. پدر به عشق مولود کعبه نام وی را علی نهاد، کودکی که در میان خانواده ای روحانی، در محیطی مملوّ از ایمان پرورش یافت و در خانه ای آکنده از علم و تقوی، فقه و فضیلت بارور شد. دوران ابتدایی را در مدرسه سعدی و جعفری گذراند و دوره راهنمایی را در مدرسه جام جم تحصیل نمود. از همان اوان طفولیت شور و شوق عجیبی نسبت به وظایف دینی و مذهبی از خود نشان می داد. نکته قابل توجه این است که وی از همان اوایل به طور عجیبی به سرور شهیدان حضرت امام حسین -علیه السلام- عشق می ورزید و در مجالس ذکر مصایب اهل بیت -علیهم السلام- بسیار حاضر می شد و خود نیز چنین مجالسی را بر پا می نمود. پس از یک سال از شروع دبیرستان، با ترغیب و پیشنهاد پدر بزرگوارش مشغول به تحصیل دروس حوزه شد. ابتدا سه سال در مدرسه حقانی و پس از انقلاب در درس های آزاد ادامه تحصیل داد و تا بهمن سال 1362 به رسائل و مکاسب با همت و جدیت بسیار اشتغال داشت. سال های قبل از انقلاب با این که سنین کودکی را پشت سر می گذاشت ولی در تکثیر نوارهای امام که از نجف یا پاریس می رسید و یا در تظاهرات روزهای تاریخی و شعار دادن بر بالای بام خانه، مخصوصاً زمانی که شب ها حکومت نظامی بود همراه با بچه های چهارمردان شرکت می کرد. بعد از پیروزی انقلاب نیز او فعال تر شد و به همراه تنی چند از دوستانش در همان اوایل تشکیل جهاد سازندگی به روستاها می رفت و در عمل اعتقاد خویش را به انقلاب اسلامی ثابت می نمود و به خاطر همکاری های زیادش با سپاه مسؤولیت نظارت بر ستاد مقاومت ناحیه دو چهارمردان را پذیرفت. در عین حال که از ناراحتی جسمی رنج می برد ولی به صورتی خالصانه جلسات متعددی برای جوانان محله خود می گذاشت تا برای ایشان راهنمایی شود. وی با ظاهری آراسته و باطنی پیراسته و با صفا و نورانیت خاصی که داشت همگان را مجذوب خویش می نمود. شعاع مهر و محبتش از پیر کهن سال تا کودک خردسال، از غریبه و آشنا، از همسایگان دور و نزدیک و از خویشان وغیره، همه و همه را فرا می گرفت. سید علی با شروع جنگ تحمیلی در نیمه دوم سال 1361 تصمیم گرفت برای دیدن یک دوره نظامی به تهران سفرکند. لذا به عنوان تبلیغ عازم پادگان حمزه تهران شد و علاوه بر آموزش نظامی به کار تبلیغاتی نیز مشغول گشت. سرانجام در 19 دی ماه همان سال رهسپار جبهه ها گردید. در اواخر خرداد سال 1362 برای بار دوم به جبهه جنوب عزیمت کرد که رفتن وی مقارن با ماه مبارک رمضان بود. برنامه های تبلیغی وسیعی در جبهه انجام داد. پس از بازگشت به قم بعد از چند روزی دوباره برای سومین بار به جبهه غرب در منطقه باختران اعزام شد و در محدوده عملیاتی والفجر 3 شرکت نمود. و آخرین سفر معنوی وی به جبهه ها روز چهاردهم بهمن 1362 بود که به همراه گروهی از روحانیون به قرارگاه کربلا رفت. بعد از استقرار در لشکر 17 علی بن ابیطالب -علیه السلام- در انرژی اتمی اهواز انجام وظیفه نمود، بعد از آن به مقر تیپ المهدی (از استان فارس) واقع در پادگان پنجم شکاری منتقل شد، که در آنجا برنامه های تبلیغی فراوانی برای نیروها بر پا نمود. سرانجام در عملیات خیبر که گردان ها همگی آماده بودند از جمله گردان های تیپ المهدی، ناگهان هواپیماهای عراقی در آسمان منطقه جفیرآشکار شدند و شروع به پرتاب راکت به محل استقرار رزمندگان کردند که ترکش یکی از این راکت ها به بدن سید علی اصابت نمود و او را به درجه رفیع شهادت رساند. "روحش شاد و راهش پر رهرو باد
برای تکمیل اطلاعات مربوط به شهدا و مساجد، از شما دعوت می‌کنیم تا با ارسال اطلاعات ارزشمند خود در این امر خیر مشارکت کنید. اطلاعات خود را ثبت کنید
اولین کسی باشید که دیدگاهی برای" سیدعلی روحانی " می نویسد