سال 1335 به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی
تا دبیرستان را در همدان شهری که در آن متولد شده بود ,گذراند. دوران ابتدایی را به
صورت روزانه درس خواند وار آن به بعد مجبور بود روزها کار کند وشبها درس بخواند.با
این کار هم هزینه های تحصیل خودش را تامین می کرد وهم برای خانواده اش کمک بزرگی بود.
مادرش می گوید یادندارم کسی به او گفته
باشد نماز بخوان یا مسجدبرو,او با علاقه واز سنین کودکی مسجد می رفت وسالها قبل از
اینکه به سن تکلیف برسد نماز می خواند.
کمک به دیگران را وظیفه ی خود می دانست
,از کوچکی عادت داشت به مردم کمک کند؛مادرش می گوید:نشد برای آوردن انگور به باغ برودوهمه
ی میوه هایی راکه چیده بود به منزل بیاورد,در راه بیشتر آنها را به فقرا می داد.
از نوجوانی به مبارزه بر علیه طاغوت پرداخت،او
در این راه دشوار وسخت از هیچ کاری رویگردان نبود ویکی از پیشگامان مبارزات مردمی در
همدان بود.
وقتی انقلاب شکوهمند اسلامی به پیروزی رسید,او
از پا ننشست و فعالیتهایش را بیشتر کرد,می دانست دشمنان به این راحتی دست از توطئه
بر علیه مردم ایران بر نخواهند داشت. دردرگیری های پاوه و جنگ داخلی که ضد انقلاب در
کردستان به راه انداخته بود,شرکت کرد.اوداوطلبانه به سپاه پاسداران پیوست و به مناطق
درگیری با ضد انقلاب در پاوه و سنندج و مهاباد رفت.
پیش قدمی را در خطرات و سختی ها، همیشه
برای خود لازم می شمرد. پس از مدتی که مسئولیت گروهی از رزمندگان را در این مناطق به عهده
داشت ,به همدان بازگشت و جنگ در جبهه فرهنگی را آغاز کرد,او این بار با استعفا از سپاه
پاسداران انقلاب اسلامی , مبارزه با تهاجم فرهنگی بیگانه و همچنین فقرزدایی از زندگی
محرومان و ستمدیدگان را انتخاب کرده بود.
باتهاجم همه جانبه ی ارتش بعث عراق که به
نمایندگی از دنیای ظلم وستم آمده بود تا به خیال باطل خود انقلاب اسلامی مردم ایران
را به نابودی بکشاند؛ دوباره به عضویت سپاه درآمد و به جبهه ی قصر شیرین رفت و با قبول
مسئولیت گروهی از رزمندگان به مقابله با تهاجم دشمن پرداخت.
با گذشت زمان و بروز خلاقیت های بی شمار
,با صلاحدید فرماندهان, فرماندهی عملیات سپاه همدان به او محول شد اما این سمت نتوانست
او را از جبهه ها جدا کند.
او با همین سمت در خط مقدم جبهه مشغول نبرد
با متجاوزان بود .اعتقاد داشت تمام حرکات و رفتار باید در راه نجات دین و شرف باشد.
تقی بهمنی نوری بود در ظلمت و باید روزی
به ملکوت اعلا می پیوست، در آخرین روزهای زندگی زمینی چندین بار همرزمان شهیدش را در
خواب می بیند، گویا زمزمه ی وصالش در میان عرشیان برپا بود. سرانجام در دهم اردیبهشت
1360 به علت اصابت ترکش خمپاره در جبهه ی غرب به شهادت رسید.
بسم ا... الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
ا... اکبر ,خدا بزرگ است. من به خاطر اسلام،
بلکه برای رسیدن به معبودم در این جبهه مبارزه می کنم و معتقد هستم این دنیا برای انسان
یک زندان بیش نیست چنانکه شیعه از اول در برابر ستمگران همواره گفته است، ما شیعه ها
در برابر هیچ گونه زور تحمل نمی کنیم. پای مقاومت ستمگران را خواهیم شکست و فراموش
نمی کنیم که درس بزرگی از سرور آزادگان حسین(ع) آموخته ایم که در برابر ستمگر به پا
خیز.
من می دانم که این جنگ تحمیلی پایدار نیست
و خداوند وعده داده است که پیروزی از آن ماست. خدا خود شاهد است که در این جنگ تحمیلی
هم از طرف خودی من زجر می برم و هم از طرف دشمن، زیرا ما از درون با ستون پنجم در جنگ
مواجه هستیم و از خارج با ابرقدرتهای شیطانی. خدایا تو را قسم می دهم به جوانان آغشته
به خون که اسلام را در این لحظه از زمان یاری کن.
و اما شما مسلمانان ,در این موقع از زمان
نشان بدهید که ما آزاده هستیم و پیرو مکتب اسلام هستیم. من شهادت را دوست دارم زیرا
هر لحظه به استقبال آن می روم و با خون خودم می خواهم اسلام را یاری کنم, اگر خدا این
قربانی را از خانواده ما قبول کند.
اما خانواده عزیزم شما را به خدا قسم می
دهم بعد از مرگ من اگر مجلس عزاداری به پا کردید، خوشحال باشید و جشن بگیرید و به تمام
بازماندگان بگوئید که خدا هم از ما قبول کرد. من به هیچ کس بدهکاری ندارم و از چند
نفر مقداری پول می خواهم که این پولها را برای بچه ها و خانواده های بی سرپرست به مصرف
رسانید و باز هم دوست دارم که با لباس و سایر وسایل از جمله پوتین در خاک بسپارید.
انقلاب ما، مانند نهالی نو است که احتیاج
به آب دارد و ما مسلمانان برای آبیاری آن باید خون بدهیم تا این نهال بعد از چند زمانی
ثمر خود را بدهد. حقیقتا شهید قلب تاریخ است زیرا با خون خود آزادی و انسانی زیستن
را برای بازماندگان آموزش می دهد بنابه به قول شهید تاریخ دکتر شریعتی «خدایا خوب زیستن
را به ما بیاموز خود بهتر مردن را خواهیم آموخت».
برای من حضوردشمن در خاک ایران ننگ بود
زیرا هم خاک عزیز ما زیر پوتین کثیف آنها بود و از همه مهمتر اینکه اسلام در این موقع
از زمان در این بوته آزمایش به خطر افتاده.
ای مسلمانان یاری کنید اسلام را زیرا این
انقلاب ما در جهان برای تمام مستضعفین یک امید است ,تنها یاری دهنده این ستمدیدگان
همین انقلاب مکتبی ماست که در انتظار هستند ببینید چطور می شود. من آرزو دارم که خداوند
بزرگ عمر طولانی به امام خمینی ,بت شکن تاریخ عطا کند تا این انقلاب را به مقصد نهایی
خودش هدایت کند و بعد امید دارم که خداوند خمینی ها و طالقانی ها و ابوذرهای دیگری
هم خود آماده کند تا با کمک آنها زمینه صدور انقلاب رادر ممالک مختلف جهان آماده بکنند
و از تمام دوستان و عزیزان خداحافظی می کنم و شما را به خدا می سپارم. تقی بهمنی