سال 1335 یکی از محله های فقیر نشین شهر
همدان شاهد تولد کودکی بود که بعدها یکی از سرداران بزرگ ایران اسلامی شد.
دوران کودکی و نوجوانی عباس با عشق به اهل
بیت همراه بود واین موضوع باعث شکل گیری شخصیت او در مسیر الهی شد. پدر ومادرش سعی
داشتند او را مطابق قوانین الهی بزرگ کنند ,مادرش می گوید هیچ گاه بدون وضو به اوشیر
ندادم.
تحصیلات ابتدایی وراهنمایی را با موفقیت گذران ووارد
دوره متوسطه شد. این دوران همزمان بود با سالهای پایانی حکومت ستم پیشه شاه خائن.پس
از سالها مبارزه و تلاش پیگیر مردم ایران به رهبری امام خمینی(ره)پایه های حکومت ستم
وظلم شاه شروع به ریزش کرده بود.
عباس جوانی خود را وقف تلاش برای به ثمر رساندن انقلاب
اسلامی کرد.او در کوران مبارزات مردم ایران در برابر طاغوت جسم وروح خود را صیقل بخشید
و نقش به سزایی در بزرگترین انقلاب مردمی قرن بیستم ایفا کرد.
پس از پیروزی انقلاب با دستور معمار کبیر
انقلاب اسلامی, جهاد سازندگی تشکیل شدتا ویرانه ها وعقب افتادگی های حاصل از سالهای
حکومت سیاه وننگین سلسله های ستم شاهی پهلوی وقاجار را ,بسازد وآباد کند.عباس به این
نهاد مردمی پیوست و به مناطق محروم و رفت تا
تمام تلاش خود را متوجه آبادانی این مناطق و خدمت به هموطنانش نماید. حضور عباس و همکارانش
دربخش "خنجین" استان همدان شور وشوق عجیبی در مردم محروم این منطقه ایجاد
کرده بود.آنها تا به خاطر داشتند در حکومت شاه یا هیچ مسئولی به سراغ آنها نمی رفت
ویا اگرهم می رفت برای چپاول آنها می رفت.
آنها با مشاهده عباس وتلاشهای او برای کمک
به مردم وحضورش در کنار شان ,غذاخوردن با آنها و... یا اوصاف کارگزارانی می افتادند
که امام علی (ع)درنهج البلاغه می فرماید.
عباس در تلاش برای ایجاد رفاه وآسایش برای
مردم محروم استان همدان بود که شعله های جنگ تحمیلی زبانه کشید .او این بار خود را
در محک امتحان بزرگتری یافت و به یاری دین خدا شتافت .
او با همت مثال زدنی اش ستاد پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد سازندگی همدان را تشکیل
داد و به عنوان مسئول این تشکیلات نوپا وارد میدان نبرد با متجاوزین به ایران شد. او
در زمانی کوتاه با تکامل و توسعه این مجموعه خدمات شایانی به ایران در جنگ نابرابرش
مقابل کشورهای مهاجم کرد. به اقرار فرماندهان جنگ او در بیشتر عملیات نقش تعیین کننده
ای در خلق پیروزی ها داشت.
عباس عاشق خدا بود, درسفری به سرزمین وحی
با پروردگار یگانه اش عهد بست تا جان در بدن دارد به دفاع از اسلام ناب محمدی بپردازد.در جبهه بود که عباس به اوج عظمت روحی رسید
.او به عنوان فرماندهی لایق و توانا زبانزد عام و خاص شد ه بود ,هرجا گره یا مشکلی
پیش می آمد,اوچاره ساز بود. سرانجام این سردارملی که راه طولانی را برای وصال محبوب
طی کرده بود، در روز 22 اردیبهشت 1366 ، در جبهه ی غرب به افلاکیان پیوست.
منبع:"جاده های کوهستانی"نوشته
ی محمود قاسمی,نشر مهسا,تهران-1387
بسم الله الرحمن الرحیم
برادران و خواهران من :
اگر امت و امامت هر دو کنار هم باشند و
امت بی هیچ کاستی و کاهلی به دنبال امام حرکت کنند، طولی نخواهد کشید که بساط جور و
استکبار در زمین برچیده می شود.
پایان مظلومیت انسان در گرو حرکت یکپارچه
امت پشت سر امام است و این مشکل عمده و اساسی محرومیت انسان در همه تاریخ است.
زمین هیچ وقت بی حجت نبوده اما تقریبا همیشه
امام بی امت بوده و این مشکل بزرگ انسانیت است. وصیت من به همه اقشار اعم از کشاورز،
کارگر، اداری، بازاری, روحانی , دانشگاهی و ... این است که اولا سعی کنند میزان تقوی
عبادی، اجتماعی سیاسی و ... را حفظ کنند. ثانیاً بدانید که راه خدمت به اسلام اطاعت
محض از ولایت فقیه است.
نکند خدایی نکرده خواندن چند کتاب در حوزه
و گذراندن چند واحد در دانشگاه حجابی شود که چراغ هدایت خدا در زمین( ولایت فقیه و
نیابت ولایت فقیه) را ندیده و با چشمانی نابینا در تاریکی و ظلالت با خیال خدمت ,خیانت
به دستمایه این انقلاب خونبار بکنیم.
برادر و خواهرم:
امروز استکبار جهانی با همه قوا به میدان
مبارزه با اسلام آمده و هروز بیشتر از پیش خود را مجهز می کند . نفس وجود او در عدم
ماست و تا صدای الله اکبر ما را خاموش نکنند از پای نمی نشینند. پس بپای خیزید و صدای
خداوندان زر و زور و تزویر جهانی را در گلویشان خفه کنید و فرصت یک نفس راحت را هم
به آنها ندهید که نفس راحت آنان خون دیده و آه سرد مستضعفین عالم را همراه دارد.
غیرتمندان برخیزند و قلم پای این متجاوزین
به حقوق انسانهای محروم، که فریاد یاللمسلمین آنها بلند است را بشکنید.
پیروان علی(ع) به پا خیزید ,با صلاح تقوا
و سلاح آتشین خود , قلب استکبار شرق و غرب را از سینه بیرون آورده و زیر پا له کرده
و فرصت گفتن آخ را به آنها ندهید.
فرزندان حسین(ع) ندای اورا که فرمود:نمی
بینم در شهادت سعادت و در زندگی با ظالمین ننگ را, سر داده و رضای حق را با نابودی
دشمنان خدا کسب کنید. فرزندان حسین(ع) به حسین(ع) اقتدا کنید. عاشورائیان به عاشورا
اقتدا کنید و خواهران و مادران به فاطمه و زینب اقتدا کنید. جوانان به علی اکبر(ع)و
پیرمردان به حبیب(س).
از راه منحرف شده ها به حر اقتدا کنید. جبهه های
حماسه و شرف انسانهای غیرتمند و دلاور را طلب می کنند. عزیزان به سوی جبهه ها بشتابید
که فردا دیر است. خواهران و برادران گرامی: صدام خاکریز اول استکبار جهانی است، خاکریز
اول اگر شکسته شود خاکریزهای بعدی سست تر هستند. من یقین دارم پیروزی با ماست.
خدایا امروز یزیدیان در مقابل حسینیان صف کشیده اند،
نبودن در صف حسینیان یاری نمودن یزیدیان است، هان ای کسانی که مخالفید و کسانی که بی تفاوتید
,فردا هیچ عذری در پیشگاه خداوند متعال ندارید ,تا فرصت هست کمی فکر کنید, به خود آئید
وبه دور از تعصبات قشری و ذخیره های ذهنی و کمبودها و نارسائی ها ؛این انقلاب را در
مبارزه با دشمنان، حمایت از محرومین، سرتسلیم فرود نیاوردن در مقابل غیر خدا،و شاخصه
های دیگر آن را تجزیه و تحلیل کنید وبا دیدی وسیع به او نگاه کنید و از خود بپرسید
که چه باید بکنید.
اگر او را در این مبارزه یاری نکنید که در مسیر شرق و غربید. اگر بی تفاوت باشید که
آدم بی تفاوت دیگر انسان نیست، سنگ و چوب است. پس بیائید از کمبودها و نارسائی هایی
که ناشی از مبارزه همه جانبه با استکبار جهانی است, بالاتر رفته و موجودیت این انقلاب
که پیام حیاتبخش اسلام را سرلوحه برنامه های خود قرار داده, پاس بداریم و حسین گونه
با هرچه که داریم به یاری آن بشتابیم. والسلام
عباس پورش همدانی