سال 1338در خانواده ای مبارز پرور به دنیا
آمد . تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان هاتف (سابق)طی کرد و از نزدیک در تماس با توده
مستضعف جامعه درد فقر و محرومیت را چشید . مبارزات سیاسی سعید علیه رژیم شاهنشاهی از
وقتی در فعالیتهای او جا گرفت که برادرش مسعود ، توسط ساواک دستگیر و به سیاهچالهای
مخوف ستم شاهی کشیده شد . او آن زمان در سنین نوجوانی بود.
سال آخر تحصیلات دبیرستان او همزمان با
دوران پیروزی انقلاب اسلامی بود, سعید فعالانه و با اشتیاق به پخش اعلامیه ها ودستورات
امام خمینی می پرداخت.
در این راه او با دو برادرش مسعود و پرویز
همراه بود واین همراهی تا مرزشهادت ادامه یافت ؛همگامی وهمراهی مقدسی که به شهادت سه
برادر انجامید.
در عملیات فتح المبین , بیت المقدس و رمضان
به عنوان فرمانده محور عملیاتی شرکت داشت .لشکر 32 انصار الحسین (ع) یکی از کلیدی ترین
یگانهای سپاه دردوران دفاع مقدس بود.هنگامی که فرماندهان استان همدان تصمیم به تشکیل
این لشکر گرفتند ,سعید اسلامیان تلاش زیادی در جهت شکل گیری آن انجام داد.
او در این لشکر سمت قائم مقام فرماندهی
لشکر را پذیرفت. اولین ماموریتش درعملیات والفجر 2 باز پس گیری پادگان حاج عمران بود
.در عملیات والفجر 5 ، خیبر و عاشورا هم حضور موثر داشت .
بعد از آن سعید به مدت یک سال فرماندهی
سپاه پاوه و تیپ انصار الرسول را که از نیروهای بومی تشکیل شده بود, پذیرفت .به دلیل
نیاز لشکر 32انصارالحسین (ع)به وجود سعید اسلامیان و به تقاضای فرمانده این لشکر ،
او بازگشت تا در عملیات کربلای 4و5 شرکت نماید.
سعید اسلامیان تا پایان جنگ در میادین عزت
و شرف حضور مخلصانه و اساسی داشت. با پذیرش قطعنامه 598توسط ایران و پایان جنگ ,همواره
به مادرش می گفت که من ازقافله دور مانده ام ,دعا کن که خدا مرا به فیض شهادت نائل
گرداند.
بعد از جنگ و با توجه به تجارب وتعهد سعید؛از
سوی ستاد فرماندهی کل قوا دعوت به همکاری می شود و در کار سازماندهی عملیات این ستاد
مشغول خدمت می گردد .
سحرگاه هفدهم دیماه 1367 مصادف با سالروز
شهادت دختر گرانقدر رسول خدا حضرت فاطمه زهرا (س) بعد از سالها تلاش و مبارزه , در
حالیکه از ماموریت مناطق مرزی به طرف تهران برمی گشت براثر حادثه ای به شهادت می رسد.
منبع:پرونده شهید دربنیاد شهید وامور ایثارگران
همدان و مصاحبه با خانواده وهمرزمان شهید
بسم الله الرحمن الرحیم
شهادت مى دهم به وحدانیت خداوند منان و
فرستاده او حضرت محمد و روز معاد .خدایا تو شاهد بودى در تمام مدت عمر خود ،سعى مى
کردم در مسیر ولایت و قرآن حرکت کنم , هیچ وقت نمى خواستم یک لحظه، بمانم. امید دارم
خداوند از تقصیرات بنده بگذرد در غیر اینصورت واى بر حالم . برادرانم ، همسنگرانم ،
به جهانخواران شرق و غرب بگوئید اگر خانه و کاشانه ام را به آتش بکشید ، اگر گلوله
هاى شما قلبم را سوراخ کند,آرزوى شنیدن یک کلمه ضعف و زبونى و آرزوى فروختن دینم را
به گور خواهید برد . به آنها بگوئید که اگر پیکرم را زنده زنده پاره کنند,اگر پاره
هاى تنم را به آتش بسوزانند اگر خاکسترم را به دریا بریزند از دل امواج خروشان دریا
صدایم را خواهند شنید که فریاد مى زنم اسلام پیروز است ، کفر نابود است.
تا قله آرزو سفـــر کرد و گذشــت در پهنه
عشق، جان سپر کرد و گذشت
خورشید صفت، برآمد از مشرق عشق این شام
سیاه را صحر کرد و گذشـت
سعید اسلامیان
وصیتنامه ای دیگر
بِسمَ رَبّ الشّهداء و الصّدّیقین و الصّالحین
و به نستعین
إنما المومنونَ الَّذینَ أمَنوا بِاللهِ
وَ رَسولِهِ ثُمَّ لَم یَرتابوا وَ جاهَدوا بِأموالِهِم و أنُفسِهِم فِی سبیلِ الله
أولئِکَ هُمُ الصّادقون
منحصراً مومنان آن کسانند که به خدا و رسول
او ایمان آوردند و بعداً هیچگاه ریبی به دل راه ندادند و در راه خدا با مال و جانشان
جهاد کردند آنان به حقیقت راستگو هستند.
قرآن کریم
خداوندا, اکنون که تنها با تو سخن می گویم
و تو را شکر گذارم پس تو را شاهد می گیرم عزیزترین و بهترین چیزی که تو به من دادی
و آن جانم می باشد و چیزی بهتر از آن ندارم. پس آنرا در راه تو و برای رضای تو هدیه
می نمایم, هدیه ای که خود شما به ما عنایت کردی. پروردگارا باز تورا شاهد می گیرم که
این راه را با آگاهی کامل انتخاب نمودم و با تمام وجود شهادت را که سعادتی بس بزرگ
است ,می پذیرم چرا که شهادت حد نهایی تکامل یک انسان است و نیز شهادت ردای سرخ است
که عاشقان الله را شیفته می سازد. می بینم که آیه شریفه قرآن چگونه ما را زیبا راهنمایی
می کند. شهادت بالاترین مرحله ای است که انسان می تواند به آن برسد و آن مرحله ای است
که انسان به هوای نفس خود پاسخ نمی دهد و غالب بر آن است و دنیا برای او ناچیز است
و نمی تواند بماند و همانند زندانی است که او را مجبور به زیستن کنند و او در این حال
به نفس مطمئنه رسیده و خداوند تبارک و تعالی بر این دنیا او را نمی تواند بپذیرد و
او را به سوی خود می طلبد و بر ماست که این نهال نوشکفته را با خون خود به ثمر برسانیم
و این تکلیف بر ماست وامت اسلام و خداوند به ما توفیق انجام این کار را عطا فرماید
و من پیامی برای شما که باید این نهال را تا آخر به ثمر برسانید دارم و آن پیام این
است :
«أطیعُوا الله وَ أطیعُوا الرّسولِ وَ أولِی
الأمرِ منکم»
اطاعت کنید خداوند را و اطاعت کنید از رسول
و اطاعت کنید از صاحبان امر که در نبودن رسول به جای آنان هستند.
اطاعت از امام این مرجع تقلید شیعیان جهان
یک امر و قانون الهی است که بر دوش ما و شما نهاده شده که او دست جنایتکاران غرب و
شرق را از این مملکت بریده است و صلاح این امت اسلامی را می خواهد و باید او را یاری
کنیم مانند اصحاب امام حسین(ع) که در کربلا به یاری آن امام بزرگوار و معلم شهادت برای
همه نسلها باید به یاری نائب امام زمانمان بشتابیم.
پدر عزیزم در راه خدا اسماعیل های خود را
آماده کن. مبادا اگر فرزندت در راه خدا حرکت کرد و شهید شد غمی بر چهره مردانه ات بنشیند
و بدان که شهادت یکی از اعضاء خانواده باعث سربلندی و عزت شرف خانواده و اسلام می گردد
.
مادرم هر وقت به یاد من افتادی شکر خدا
را به جا آورید که خدا لیاقت مادر شهید بودن را به تو عطا نموده واقعاً خوشا به حال
شما ومقامتان نزد خدا .
همسر عزیزم که در تمام مدت طول زندگی مشترکمان
جداً در سختی و دشواری زندگی پا به پای بنده بودی ومن از روی او به زحمات بی دریغی
که می کشید شرمنده هستم, اگر خداوند از بنده راضی شد و توفیق شهادت نصیب بنده گشت هر
دو فرزندم را همسرم بزرگ کند.
برادران و همسنگرانم به جهانخوران شرق و
غرب بگویید که اگر خانه و کاشانه ام رابه آتش بکشید اگر گلوله های شما قلبم را سوراخ
کند, آرزوی شنیدن یک کلمه ضعف و زبونی و آرزوی فروختن دینم را به گور خواهید برد. به
آنها بگوئید که اگر پیکرم را زنده زنده پاره کنند و پاره های تنم را به آتش بسوزانند
اگر خاکسترم را به دریا بریزند از دل امواج دریا صدایم را خواهید شنید که فریاد می زنم
اسلام پیروز است.
سعید اسلامیان