loader-img-2
loader-img-2
  سال 1340 در شب میلاد سرور شهیدان حضرت حسین بن علی علیه السلام در تهران پا به عرصه وجود گذاشت. او از همان اوان کودکی با قرآن انس گرفت و از نماز استعانت جست. نماز را در مسجد به جا می آورد و در منزل بیشتر با تلاوت آیات نورانی قرآن روح و روانش را صیقل می داد. از همان کودکی با اخلاق پسندیده و صفات نیک، زندگی را صفا می بخشید و فردی با ایمان گشت. سپس به قم عزیمت کرد و تحصیلات خود را ادامه داد. شانزده ساله بود که جرقه انقلاب بر دامن حکومت طاغوت افتاد و او همگام با نسل پرشور انقلاب پیش رفت و حلقوم پاکش به طنین تکبیر و شعار گشوده شد. در سایه ساز مکتب حیات بخش اسلام و با دم مسیحایی حضرت امام (ره) به مبارزه با طاغوت پرداخت و در گرماگرم انقلاب از خود تعهد و اخلاص نشان داد و در صحنه های نهضت مقدس اسلامی مشارکت کرد. با پیروزی انقلاب، علاوه بر ادامه تحصیل، در صحنه های مختلف به پاسداری از ارزش ها همت گماشت. با آغاز جنگ تحمیلی دل بی قرارش را به جبهه های نبرد سپرد و اصرار خانواده برای ادامه تحصیل اثر نبخشید و راهی جبهه های جنگ شد. یک سره در جبهه های نبرد ماند و در مسئولیت های مختلفی به جهاد پرداخت و هر بار با بدنی مجروح به شهر بازمی گشت. شهید کریمی در علمیات بستان، فتح المبین، بیت المقدس، والفجر چهار، خیبر، بدر، والفجر هشت، کربلای یک، کربلای چهار و کربلای پنج حضور داشت و پس از شش سال جهاد مقدس به درج? رفیع شهادت نایل آمد. سراسر زندگی او سرشار از پاکی بود، در شکوه عظمت همنشین بسیجیان بود. در اوج شهامت و شجاعت، ساده می زیست و صادقانه روزگار می گذرانید. با بچه ها که سخن می گفت، حرف های او نه بوی ریا می داد و نه خودستایی. به مرخصی که می آمد، کمتر به خانه می رفت و دائم در بسیج و پایگاه های مقاومت می ماند. شب که می شد با دست های پر عاطفه اش به یاری بیچارگان می شتافت و با احساس و عشق، گره از کار آنان می گشود. او مصداق انسان کامل بود یعنی به امیر مومنان علی علیه السلام تاسی کرد و روح مالامال از شجاعت و شهامت را با ترس و بیم از آه یتیمان و درماندگان قرین کرده بود. منبع:ستارگان خاکی،نوشته ی ،محمد خامه یار،نشرلشگر17علی ابن ابی طالب(ع)،قم-1375
وصیت نامه
بسم رب الشهدا
با آرزوی طول عمر هرچه بیشتر امام امت، رهبر عزیزمان و امید
تمام مسلمین و مستضعفان جهان بالاخص ایران و پیروزی هرچه بیشتر و زودتر رزمندگان
اسلام وصیت نام? خود را آغاز می کنم. اولین وصیت من این است در هر موقع و هرکجا که
هستید، اول به امام عزیزمان دعا کنید و این شعار خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی
را نگهدار را هیچ وقت فراموش نکنید و ذکر همیشگی تان باشد.
دومین وصیت من این است که همیشه روحانیت مبارز را پشتیبان
باشید تا شکست نخورید که به قول امام اسلام بدون روحانیت مثل کشور بدون طبیب است.
پدر و مادر و برادر و خواهران و دوستان و آشنایان، سرنوشت
انسان هرچه باشد، همان است و هیچ کس نمی تواند سرنوشت خود را عوض کند. انسان یک
بار به دنیا می آید و یک بار هم از این دنیا برود. پس چه بهتر که در راه خدا و
اسلام از این دنیا برود. در این دنیا هرقدر هم که ناراحتی می کشد لااقل در آن دنیا
راحت باشد. درخت اسلام احتیاج به خون دارد و این خون جوانان است که می تواند این
درخت را بارور سازد و به قول سالار شهیدان حسین بن علی که می فرماید: اگر دین محمد
پایدار نمی ماند جز با کشته شدن من پس ای شمشیرها مرا دریابید اگر اسلام و کشور با
ریختن خون جوانان پایدار می ماند پس ای سربهای داغ صدامیان کافر بر قلب من فرود
آیید. پس اگر من شهید شدم ناراحت نشوید بلکه خوشحال باشید چون من امانتی بودم که
خدا به شما داده بود و شما این امانت را در راه خودش پس دادید و اگر من شهید شدم
لباس سیاه نپوشید بلکه لباس سفید بپوشید چون لحظ? شهادت، لحظه دامادی من است و شب
اول قبر، شب زفاف من می باشد هرکس به خاطر شهید شدن من ناراحت شود و خدای نکرده
ایمانش ضعیف بشود، خدا شاهد است به جد امام قسم راضی نیستم و آن دنیا باید جواب
بدهد. پدر و مادر و برادر و خواهران عزیزم بعد از شهید شدن من در هر لباس و در هر
کجا که هستید و به هر صورتی که می توانید راهی را که من رفتم شما هم ادامه دهنده
این راه باشید، چون راهی است که به سوی سعادت و خوشبختی می رود و انتهایش درجه
رفیع شهادت می باشد. و انسان شهادت در راه خدا را با جان و دل استقبال می کند.
والسلام علی من اتبع الهدی
پاسدار و فدایی کوچک شما احمد کریمی 20/8/1361
اولین کسی باشید که دیدگاهی برای" احمد کریمی " می نویسد