زندگینامه
بیژن گُرد فرزند عبدالله در سال هزار و سیصد و چهل و پنج در
جزیره ی خارک به دنیا آمد. در دوران کودکی به همراه خانواده به بندر بوشهر مهاجرت
کرد و تا پایان عمر کوتاهش نیز ساکن این بندر تاریخی شد. دوران آموزش ابتدایی را
در دبستان فروغی، واقع در محله ی باغ زهرای بوشهر و دوره ی راهنمایی را در مدرسه ی
حکیم نظامی گذراند. هنوز دوران سه ساله ی راهنمایی او تمام نشده بود که غرش توفان
انقلاب اسلامی آغاز شد و موج آن سرتاسر ایران و از جمله استان بوشهر را فرا گرفت.
بیژن هم گام با دانش آموزان، هم کلاسی
ها و مردم بوشهر در راهپیمایی ها و تظاهرات ضد رژیم پهلوی شرکت می کرد. پس از
سرنگونی طاغوت پهلوی و روی کار آمدن و استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی، گرد با
جمعی از یاران و دوستان هم دل در پایگاه مقاومت بسیج مستضعفین در محله ی باغ زهرا
به پاسداری از آرمان ها و ارزش های والای اسلام و انقلاب اسلامی مشغول شد. شب ها
را به حراست و حفظ امنیت شهری و مبارزه با اوباش، دزدان شب و خصوصاً ضد انقلاب
سپری کرد و روزها به تحصیل ادامه داد.
پس از اتمام دوران راهنمایی، وارد
دبیرستان دکتر علی شریعتی بوشهر شد. با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و آغاز یک
جنگ همه جانبه ی استکبار جهانی علیه ایران اسلامی، او بیش از پیش در خود احساس
مسئولیت کرد. بیژن که جوانمردی را در مکتب سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین
(ع) آموخته بود، به ندای هل من ناصر حسین زمانش پاسخ مثبت داد و در پانزدهم
خردادماه هزار و سیصد و شصت به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان
بوشهر درآمد و به مبارزه ی قهرآمیز با ضدانقلاب و گروهک های ملحد و معاند اسلام
پرداخت.
در شانزدهم مردادماه هزار و سیصد و
شصت و دو برای گذراندن دوران آموزش نظامی و فنون ویژه از بوشهر عازم ماهشهر و
آبادان شد و به مدت یک ماه آموزش های لازم را فرا گرفت. پس از آن راهی جبهه های حق
علیه باطل شد و با از جان گذشتگی، به دفاع از ایران اسلامی پرداخت. از سال هزار و سیصد و شصت و دو تا هزار و سیصد و شصت و پنج،
گُرد در اغلب عملیات ها شرکت فعال و مستمر داشت و در عملیات های تنگ چزابه،
خیبر،فتح المبین، بدر، والفجر 8، کربلای 3، کربلای 4، کربلای 5، سایت پنج و طرح
ریزی نقشه ی فتح اسلکه ی البکر و الحمید حضور داشت و در زمین و دریا با دشمن به
مصاف پرداخت. وی در کنار مبارزه با متجاوزان به ایران اسلامی از فراگیری علم و
دانش نیز غافل نشد و به تحصیلاتش ادامه داد و موفق به اخذ دیپلم شد. پس از آن با بانویی عفیف و صبور ازدواج کرد که حاصل آن یک دختر
و یک پسر بود.
به دلیل شرکت در عملیات های آبی و
خاکی و خصوصاً تجربه ی حضور در نبردهای دریایی اسلکه های البکر و الحمید و کسب
دانش غنی جنگ های دریایی، گرد از اواخر سال هزار و سیصد و شصت و پنج از بخش زمینی
و رزمی به نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوشهر یعنی قرارگاه نوح نبی
(ع)، منتقل و به مقابله ی مستقیم و رو در رو با ام الفساد و شیطان دوران، آمریکای
جنایت کار پرداخت.
سال هزار و سیصد و شصت و شش فرا رسید؛
سالی که برای بیژن سال تلاش، سرنوشت و مبارزه ی دریایی با استکبار جهانی و مرزداری
از آب های نیلگون خلیج فارس بود. در هجدهم فروردین همان سال از سوی فرماندهی سپاه
استان به سمت فرمانده ی یدک کش قرارگاه نوح نبی (ع) بوشهر منصوب و مشغول گشت زنی
روی آب های دریای خلیج فارس و دریای عمان شد. وی در نیمه ی اول سال شصت و شش در
چندین عملیات دریایی شرکت کرد و ضربات مؤثری بر ناوگان دریایی آمریکا و دیگر
متجاوزان وارد آورد.
سرانجام روز موعود، روز پانزدهم
مهرماه، روز سرنوشت سرخ فرا رسید. جمعی از رزمندگان دریادل بوشهری برای مقابله با
تحرکات ناوگان متجاوز آمریکایی در خلیج فارس راهی دریا و آب های بین المللی شدند.
در این مأموریت، گرد فرمانده ی موتوری یدک کش را بر عهده داشت. بیست و چهار ساعت
پر از دلهره و هراس سپری شد اما دریادلان بوشهری با ناوگان آمریکا برخورد نکردند.
شب شانزدهم مهرماه هزار و سیصد و شصت و شش فرا رسید. خورشید در امواج پرتلاطم خلیج
فارس فرو رفت و سیاهی سرتاسر دریا را فرا گرفت. کشتی های دلاوران اسلام در سیاهی
شب روی انبوه آب های گرم خلیج فارس جولان می دادند که ناگهان بالگردهای متجاوز
آمریکایی به قایق های رزمندگان اسلام هجوم آوردند و با موشک و بمب آنان را زیر آتش
سنگین گرفتند. جنگ نابرابری بین چند قایق ساده و بالگردهای مجهز به انواع و اقسام
مهمات جنگ های دریایی آغاز گشت.
رزمندگان دریادل اسلام با شجاعت تمام
به دفاع در مقابل متجاوزین پرداختند و در کمال شگفتی و ناباوری مهاجمین مستکبر،
یکی از بالگردهای آمریکایی را مورد هدف قرار داده و در قعر آب های خلیج فارس
سرنگون کردند. بعد از آن بر حجم آتش دشمن افزوده گشت. جنگ و درگیری حدود بیست
دقیقه به طول انجامید. سرانجام بیژن گرد در سنّ 21 سالگی به
همراه جمعی دیگر از یارانش مظلومانه و غریبانه آب های خلیج فارس را با خون های پاک
خود لاله گون کردند و به درجه ی رفیع شهادت نایل آمدند.