loader-img-2
loader-img-2
سوم شهریور ماه 1342 ه ش در روستای" حاتم آباد"در یکی از قطبهای صنایع دستی ایران یعنی لاله جین در استان همدان متولد شد.  خانواده ای محروم و بی بضاعت داشت , رنج و سختی زندگی را از کودکی چشید. پدرش علیرغم فقر و مشکلات معیشتی ,هرگز از تربیت اسلامی فرزندان خود غافل نبود، به همین سبب نبی الله احدی از کودکی با قرآن انس گرفت وبا سیره ائمه(ع) آشنا شد. با سپری کردن دوران کودکی پا به مدرسه گذاشت تا با فراگیری دانش همزمان رشد معنوی و علمی را باهم تجربه کند. به تحصیل علاقه ی زیادی داشت اما  تا پایان مقطع ابتدایی  تحصیل کرد و پس از آن به دلیل  مشکلات اقتصادی که خانواده اش با آن درگیربود، ترک تحصیل کرد. پس از کنار گذاشتن تحصیل اوبه تهران مهاجرت کردتا با کار کردن هم هزینه های زندگی خودش را تامین کند وهم کمک خانواده اش باشد تا قدری از مشکلات آنها را بر طرف نماید. اودر کار گاهی کار پیدا کرد وبا تلاش و کوشش زیاد به کار کردن مشغول شد. دوران کارگری او در تهران ,همزمان بود با اوجگیری انقلاب اسلامی و اعتراضات مردم ایران بر علیه حکومت ستمگر پهلوی ,نبی الله احدی که از روحیه عدالت طلبی و ظلم ستیزانه ای برخوردار بود, به سیل خروشان مردم پیوست تا در راه تحقق آرمانهای الهی امام خمینی(ره)رهبرانقلاب اسلامی ,به مبارزه با فرعون ایران بپردازد. بعد از آن تمام وقت وزندگی او شده بود مبارزه وتلاش برای نابودی حکومتی که غیر از فقر,فساد ,ظلم وبی عدالتی هیچ دستاوردی برای ایران وایرانی نداشت. دراین راه او از هیچ خطری نمی هراسید ,عاشقانه وبا نیت الهی به مبارزه می پرداخت. در سقوط یکی از پادگان های تهران وپایگاه حکومت پهلوی در باغ شاه سابق نقش شاخصی داشت.  پس از استقرار نظام اسلامی به فعالیتهای فرهنگی و مذهبی روی آورد.اعتقاد داشت ملتی که از غنای فرهنگ ملی ومذهبی بالایی برخوردار باشند ,آسیب پذیر نخواهند بود. سال 1359 به همدان برگشت وبه عضویت بسیج درآمد. سال 60 13به جبهه اعزام رفت و عاشقانه در عملیات فتح المبین حضور یافت. در سال 1361 به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد وبه لشکر انصارالحسین(ع)پیوست.  پس از ورود به لشکر انصارالحسین(ع)با پذیرش فرماندهی گروهی از رزمندگان همدانی در عملیات مسلم بن عقیل شرکت کرد وبا تحقق تمام اهداف واگذارشده لیاقت وکارایی خود را به اثبات رساند. او در طول حضور در جبهه مسئولیتهای زیادی را به عهده گرفت ودر راه دفاع از ایران اسلامی چندبار مجروح شد,این مجروحیتها هرگزدر اراده ی الهی او خللی وارد نکرد . نبی الله احدی از روزی که به جبهه رفت تا هنگام شهادتش که در بیست ونهم دیماه 1365 در جبهه ی شلمچه ودر عملیات بزرگ کربلای 5 اتفاق افتاد هرگز حاضر به جدایی از جبهه وجنگ نشد. منبع:پرونده شهید دربنیاد شهید وامور ایثارگران همدان و مصاحبه با خانواده وهمرزمان شهید
بسمه تعالى

شهیدان زنده اند الله اکبر

ولا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا
بل احیاء عند ربهم یرزقون

مرده مپندارید آنانکه در راه خدا کشته شدند
بلکه زنده اند و نزد خداى خویش روزى مى خورند .

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان ،به
نام او که از اویم ،هستیم براى اوست ،رفتنم براى اوست و بازگشتم براى اوست .

بار پروردگارا سپاس مى گویم که به من فرصت
دادى که اسلام عزیز را بشناسم تا در خاموشى ،نادانى جهل و شرک از دنیا نروم. آرى انقلاب
اسلامى به رهبرى امام خمینى باعث شد تا من از زندگى مادى و پست زود گذر دنیا خارج شوم
. با دیدگاه توحیدى و بینش وسیع به جهان بنگرم و شهادت و مرگ را تولدى دیگر در جهت
جاودانگى انسان بدانم . اى خداى مهربان که همه را به سوى خود مى خوانى ,چگونه از تو
ستایش کنم که بعد از پنج سال خدمت در لباس مقدس پاسدارى شهید شدن را نصیبم مى کنى
.خدایا چگونه از تو تشکر کنم که هر چه را خواستم به من عطا کردى .خدایا من چیزى ندارم
که در مقابل لطف شما بدهم به جز این جان ناقابل که آن هم از خود توست در راهت هدیه
مى کنم .

سخنى با مادر و پدرم :

امیدوارم که سلام ناقابل فرزند خود را بپذیرید
و از اینکه سالهاست باعث رنج و زحمت شما شده ام مرا ببخشید و اینجا اعتراف مى کنم که
من نتوانستم حق شما را ادا کنم و امیدوارم که مرا حلال کنید ولى به شما اطمینان مى
دهم که تحمل این امور خود یکى از بزرگترین عبادتهاست که معلوم نیست این توفیق براى
همیشه در نزد امت ما باشد که با دادن جان و مال و دادن فرزند خود ,خود را در این اجر
عظیم الهى شرکت بدهید و این توصیه را به همه بنمایید .

اى پدر عزیزم از اینکه تربیت تو مرا به
راه اسلام و قرآن کشاند و عاقبت مرا به عاقبتى خیر بدل گرداند از شما بسیار تشکر مى
کنم و امیدوارم که خداوند شما را در ثواب شهیدان راهش شریک و به بهشت اعلا خویش واصل
گرداند و اى مادر خوب و مهربانم که زحمت زیادى برایم کشیدى که من این زحمات شما را
در هیچ شرایطى فراموش نمى کنم. مادر جان صبور باش مانند زینب (س)که در کربلاى حسینى
آنچنان صبر و استقامت از خودنشان داد. امید است تو هم آنطور باشى که الحمدلله هستى
و از خداوند مى خواهم تو را با جهادگران در راهش شریک قرار دهد و لکن من هم به سهم
خود از شما تشکر مى نمایم .

پدر و مادر وبرادرانم و خواهرانم و اى همسرم
مبادا در شهادت من سرتان را پایین بیاندازید بلکه سرتان را بالا گرفته ,مانند دیگر
خانواده هاى شهدا استوار باشید و به شهادت من افتخار کنید و به این افتخار کنید که
من راهم را آگاهانه انتخاب کردم و خودم را فداى راه و هدفم کردم .

چند کلامى با همسر و دخترم :

مرا حلال کنید که نتوانستم در مدت زندگى
که با هم بودیم یک همسر خوبى باشم. امید است که مرا ببخشید. اگر سختى از من دیده اید
و با سخنى ناجور شنیده اید که باعث رنج شما شده است مرا عفو نمایید و امیدوارم خود
را مانند سایر زنان قهرمان ,همانند همسر حنظله پیامبر و حنظله هاى دیگر زمان امام امت
,خود مهیا ساخته باشید و در دورى من همانند سایر همسران شهیدان باشید . بدان که جهاد
تو در این امر بسیار ارزشمند است. همسر خوبم بعد از شهادت من هرچه صلاح اسلام است بدان
عمل کن .

سلام بر دخترم که هیچ وقت بابایت را خوب
ندیدى از اینکه باباى خوبى نبودم مرا ببخشى دخترم ,بصیره جان مى دانم که یتیم بزرگ
شدن سخت است اما یتیم شدن شما با همه یتیمان فرق دارد چرا که امام پدر همه فرزندان
شهدا است. امید است دخترم را چنان تربیت کنید تا از اسلام و قرآن دفاع کند و خود را
براى فداکردن در راه خدا آماده کند .

سخنى با برادران و خواهران و دوستانم :

بین منافقین گریه نکنید و آنها را شاد نکنید
و در تشییع جنازه من مواظب باشید اگر جنازه من به دستتان رسید مگذارید منافقین و کوردلان
و کسانى که در خط امام نیستند در زیر جنازه من بروند به آنها هشدار دهید حتى جنازه
ام از آنها راضى نخواهد شد .از برادران و خواهران حزب اللهى مى خواهم که امام عزیز
را یارى کنند, پیرو خط ولایت فقیه باشید چون نجات یک امت مسلمان در رهبرى و ولایت فقیه
است از برادران بسیجى و کتابخانه که به حق یاران فداکار اسلام و امام هستند صمیمانه
تشکر مى کنم و از آنان مى خواهم مانند همیشه استوار باشند و بر منافقین دو چهره که
در همه وقت مزاحم کار شما مى شوند رو ندهید و به آنها بفهمانید که در پایگاههاى اسلامى
جایى ندارند.

از برادران بسیجى و حزب اللهى مى خواهم
با وضو وارد بسیج بشوند چرا که شهیدانى چون نبى زاده و فتح الهى و واثقى در آنجا پا
نهادند و شهید شدند .

در خاتمه از همه مى خواهم که مرا حلال کنند
و مرا ببخشند به امید پیروزى اسلام بر کفر جهانى .

قربان شما نبى الله احدى

9 2/9/ 5 6 خدایا خدایا تا انقلاب مهدى
خمینى را نگهدار
اولین کسی باشید که دیدگاهی برای" نبی اله احدی قلیچی " می نویسد