loader-img-2
loader-img-2
سال 1319 در همدان به دنیا آمد. تقدیر الهی بر این رقم خورد که محمود در اولین قدم های نوجوانی با از دست دادن پدر,مشکلاتی را تحمل نماید تا آبدیده تر شود,چون قرار بود در آینده ماموریت بزرگی را انجام دهد. با دشواری ها و سختی های بی شمار تحصیلاتش را تامقطع دبیرستان پشت سر گذاشت. در سال 1343 بعد از طی یک دوره آموزشی هفت ماهه در دانشسرای کشاورزی تهران به استخدام اداره تعاون و امور روستاها درآمد. زندگی مشترکش را با همسرش در بارگاه ملکوتی امام رضا (ع) درمشهد آغاز کرد.خرید او در مشهد چند جلد کتاب بود, از جمله کتب مناظره نوشته شهید هاشمی نژاد.از آن به بعد به مطالعه کتاب های مذهبی پرداخت. به ارشاد و تحریک روستائیان علیه رژیم استعمارگر پهلوی می پرداخت و با سوزاندن مجلات، نشریات و عکسهای خاندان فاسد پهلوی از پخش آنها در روستاها که یکی از وظایفش بود ,خودداری می کرد. فعالیت های مذهبی، سیاسی را در ابتدا با شرکت در جلسات حاج آقا اکرمی در سال 1345 به صورت رسمی شروع کرد و از روحانیونی که هفته ای یک بار توسط برادران سید کاظم اکرمی و علی آقامحمدی برای ارشاد جوانان به همدان دعوت می شدند ,در منزل پذیرایی می کرد. با دستگیری اکرمی و آقامحمدی توسط ساواک ,او با تغییر قیافه از دام مأمورین گریخت. سال 1357 به صورت پنهانی و بدون وابستگی به هیچ گروه یا سازمانی به لبنان رفت و بعد از پایان دوره ای در سازمان امل لبنان با وارد کردن اسلحه و مهمات به ایران، دامنه فعالیت های انقلابی خود را گسترش داد. از بنیانگذاران سپاه در همدان بود . قبل از آغاز جنگ تحمیلی در غرب کشور با ضدانقلاب وگروهکهای عامل آمریکا مبارزه کرده بود وتجارب زیادی داشت. هنگامی که آتش جنگ تحمیلی هشت ساله افروخته شد به یاری دیگر رزمندگان شتافت .او در بیشتر عملیات رزمندگان اسلام بر علیه ائتلاف کفر والحاد از جمله ثامن الائمه، طریق القدس، فتح المبین و حضورداشت. وقتی اسرائیل به لبنان حمله کرد او دوباره به لبنان رفت تا با یاری مردم مظلوم این کشوربه مبارزه با اشغالگران صهیونیست برخیزد.مدتی در لبنان بود و دستور امام خمینی (ره)به ایران برگشت. پس از برگشت به ایران به لشکر 27 محمد رسول الله (ص)رفت و فرماندهی لجستیک این لشکر را به عهده گرفت. مدتی بعد عملیات رمضان که اولین عملیات ایران برای تعقیب متجاوزین در خاک دشمن بود,شرکت کرد و در روز عید فطر ,سی ام تیرماه 1361به شهادت رسید. منبع:پرونده شهید دربنیاد شهید وامور ایثارگران همدان و مصاحبه با خانواده وهمرزمان شهید
بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

به نام خدا و با سلام به امام زمان و نایب
بر حق او خمینی کبیر و با درود به امت رزمنده ایران .

گواهی می دهم بر یگانگی خداوند و شهادت
می دهم که حضرت محمد(ص) فرستاده برحق خداوند است و آخرین پیامبر و همچنین دوازده امام
که اولشان حضرت علی(ع) و آخرین پیشوا, حضرت مهدی(عج) می باشد، همچنین امام خمینی رهبر
و نایب امام.

کل نفس ذائقه الموت قرآن کریم

خداوند را شکر می گذارم که نعمت مرگ و شهادت
را مقرر فرموده

علی علیه السلام

پیکار کنید ,بگذارید دامن کفنتان به جای
لکه ننگ به خون آغشته گردد . پروردگارا تو خود بهتر از همه می دانی که این بنده حقیر
تو ,نه به خاطر بهشت و نه ترس از جهنم است که به جنگ بر علیه کفار و مبارزه بر علیه
هرنوع ستم و تجاوز قدم برمی دارد ، بلکه فقط و فقط به خاطر این است که تو سزاوار بزرگی
هستی و هیچ وقت نمی توانم نعمتهای بی کرانت را که به این امت ارزانی داشتی ,فراموش
کنم. چگونه این نعمت انقلاب اسلامی و رهبری امام عزیز را انسان بتواند نادیده بگیرد
که تو بر ما منت گذاشتی و نصیب مستضعفین بالاخص امت مسلمان ایران نمودی.

پروردگارا چگونه الطاف بی کرانت را انسان
می تواند نادیده بگیرد چون هرجا که انسان نظر می کند سایه لطف و کرم تو را احساس می
کند.

تمامی موجود عالم را تو حیات بخشیده ای.
ای خدای بزرگ این بنده حقیر و ضعیف از تو درخواست می نماید که این انقلاب اسلامی را
به رهبری امام بزرگوارمان در سراسر جهان با گذشت و فداکاری برادران و خواهران متعهد
و مسلمان گسترش داده و مستضعفان جهان را از زیر ستم جهانخواران چه غربی و چه شرقی نجات
داده و پرچم لااله الا الله را در پهنه گیتی به اهتزاز در بیاور.

پرورگارا تو در قرآن عزیز وعده فرموده ای
که مستضعفین وارث کره زمین خواهند شد. پروردگارا اگر تو این سعادت را نصیبم نموده و
شربت شهادت را به کامم گوارا گردانی و جانم را فدای اسلام نمایم چیزی از من گرفته نشده
, چون من خود هیچ بودم و تو به من حیات دادی و زندگی بخشیدی, پس این جانی که فدای اسلام
می کنیم متعلق به خودت است. پروردگارا این بنده ناتوانت را از در خانه خود نرانی و
محروم نکنی چون من جز تو پناهی ندارم , اگر تو مرا برای دنیا هم قبول داشته باشی به
اندازه پر مگسی ارزش ندارد ,چشم امیدم فقط توئی.

پروردگارا اگرچه هوسها بر من چیره شده و
شیطان بر نفس من غلبه کرده است و خطاهائی از من سرزده ولی این کاملاً برایم مشخص گردیده
که تو دستم را گرفته و نجاتم داده ای و از سیاه چالهای ضلالت بیرونم آورده و به صراط
مستقیم رهنمونم گشته ای. پروردگارا از تو می خواهم که با پنجه پولادین این امت مسلمان
و متعهد ، گلوی این منافقین از خدا بی خبر را که هرروز و ساعت آوازی سر می دهند و هم
صدا با دشمنان خارجی بر این انقلاب به طور ناجوانمردانه می تازند ,فشرده و خفه نمائی
تا دیگر در صدد توطئه نباشند . جوانان عزیز را به سراب نکشند و گمراه نکنند, این منافقین
از خدا بی خبر قبل از انقلاب, کتاب ولایت فقیه امام را به هوادارانشان توصیه می کردند
که بخوانند ولی همین که انقلاب پیروز شدو ولایت فقیه صورت عینی به خود گرفت، با آن
به دشمنی پرداختند . در جریان انقلاب چه ثروتهائی که از این بیت المال دزدیدند و غارت
کردند و خود را قیم امت مسلمان قلمداد کردند ولی این را باید بدانید که خداوند هیچ
وقت این گروه منافقین را هدایت نخواهد کرد و به عذاب اخروی دچار خواهد نمود.

اما فئودال زاده های لیبرال واز فرنگ برگشته
که همچون فرصت طلبان راحت و آسوده و بدون دغدغه خاطر سر سفره انقلاب نشسته و از خون
برادران و خواهران شهید تغذیه می کنند و چنان قهقهه سر می دهند که گوئی این انقلاب
فقط به خاطر این تعداد فرصت طلب انجام گرفته، شماها شایستگی این را ندارید که حتی با
امام عزیزمان هم صحبت شوید. حال که از صدقه سر این پابرهنه ها و خون این امت محروم
,به مقامی رسیدید منافقانه رفتار می کنید . شماها باید برگردید فرنگ و با افراد و خانواده هایی
مثل خودتان معاشرت داشته باشید که از نزدیک شاهد کارهای شما بوده ایم. این ملت اسلام
را می خواهد، دنبال این شخص یا آن شخص نخواهد رفت چون قیام امت ما اسلامی است نه شخصی.
شما اگر راست می گفتید قبل از انقلاب حتی یک اعلامیه می دادید و خودتان را در معرض
آزمایش قرار می دادید و می آمدید , این امت مسلمان توجهی به شما نخواهد کرد هم چنان
که در جبهه ها نیز آزمایش کردند و دیدند این امت مسلمان و محروم در حال نثار خون در
راه این انقلاب بوده است ولی شما از خود و چهارده سال قبل گفته اید,خودتان زمانی از
فرنگ برخواهید گشت که جای شاه را بگیرید. فقط در مقام ومنزلت و قدرت در دست گرفتن هستید
خداوند در قرآن چنین می فرماید :

« مثلکم کمثل الذی استوقدناراٌ فلما اضاقت
، حوله ذهب الله بنورهم و ترکهم فی ظلمات لایبصرون »

مثل ایشان مثل کسی است که آتش می افروزد
پس تا روشن کند اطراف خود را خدا آن روشنی ببرد و ایشان را در تاریکی رها کند که هیچ
چیز نبیند.

 

پس خداوند گروهی را به مقصود نخواهد رسانید
زیرا این امت به پاخاسته خود انقلاب کردند و خود نیز از انقلابشان حراست خواهند نمود
یا هرگونه فرصت طلبی و ستم مبارزه خواهیم کرد .

سخنی با برادران پاسدارم ،

برادران عزیز اول سخنم با تعداد اندکی از
برادرانی است که شاید خدای ناکرده این تصور برایشان پیش آمده باشد که پاسداری شغل است
ولی این را باید عرض کنم که پاسداری شغل نیست و نباید با این دید نگاه کرد. پاسداری
یک وظیفه ای است مهم و رسالتی خطیر که برای رسیدن به هدف، همانا حفظ دستاوردهای این
انقلاب اسلامی و خونبار است و نهایتش شهادت و لقاءالله است. چنانچه خدای ناکرده تنی
چند دارای چنین طرز تفکری هستند بهتر است وضع خود را تغییر دهند و با خواسته خودشان
شغلی انتخاب نمایند. ضمناً سپاه تا موقعی می تواند ارزش داشته باشد که در جهت تداوم
انقلاب وخط سرخ ولایت فقیه و با مردم باشد و در کنار آنها خدای ناکرده اگر روزی سپاه
از مردم جداشود آن روز مرگ سپاه فرارسیده، به همین خاطر است که دشمن همیشه سعی بر این
دارد به نحو موذیانه ای سپاه را از مردم جدا کند .

برادر پاسدارم در آن هنگام غروب که بالای
قله کوه قرار گرفته بودی و همچنان دشمن را زیرنظر داشتی و آن را نظاره می کردی و در
آن هنگام که قلب کوچک تو برای پیروزی این انقلاب و نابودی کفار می تپید,در آن هنگام
که فقط خدا را درنظر داشتی و دیگر هیچ، ناگاه خمپاره ای از طرف دشمن زوزه کنان به سوی
تو آمد و بدن پاکت را در خون غرقه ساخت و غوطه ور نمود و تو همچون درخت سرو تنومندی
که بر زمین افتد ,به خاک غلطیدی و دیگر صدائی از تو برنخواست و سپس بدوش برادر دیگر
پاسدار قرار گرفتی واز قله کوه به پائینت می آورد و خون تو همچون خط سرخی را که همانا
امتداد خط سرخ شهیدان کربلا است ,مانند نوار رنگی آن ظلمت شب را نمایان می ساخت , راه
شهادت را همواره و همچنان ادامه خواهیم داد تا خداوند انشاءالله این انقلاب اسلامی
را پیروز و موفق گرداند, تا انتقام بند کشیده شدگان تاریخ را از مستکبران بگیریم.

 

مادر عزیز و همسر مهربان و فداکارم فاطمه
جان و فهیمه جان :

به همه شما سلام می رسانم و از خداوند بزرگ
خواستار سلامتی توأم با تلاش و کوشش شما در راه اسلام و این انقلاب اسلامی و با عظمت
می باشم. وصیت من به شما این است که لحظه ای از خداوند بزرگ غفلت نکنید و تا می توانید
جدیت در ثمر رساندن این انقلاب ,این انقلاب عظیم بنمائید حتی تا جایی که منجر به شهادت
شما گردد، همیشه سخنان گهربار امام عزیز را آویزه گوش خود قرار دهید و به آن عمل کنید
و بدانید که این امام و دستوراتش بر جهان اسلام حجت است، نکند خدای ناکرده دستورات
و اوامرش را فراموش کنید. مادرم و همسرم و فرزندانم گرچه من نتوانستم آن طور که باید
و شاید برای شما فرد خوب و مفیدی باشم و انجام وظیفه کنم ,در هرصورت از شما درخواست
می نمایم که حلالم کنید و عفوم بفرمائید, از همه شما شرمنده هستم، انشاءاللهکه خواهید
بخشید، ضمناً مبلغی پول هم طلب دارم که بعد از وصول آنرا به حساب 100 امام واریز کنید
که برای مستضعفان و بی پناهان خانه ای ساخته شود. از خداوند بزرگ خواستار سعادت توأم
با سلامتی برای شما می باشم.

بدهی وطلب هایم هم به شرح زیر است:

1- آقای نقی بهرامی : 340000 ریال که آن
را وصول کنید.

2- آقای محمد شریفیان : 10000 ریال که
" " "

3- حسن نیکومنظر : 100000 ریال "
" "

قبل از واریزپول به حساب 100 امام به آقای
مختاران بگوئید هرچقدر لازم دارند در اختیار ایشان قرار دهید.

پیروز باد انقلاب اسلامی ایران در سراسر
جهان به رهبری امام خمینی .

مرگ بر منافقین و فرصت طلبان . محمود نیکو
منظری
اولین کسی باشید که دیدگاهی برای" محمود نیکومنظری " می نویسد