... سرانجام از طریق پایگاه امام علی النقی (ع) و در قالب گردان قدس عازم جبهه شد . هنگامی که برگ مخصوص نام نویسی برای اعزام به جبهه را پر می کرد ، گفت : « برادران مرا حلال کنید ، شاید که بعد از این همدیگر را نبینیم » ...
بسم رب الشهداء
برگرفته شده از کتاب : حدیث ابرار
شهید حسن افشان مهر در سال 1345 در محله ی صلح آباد شهر بوشهر چشم به جهان گشود . از آن جایی که پدر و
مادرش عشق و علاقه ای وافر به امامان معصوم (ع) داشتند ، نام او را حسن گذاشتند ، تا متصف به اوصاف حسنه گردد و
محب اهل بیت (ع) باشد . حسن از همان ابتدای کودکی ، خوشرو و خوش برخورد بود .
دوران ابتدایی را تا پایان کلاس سوم دبستان ، در مدرسه ی
مهرگان صلح آباد سپری نمود . او علاقه ی زیاد ی به درس خواندن داشت . پس از مدتی با
خانواده به چغادک کوچ کردند . در چغادک در دبستان شهید عاشوری به ادامه ی تحصیل
پرداخت و دوره ی ابتدایی را در آن جا با موفقیت به پایان رساند. بعد از آن در مدرسه ی
راهنمایی مالک اشتر مشغول به تحصیل شد. این روز مقارن با جنبش انقلابی مردم مسلمان
ایران بود. به همین جهت شهید افشان مهر در مدرسه فعال بود . پس از پیروزی انقلاب
شکوهمند اسلامی و تشکیل بسیج ؛ در گروه مقاومت محل نیز حضوری چشم گیر داشت و یکی
از اعضای پر جنب و جوش بسیج به شمار می آمد . پایان دوره ی راهنمایی ، مصادف با آغاز جنگ تحمیلی بود
. بنابراین جهت دفاع از کیان اسلام و میهن اسلامی راهی جبهه شد. با وجود این که شب ها
با همرزمان بسیجی خود ، به پاسداری از جان و مال مردم محل اهتمام می ورزید ، وقتی
که ایثار و از خود گذشتگی رزمندگان را می دید و یا در این باره سخنی می شنید ،
آرام نمی گرفت و آرزوی رفتن به جبهه در وجود او اوج می گرفت.
سرانجام از طریق پایگاه امام علی النقی (ع) و در قالب گردان قدس عازم
جبهه شد . هنگامی که برگ مخصوص نام نویسی برای اعزام
به جبهه را پر می کرد ، گفت که برادران مرا حلال کنید ، شاید که بعد از این همدیگر
را نبینیم . آن زمان بیش از گذشته ، در او اخلاص و خوش خلقی به چشم می خورد . سرانجام در روز یکم مرداد ماه سال 1362 در عملیات والفجر دو، در جریان آزادسازی پادگان حاج
عمران پیرانشهر، از ناحیه ی سر مورد اصابت گلوله ی دشمن بعثی قرار گرفت و به فیض
عظمای شهادت نائل آمد.