loader-img-2
loader-img-2
طلبه شهید: سید حبیب موسوی تبار از کوچه باغهای روستای خوشه مهر با کوله باری از ایثار و عشق چون صبحگاهان زیبای زادگاهش شاد و پاک بود، فرزندی آزاده از دیار آذربایجان بود که در سال 1341 دیده به جهان گشود، دوران شاد کودکی را با سرمستی پشت سر نهاد و راهی مدرسه شد مقطع ابتدایی و راهنمایی را نیز با موفقیت پست سر نهاد به هنرستان رفت و در آنجا مشغول تحصیل شد تا اینکه موفق به اخذ دیپلم شد، اما عشق و علاقه به خاندان عصمت و طهارت با درون پرتلاطم خود او را به سوی حوزه علمیه کشاند،شاید که رودبار جاری درس های کلاسیک نمی توانست جان تشنه اش را سیراب سازد. شاید که علاقه طبیعی و از دل جوشیده اش نسبت به اسلام و معارف اسلامی راهگشای او به سوی حوزه علمیه بود به هر حال قدم به سوی کلاس صادق آل محمد-صل الله علیه و آله و صلم- گذاشت و در حوزه علمیه تبریز مشغول به تحصیل شد، تلاش و پیگیریش در درس سرمشق دیگر دوستانش بود همراه درس به تهذیب نفس و کسب فضائل اخلاقی نیز همت گمارد هماهنگ با درس از فعالیت های اجتماعی و خدمات جنبی هم غافل نبود، همگمم با انقلاب در همه تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت کرد با پیروزی انقلاب او در همه ایام تعطیلات با نهادهای انقلابی همکاری مستقیمی داشت ؟؟؟ استحکام مواضع جمهوری اسلامی و حاکمیت راه انبیاء-علیه السلام- و ائمه معصومین -علیه السلام- به روستاهای مختلف سفرهای تبلیغی فراوانی داشت و در ارشاد جامعه و ترویج دین مقدس اسلام سهم بسزایی را به عهده گرفت با آغتز جنگ تحمیلی به مرزهای اسلامی مان او که فرزندی غبور از تبار شیعة علی-علیه السلام- و پرورده دامان هوشیاران حوزه بود درس را رها کرد و به سوی جبهه ها شتافت او که آغازگر راهی به سوی نور و مینو شده بود می رفت تا با همه توانش به تعهدی که با خداوند داشت عمل نماید او به سنگر مبارزه همانگونه می نگریست که به سنگر مدرسه و کتاب های درسی، او عاشق و دلباخته مولای خود اباعبدالله الحسین-علیه السلام- بود و وصال حرمش را تمنا می کرد. آری او چنین ؟؟؟ داشت که حدود 25 بار به جبهه اعزام شد و سرانجام در تاریخ 26/11/68 در حین مأموریت در جاده ارومیه سرو بلند جوانیش به زمین افکنده شد و در خون خویش دست و پا زد شهادت مبارکش باد که برازنده آن بود و نام شهید بر او میمون باد. «روحش شاد و راهش پر رهرو باد
 الحمدلله رب العالمین و الصلوه و السلام علی خیر خلقه ابی القاسم محمد و
آله الاطهار
«کل نفس ذائقه الموت». (آل عمران/185)
فاما بعد، هذا ما وصی به میرحبیب ابن میر احمد اهله و اخویه و جمیع
المومنین. اکنون که حکومت حقة مسلمان در مقابل دشمنان دین قرار گرفته است و
دفاع از دین مقدس اسلام از اوجب واجبات است، بنده هم باشنیدن ندای «ان
امنوا بربکم» از ابتدای بلوغ این ندای ملکوتی را شنیده و با آگاهی و مطالعه
تصمیم گرفتم در یاری و نصرت این آیین مقدس، تمام کوشش خود را مبذول بدارم و
بهترین راه آن را در حوزه های علمیه یافتم که معارف اسلامی را فرا گرفته و
در جامعه با ترویج این معارف، وظیفه خود را انجام داده باشم و زندگی خود
را در آن چیزی که خداوند به خاطر آن خلقم کرده و فردای قیامت از آن سؤال
می نماید، صرف بنمایم. و در حین تحصیل به ندای مسئولین جمهوری اسلامی، مبنی
بر روی آوردن به سوی جبهه ها و دستور قرآن کریم«و اعدوا لهم ما استطعتم من
قوه» روی به سوی جبهه آوردم. اگر در این راه مقدس لطف الهی شامل حالم شود و
شهادت در راه خدا نصیبم گردد، در حقیقت به مقصود و هدف اصلی خود رسیده ام.

با سلام بر پدر و مادرم و برادران و خواهرانم و عیالم و فرزندم مرتضی و
تمامی مؤمنین. همه عزیزانم را به تقوای الهی و صبر و استقامت وصیت می کنم.
ای عزیزانم! شما را وصیت می کنم که زندگی خود را در راه انجام وظایف دینی و
دستورات الهی بگذرانید و از دنیا و آلودگیها و فتنه های آن به خدا پناه
ببرید و همیشه در فکر ساختن آخرت خود باشید و از یاد خدا غفلت نکنید و
نگذارید حب دنیا در قلبتان راه یابد. در راه یادگیری و عمل به معارف اسلام و
احکام شرع مقدس، تمام کوشش خود را بنمایید و علم دوست و عالم دوست باشید و
با قرآن کریم و نهج البلاغه و مفاتیح و کافی و وسایل و سایر کتب حدیث، انس
بیشتری داشته باشید و با جهل و بی سوادی و با بی فرهنگی مبارزه جدی بکنید و
در ترویج فرهنگ عالی اسلامی و از بین بردن فرهنگ منحط شرق و غرب و آداب و
رسوم جاهلانه محلی و ملی و جایگزین کردن آداب و رسوم اسلامی کوش مداوم
داشته باشید. راه خود را از راه فقهای عظام، بخصوص حضرت امام خمینی و سایر
نواب حضرت بقیه الله الاعظم (ارواحنا فداه) جدا نکنید و در تبعیت از ولایت
فقیه و دفاع از آن، از بذل مال و جان دریغ ننمایید. فرزندم مرتضی! پدرت در
نظر داشت که تو را یک مؤمن خالص و عالم مجاهد تربیت بکند. اکنون این
مسئولیت را باید خودت بر دوش بگیری و راه و هدف شهدای اسلام و علمای
عالیقدر شهید را ادامه دهی و خدمات ارزنده تو به اسلام و مسلمین موجب مغفرت
پدرت باشد و خداوند در آخرت همه را در جنات الخلد در کنار هم و با اولیائش
قرار دهد. از خواهران عزیزم تقاضا دارم که با تمام تلاش اهداف عالیه نبی
اکرم (صلی الله علیه و آله) را به مقصد برسانند و همه را در یادگیری علوم
اسلامی و طلبگی تشویق نمایند. از همه التماس دعا دارم و از اساتید و مربیان
بزرگوارم و دایی ام و سایر ذوی الحقوق کمال تشکر را می نمایم و می خواهم
که از تقصیرات بنده در ادای حقوق در گذرند. چهل هزار تومان به پدر و مادرم
مقروضم و دو سال هم نماز قضا و ده روز کفاره روزه دارم و حدود سیصد تومان
بر گردن دارم از هر کسی که آنها را انجام بدهد تشکر می کنم و از همسرم که
در این مدت شاید حقوقی را از او ضایع کرده ام، تقاضای بخشش می کنم و همه را
به خدای بزرگ می سپارم.
والسلام علیکم
اولین کسی باشید که دیدگاهی برای" میرحبیب موسوی تبار " می نویسد