زندگینامه
عبدالله ولی حصاری در
سال 1344 در شهرستان حصار استان قزوین چشم به جهان گشود. سالها
گذشت و او از یاوران خمینی کبیر (ره) گردید و برای دفاع از مرزهای میهن اسلامی در
مقابل هجوم دشمن بعثی جان بر کف نهاد و راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد و در
پانزدهمین روز از تیرماه سال 1364 در سن 20 سالگی منطقه ی سومار را به خون خویش
رنگین ساخت. گرچه این مختصر گویای اوج بلندی و نام آوری او نیست اما نشانی است بر
قدرشناسی از ایثار و جوانمردی او.
روحش شاد
وصیت نامه
با سلام بر امام زمان و نائب بر حقش
امام خمینی و سلام بر شهیدان و درود بر جانبازان و معلولین اینجانب عبدالله ولی
حصاری .... وصیتی دارم بر پدر و مادر و برادرانم و ملت شهیدپرور و اگر من شهید شوم
خدا را شکر کنید و بگوئید در راه خدا قربانی داده ایم و نیز برای من گریه کم کنید
و خدا را شکر که قدری به من فرصت داد تا اسلام را بشناسم و]در[ نادانی و گمراهی
نمانم. از برادرانم می خواهم اول اینکه ادامه دهنده ی راه شهدا باشند و بعد اینکه
ای کسانیکه بخدا ایمان دارید حتی یک ثانیه این ابرمرد جهان امام خمینی را تنها
نگذارید و هرچه که او فرموده را مو به مو اجرا کنید و توصیه ای به مردم دارم در
حالی که بنده کوچکتر از آنم که کسی را توصیه نمایم ولی از کنار مسائل اسلام بدون
توجه نگذرید می خواهم هشدار بدهم و در یک جمله بگویم که اگر می خواهید سعادتمند
شوید و رضای خدا را به دست آورید مسلمان شوید و مسلمان بمعنی واقعی و به سخن قرآن
گوش فرا دهید. دنیا با رزق و برقش فریبتان ندهد و چشمتان را نگیرد و پشتیبان ولایت
فقیه باید تا بتوانید احکام اسلام را پیاده کنید و ما را از مرگ در راه حق چه باک
که علیه خصم برای خدا می جنگیم که تا دشمنان اسلام را از این آب و خاک دور گردانم
و اگر نتوانستم دشمن را از پای درآورم و با ریختن خون سرخ خویش بر روی زمین به
دشمنان اسلام بفهمانم که ما مرگ سرخ را بهتر از زندگی ننگین می دانیم. ادامه دهنده ی راه شهدا باشد.
و من الله التوفیق الشهاده
عبدالله ولی حصاری جبهه ی غرب کشور
15/4/64