loader-img-2
loader-img-2

زندگینامه

مجید در روز اول مردادماه سال 1341 دیده به جهان هستی گشود.
او در شهر خرمشهر در میان خانواده ای متدین رشد نمود. آموختن علم را در هفتمین خزان زندگی تجربه کرد و تا سال دوم دبیرستان در زادگاهش تحصیل نمود. در زمان قیام ملت ایران علیه استبداد پهلوی با پخش اعلامیه ها و حضور در راهپیمایی ها نهضت را یاری رساند.
با اوج گرفتن تظاهرات، به علت فعالیت های انقلابی مورد شناسایی ساواک قرار گرفت و به همین علت تصمیم گرفت به بوشهر برود. با ورود به این شهر باز هم به جمع تظاهرکنندگان پیوست تا این که در درگیری با نیروهای گارد، مورد ضرب و شتم قرار گرفت و زمانی که به خانه رسید، از شدت درد بیهوش شد. با آغاز جنگ تحمیلی خانواده اش به بوشهر مهاجرت کردند ولی او و پدرش هم چنان برای دفاع از شهر در خرمشهر ماندند.
سال سوم دبیرستان، درس را رها کرد تا بتواند هزینه ی معاش خانواده ی جنگ زده اش را تأمین کند. چندی بعد از طریق ژاندارمری به خدمت سربازی فرا خوانده شد و دوره ی آموزشی را در شمال کشور گذراند و داوطلبانه به خرمشهر رفت. مجید در ماه اول بهار سال 1361 عازم خدمت شد و در شب بیست و ششم شهریورماه همان سال در ساعت 5:30 بر اثر اصابت گلوله به پیشانی در سنّ 20 سالگی به شهادت رسید و در روز سی و یکم آخرین ماه تابستان در بهشت صادق بوشهر به خاک سپرده شد.

 

وصیت نامه

هر کس به جبهه پا می گذارد، عالم خاکی
را فراموش می کند.
از من با غصه و اندوه و گریه، یاد
نکنید زیرا روح مرا اذیت خواهید کرد. هر گاه از من یاد می کنید، با خنده و چهره ای
شاد یاد کنید و فقط به من فکر نکنید، همه ی رزمندگان اسلام را مجید فیلی بدانید و
از پشتیبانی انقلاب و رهبر غافل نباشید.
مادر همان طور که من به تو و پدرم
افتخار می کنم که مرا سالم و آماده ی خدمت به دین و وطن پرورش دادید، می خواهم شما
هم به من افتخار کنید.
فقط خواهش می کنم هر کسی پرسید وصیت
مجید چه بود؟ به او بگویید که مجید تأکید بسیار داشت که بگوید: خون من وصیت من است.
والسلام
اولین کسی باشید که دیدگاهی برای" مجید فیلی " می نویسد