loader-img-2
loader-img-2

زندگینامه

سال 1342، سال آغاز قیام امام امت دیده به جهان هستی گشود. نامش را "بهزاد" گذاشتند و برایش از ایزد منان طلب سعادت و سلامت نمودند. شهرستان مسجد سلیمان کودکی او را به خاطر سپرد؛ شادی ها و خنده های مستانه اش که نشاط را در میان خانواده دوچندان ساخت.
فرامین و فرایض دین اسلام را که آموخت، دل بسته ی آیین پاک محمدی شد و هم زمان با آغاز جنگ تحمیلی، دل از همه ی تعلّقات برید و عاشقانه دل به خطر سپرد.
حسنود در جبهه های نبرد حق علیه باطل مردانه جنگید و سرانجام در شانزدهمین روز از مردادماه سال 1360 در سنّ 18 سالگی در سرزمین دهلاویه جان به جان آفرین تسلیم کرد.

 

وصیت نامه

برادر و خواهری که این چند سطر را می خوانی،
آیا تا به حال به مرگ و زندگی فکر کرده ای؟ آیا هیچ به هدف خلقت فکر کرده ای؟ آیا
تا به حال به فانی بودن و نابودی همه چیز فکر کرده ای، که هیچ کس در این دنیا نمی ماند؟
پس چرا به این دنیای فانی دل ببندیم؟
به خدا من از این افراد که چشم خود را بسته اند و فقط شب را به روز و روز را به شب
سپری می کنند، متعجبم.
من در شرایطی این چند سطر را می نویسم
که آمریکا این ام الفساد قرن به وسیله ی فرزند ناخلف خویش (عراق) برای نابوی اسلام
به مملکت اسلامی حمله کرده.

 
اولین کسی باشید که دیدگاهی برای" بهزاد حسنوند " می نویسد