loader-img-2
loader-img-2

زندگینامه

محمدرضا روز سوم خردادماه سال 1346 در دزفول متولد شد، کودکی را در دامان پر مهر و پاک خانواده ای متدین و متوسط گذراند و با معارف اسلامی آشنا شد و عشق شرکت در مجالس مذهبی در دلش جوانه زد، 7 بهار از عمرش گذشته بود که راهی سنگر علم و دانش شد و دوران ابتدایی را با موفقیت به پایان رساند، در همین دوران بود که محمدرضای نوجوان با مبارزان راه حق و مجاهدین انقلابی آشنا شد و با وجود سن کم فعالانه در فعالیت های انقلابی شرکت کرد، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی محمدرضا به عضویت بسیج درآمد و شب ها را به نگهبانی در مساجد و روزها را به کار و تحصیل می گذراند.
با شروع تهاجم وحشیانه رژیم بعث به شهرهای میهن اسلامی در تاریخ 19 آذر ماه 1360 خانه پر مهر محمدرضا نیز هدف موشکباران خصمانه رژیم قرار گرفت که منجر به شهادت پدر بزرگوارش شد که از این دوران به بعد سرپرستی خانواده را بر عهده گرفت و در کنار رسیدگی به مادر و خواهران و برادران به پاسداری در مسجد رکن الدین و بعد از آن در مسجد میثم پرداخت اما خشم و کینه قاتلان پدرش در دلش آشوبی به پا کرد و محمدرضای 15 ساله مردانه لباس رزم پوشید و عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد. سرانجام روز پانزدهم آذرماه سال 1361 در جریان عملیات محرم در منطقه شرهانی هدف گلوله از ناحیه گلو قرار گرفت و به بیمارستان تهران منتقل شد و در آنجا شربت شهادت را نوشید.

 

وصیت نامه

درود بر امام امت! امید مستضعفان و
دورد بر ملت شهیدپرور ایران، سلام بر مادر مهربانم که واقعاً به او افتخار می کنم
که به من اجازه داد تا به جبهه بروم و خدمتی به اسلام بکنم و سلام بر خواهران و
برادرانم که اگر بدی از من دیده و یا حرفی زده ام که باعث ناراحتی آنها شده تقاضا
دارم که من را ببخشند و از خداوند برایم طلب بخشش کنند و سلام بر دوستانم، رفقای
عزیزم اگر شوخی بیجایی کرده ام و یا دروغی گفته ام و یا از من بدی دیده اید مرا
بیامرزید و عفو کنید.
کسی مرا به جبهه نفرستاده بلکه با
شناختی که من نسبت به اسلام داشتم به جبهه رفتم تا شاید این عمر ناچیزم را که هر
لحظه از آن می گذرد و گناهی بر آن افزوده می شود خدمتی در راه اسلام کرده باشم و
من مانند برادر کوچکتر، از ملت شهیدپرور ایران می خواهم که شعار مرگ بر آمریکا که
دشمن سرسخت مستعضفان است از یاد نبرند و تاجایی که می توانند با آمریکا و دولتهای
مرتجع مبارزه کنند تا این انقلاب را به پیروزی نهایی برسانند که خداوند بزرگ آن را
به ما بشارت داده که کسانی که در راه او مبارزه می کنند پیروز گرداند.
اولین کسی باشید که دیدگاهی برای" محمدرضا جوادبکان " می نویسد