زندگینامه
مسعود در سال 1341 در بهبهان و در
خانه ای پرجمعیت بدنیا آمد . پدرش کارگر شرکت نفت بود ولی مسعود تنها 3،2 ساله بود
که یتیمی بر خانه آنها سایه افکند .
مسعود کودک زرنگ و درس خوانی بود و
بسیار دلسوز و مهربان خصوصاً در حق فقرا . طبق گفته های مادرش وی از 10، 11 سالگی
تابستانها سرکار می رفت ، آن هم با زبان روزه و بدون سحری !
از وقتی که زمزمه انقلاب شروع شد دیگر
مسعود شب و روز نداشت ، شده بود سردسته یک عده از بچه های محل و هر روز عکس امام
را می زدند به در و دیوار و تخته کلاس و توی خیابانها شعار می دادند . حتی یکبار سربازها به قصد کشت کتکش
زده بودند . مسعود بدلیل داشتن مدرک برق از هنرستان در جهاد سازندگی مشغول برق کشی
در روستاها بود .
جنگ که شروع شد مسعود بی صبرانه وارد
جبهه های نبرد حق علیه باطل شد . بعد از 6 ماه بی خبری به خانه برگشت در حالیکه
ترکش خمپاره پایش را زخمی کرده بود . یکبار هم دستش زخمی شده بود اما در مجموع آدم با غیرتی بود و
دوست نداشت خانواده اش را ناراحت کند و به آنها یا نمی گفت یا اگر می فهمیدند
نشانشان نمی داد .
مسعود معاونت طرحهای چندین عملیات از
جمله بیت المقدس ، فتح المبین و آزادسازی بستان ( طریق القدس ) را بعهده داشت .
سرانجام این مرد دلیر ایران زمین در 21
اردیبهشت 1361 در عملیات بیت المقدس در دارخوین و در سن 20 سالگی به دیدار حق
شتافت و در گلزار شهدای بهبهان آرام گرفت.
********************
مسعود پیش بهار عضو سپاه و مسئول عملیات قرارگاه نصر در
عملیات فتح المبین و بیت المقدس بود. او درکنار حسن باقری رشد کرد و در سطح
فرماندهان عالی جنگ قرار گرفت.
(احسان)