طلبة شهید: ابراهیم طلعت در سال 43 در آن سکوت مرگبار زمستان سیاه ظلم و ستم، در خانة مردی از عباد الله، نوزادی زیبا و نورسیده سکوت غم را شکست و میزبان آشنای خویش را غرق در شادی و سرور کرد. کودک نو رسیدة خانوادة طلعت، ابراهیم نام گرفت و زندگانی را در بتکدة زمان، ادامه داد و به فرداهایی زود اندیشید. هفت ساله بود که تحصیل ابتدایی را در زادگاهش روستای «ارلان» آغاز کرد و در اندک مدتی به پایان رساند. تحصیلات راهنمایی را زمانی در مرند تمام کرد که گلبانگ آزادی در نفیر مردان و زنان به خشم آمده از سرکشی و ستم، در بهاری زودرس دمیده شد و قیام پرشکوه خمینی کبیر به بار نشست و او نیز یک صدا با ملت غیور، مردانگی را به چشم دید و تجربه کرد. از همان نوجوانی علاقة بسیاری به روحانیت داشت و پس از طی سال دوم راهنمایی به حوزة علمیة مرند رفت و آرزوی زیبای خویش را رنگ واقعیت بخشید. پس از چند ماه به مدرسة طالبیة تبریز کوچ کرد و نزد فضلای آن دیار زانوی ادب و تلمذ زد. کمبود اساتید اهل فن در آن مدرسه و عشق به این سلک مقدس، عزم پیشرفت و ترقی او را ـ که از هوش و استعداد وافری برخوردار بود ـ دوچندان کرد و وی را به تهران و مدرسة علمیة عبدالحسین کشاند. ابراهیم عزیز علاقة بسیاری به حضرت امام(رحمه الله علیه) داشت و به آن یگانه مرد عرصة علم و عمل عشق می ورزید . هرگاه چهرة ملکوتی اش را در تلویزیون می دید، محو جمال دلربای آن ماه عالم تاب، سرتاسر وجودش لبریز از مستی پیمانه سخنانش می گشت و جان و دل قربان یک کلامش می نمود. در راستای کلام امام مبنی بر حضور جوانان در جبهه های حق علیه باطل، بی درنگ عازم جبهه های جنوب گشت. او سال های نوجوانی را در پایگاه های بسیج -این مدرسه عشاق- گذرانده و سال ها در مدارس علمیه به جهاد اکبر برخاسته بود. اینک پای به مسلخ جانان می نهاد و عزم دیدار یار داشت. به خاک خطرخیز مجنون رفت و عهد ازلی خیبرشکنان را در خروش حماسه و حادثه تازه کرد. آنقدر بر درگه دوست تقرب داشت و تن از آلودگی های نفسانی رها کرده بود، که در همان اعزام نخستین ـ همانگونه که خود پیشاپیش گفته بود ـ به فیض عظمای شهادت رسید. هفتم اسفند سال 62 روز پرواز این چکاوک خوش الحان آذری است که اینک مزار پاکش در روستای «ارلان» قطعه ای از آسمان خوبی هاست. «روحش شاد و راهش جاودانه باد
«طلبة شهید: ابراهیم طلعتبا سلام و درود فراوان به حضور مبارک و مقدس حضرت حجه بن
الحسن العسکری ارواحنا و ارواح العالمین له الفدا و با سلام و درود به شهدای راه
اسلام از بدر تا کربلا تا کربلای ایران و با سلام خالصانه به پدر و مادر عزیزم
وصیت نامه ام را شروع می کنم: پدر و مادر! از
شما پوزش می طلبم به علت این که به جا نیاوردم آن چه را که خداوند برایم امر
فرموده است که« وقضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک
الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولاً کریما و
اخفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب ارحمها کما ربیانی صغیرا (اسراء/23-24) خداوند در این آیه می فرماید: نپرستید مگر خدا را. والدین خود را نیکی کنید ولی متأسفانه بنده به این
روش- که خداوند فرمود- بر شما نور دو چشم، نیکی نکردم، اگر می دانستم شاید آن چه
در توانم بود می کردم ولی من از حالا به برادرانم و به خواهرانم و به تمامی
خواهران و برادران دینی ام عرض می کنم: هر چه می توانید به پدر و مادر خود نیکی
کنید چرا که در آیه شریفه آمده است، بعد از اطاعت خدا، اطاعت از پدر و مادر است
که می فرماید: «و بالوالدین احسانا» و اگر یکی از آنها یا هر دوتای آنها پیر
شدند بر آنان یعنی به پدر و مادر خود اف نگویید که دلشان می شکند، آنان را زجر
نداده خوشرفتاری کنید. وقتی یک تقاضا می کنند با خشونت حرف نزنید و در مقابل آن
دو بال تواضع در بیاورید یعنی در مقابلشان تواضع کن نه از روی ترس یا از روی
مزاج بلکه با مهربانی. از خدا آمرزش آنان را بخواه و بگو: خدایا رحمت کن بر پدر
و مادرم هم چنان که مرا پرورش دادند. ای برادران عزیز! سعادت شما در این است که
امر خدا را اطاعت کنید و به پدر و مادر خود نیکی و خوشرفتاری کنید.
پدر و مادر عزیزم! من نتوانستم در اواخر عمرم شما را
زیارت کنم ولی از راه دل شما را زیارت کردم؛ امیدوارم مرا ببخشید و اگر خداوند
شهادت نصیبم کرد، توصیه می کنم هیچ گونه غمگین نباشید و اگر خواستید گریه کنید،
بر علی اکبر و علی اصغر که امام حسین (علیه السلام) در کربلا، قربانی در راه خدا
داده است؛ گریه کنید و دست از دامن امام خمینی نکشید که دامن خداوند و حسین (علیه السلام) است، برای طول عمر امام همیشه دعا کنید.
سلام علیکم ای جوانان عزیز! ای امیدهای امام امت، همان
طوری که خوانده یا شنیده اید ما کاروانی هستیم، آمده ایم برای روز قیامتمان
اساسیه مهیا کنیم و برویم... برادران ما دو راه داریم که به مستقیم غیر مستقیم
تقسیم می شود، راه مستقیم عبارت است از همان راهی که پیامبران و امامان از اول
تا آخرعمرشان امت ها را به آن دعوت کردند، امر به معروف کردند و رحلت فرمودند.
اگر به شما بگویند که رسول خدا (صل الله علیه و آله) یا
فلان قوم را به راه راست راهنمایی کرد و آنان نپذیرفتند؛ مسلماً تعجب می کنید که
چرا با آن همه معجزه ها کناره گیری می کردند و نق می زدند. ای برادران عزیز بشنوید کلام خدا را که: «ان الله اشتری من المؤمنین
انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه» (توبه/111)
خداوند با مؤمنان معامله کرده است با جان و مالشان در
مقابل این جنت را وعده داده است، هر کس به وعده خود وفا کند در روز قیامت رو
سفید و متنعم به رحمت خدا خواهد شد... به دست آوردن انقلاب سهل است لیکن محافظت
از آن خیلی سخت، چرا که ما خودمان دیدیم که بعد ازپیروزی انقلاب احزاب زیاد شد و
هر کس و هر حزبی به راهی دعوت می کند. ولی باید شناخت؛ باید روحانی را از غیر
روحانی تمیز داد و دانست که کدام یک به راه راست هدایت می کند، دنبال آن روحانیون
نشوید که وحدت ملت را به هم می زنند و بین مردم تشویش ایجاد می کنند؛ من به آنها
توصیه ام این است که آقایان محترم!! بیایید وحدت اسلامی را حفظ کنید. امروز فرصت
هست، خدای نکرده فردا اگر فرصت از دستمان رفت دیگر جهان خواران فرصت نمی دهند...
ای برادران بیایید مسئولیتی به دست بگیرید و برای اسلام وملت اسلام خدمت کنید،
برای ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) ننشینید. روحانیون عزیز فردا در روز
قیامت نمی توانی بگویی که امکان نبود، همان طور که امام فرمودند اگر در زمان
سابق به کسی می گفتی که آقا فلان مسئولیت را به عهده بگیر! قبول نمی کرد می گفت:
مانع هست، ولی امروز این موانع نیست. بیایید و به آغوش اسلام بر گردید.
استان: آذربایجان شرقی شهرستان: مرند تولد:9/12/1362
شهادت: 7/12/1362- جزیره مجنون