سید محمد رسول در چهارم آبان ماه سال 1344 در روستای ملاسالار از توابع دهستان تیلکو سقز در خانواده ای مذهبی و از سادات رسول الله(ص) دیده به جهان گشود. پدرش سید محمود و مادرش سیده فاطمه حسینی وی را با شور و شعف بسیار محمد رسول نام نهادند. یک سال بیشتر از ولادتش نگذشته بود که خانواده اش به شهر بانه نقل مکان نمودند. تحصیلات ابتدائی را در این شهر با موفقیت پشت سر گذاشت و به کار کردن مشغول شد تا گوشه ای از مشکلات خانواده را بکاهد. پانزدهم خرداد ماه سال 1363 در حالی که 19 سال داشت بر اثر بمباران هوائی هواپیماهای رژیم بعث عراق در شهرستان بانه شهید شد.
شهادت
آن روز همه دور هم جمع شده بودیم بعد از صرف صبحانه به من گفت امروز در پارک شهر مراسم بزرگداشت پانزدهم خرداد است و من می خواهم به آن جا بروم. خداحافظی کرد و از منزل خارج شد و من هم همراه یکی از دوستان به نام عبدالله حسینی لحظاتی بعد به طرف پارک حرکت کردیم. رژیم بعث عراق تهدید کرده بود که شهرهای مرزی را بمباران می کند وقتی به محل تجمع رسیدیم مرحوم ماموستا ملا عبدالله سوری امام جمعه وقت بانه سخنرانی می کرد. پارک مملو از جمعیت بود. ناگاه صدای مهیب هواپیماهای عراقی که به آسمان شهر تجاوز کرده بودند به گوش رسید. طولی نکشید آتش و دود، شهر را در برگفت و مردم بی دفاع اعم از مرد و زن و پیر و جوان به خاک و خون کشیده شدند. خون هم چون سیلاب بهاری جاری بود سطح خیابان های اطراف پارک را خون فرا گرفته بود و پارک به رنگ قرمز در آمده بود. همان جا به دلم آمد که سید رسول شهید شده است هرچه دنبالش گشتم پیدایش نکردم. زخمی ها را به شهر سقز انتقال داده بودند خودم را به بیمارستان سقز رساندم آن جا هم نبود یکی از همشهریان بانه ای در بیمارستان سقز گفت من برادرت را می شناسم او زخمی بود و فکر می کنم حالش بد نبود و حتماً بانه است. فوراً به بانه بازگشتم انبوه مردم را دیدم که در منزل ما جمع شده بودند و می گفتند برادرت بر اثر خونریزی زیاد به شهادت رسیده است.
راوی: برادر شهید