سعید آرام در روز بیست و پنجم اردیبهشت ماه سال 1347 در شهرستان قزوین چشم به جهان گشود. تحصیلات خود را در زادگاهش به اتمام رسانده و موفق به اخذ مدرک دیپلم ریاضی گردید.آرام از نوجوانی به مطالعه علاقه مند بود و اغلب کتب دینی می خواند، در نتیجه با معارف اسلامی آشنا گشته بود.
در دوره ی دبیرستان با بسیج دانش آموزی همکاری نزدیک داشت. شیفته ی امام و انقلاب اسلامی بود. اگرچه به جهت صغر سنّی نتوانسته بود در خلق انقلاب اسلامی نقش فعّالی داشته باشد، ولی در حفظ دستاوردهای آن و ارزش های انقلاب اسلامی با جان و دل می کوشید. استعداد خوبی در مسایل علمی داشت و با دوستانش صمیمانه برخورد می نمود. دوره ی دبیرستان وی مصادف با سال های اول جنگ بود که آرام ضمن تحصیل، بارها به مناطق جنگی اعزام گردید و در عملیات های متعدّدی شرکت نمود.
شرکت در عملیات های دفاع مقدس او را از مطالعه و درس باز نداشت؛ وی علی رغم حضور مداوم در جنگ، در آزمون سراسری سال 1365 شرکت نموده و در رشته ی «مهندسی قدرت» دانشگاه تبریز پذیرفته شد؛ ولی احساس تکلیف در مورد سرنوشت جنگ و لبیک به فرمان امام (ره) بار دیگر آرام را به میدان های نبرد کشاند؛ دانشگاه تبریز را رها کرده و راهی دانشگاه عشق و عرفان گردید و با توجه به اخلاصی که از خود نشان داد، خیلی زود از این دانشگاه فارغ التحصیل گردیده و در غروب پنجم تیرماه 1366 در منطقه ی عملیاتی «نصر 5» در کردستان در سن 19 سالگی به درجه ی رفیع شهادت نایل آمد
آری ما که در این محدوده ی دنیای مادی محبوس شده ایم و از درک حیات در جوار ربّ متعال محرومیم، سخن از شهادت که دیدار یار و ملاقات رخ دلدار است و پرواز به سوی ملکوت اعلی است، بسی مشکل و بیان مقام شهادت با این قلم و کلام امری محال است.بله، باب شهادت به روی هر کس مفتوح نیست و این مقام در شأن هر ناشایسته ای نمی باشد و این را هم بدانید که کالای مورد معامله شهدا، جان است و بهایش بهشت و خداوند در مصحف شریفش قرآن کریم توصیف گر این منزلت والاست و شهادت را حیات جاوید و شهید را حی مرزوق می خواند. پس بیایید از فرصت های استثنایی که در زندگی با آن مواجه می شویم، کمال استفاده را بکنیم که فرصت ها چون ابر در گذرند و انسان چون قاصدکی بر باد است و در لحظه هاست که انسان معنی پیدا می کند، از هیچ، همه می سازد و از صفر به خدا می رسد...»