باسمه
تعالی
« زندگینامه شهید
جاویدالاثر خلیل رمضان نیا »
در
دوم دی ماه سال چهل و شش و در روستای دوستکوه از توابع شهرستان رودسر در یک
خانواده مذهبی و متوسط جامعه دیده به جهان گشود . وی دومین فرزند خانواده بوده که
دوره ی آمادگی خود را شهر رودسر و پنج ساله ابتدایی را در روستای دوستکوه سپری
نمود . 3 ساله راهنمایی را در مدرسه شهید
رجایی گسکرمحله و دوره متوسطه را در دبیرستان دکتر بهشتی رودسر به پایان
رسانید . در ابتدای پیروزی انقلاب که نوجوانی بیش نبود در تمامی صحنه های تظاهراتی
و انقلابی حضور داشته و با تشکیل ارتش 20 میلیونی به فرمان امام راحل وارد این
نهاد مردمی گردید . در زمان جنگ تحمیلی نیز افتخار حضور چندین مرحله دفاع از کشور
اسلامی را داشته و در شهریور 65 ، در مرکز تربیت معلم بلال حبشی تهران رشته نا
شنوا پذیرفته شد ( یکی از دلایل گرایش و به این رشته ناشنوا بودن برادر بزرگترش
بود ). در زمستان سال 1365 که هنوز چندماهی از حضور وی در مرکز تربیت معلم نگذشته
بود که امام راحل فرمان تشکیل سپاهیان 100 هزار نفری سپاهیان حضرت محمد ( ص ) را
دادند که وی مجدداً احساس تکلیف کرده و همگام با سپاهیان حضرت رسول ( ص ) از تهران
عازم مناطق جنگی گردیدند . وی در عملیات کربلای 5 بنا به قول همسنگرانش قبل از
غروب آفتاب روز دوشنبه 23/11/65 هنگامی با خودروی نظامی با دوستان خود عازم خط اول
جبهه بودند در شلمچه ( کانال پرورش ماهی ) مورد اصابت خمپاره قرار گرفته و برای همیشه
جاوید الاثر گردیدند . تا کنون پیکر پاک
این شهید به وطن برگشت نکرده و همواره خانواده علی الخصوص پدر و مادر چشم براه
پیکر پاک آن شهید بزرگوار می باشند . لازم به یادآوری است که آن شهید والامقام
دارای سجایای اخلاقی خاصی بودند که زبانزد عام و خاص بوده و همیشه از آن به نیکی
یاد می کنند . وی شناگر بسیار ماهری بود که در منطقه گسکرمحله و حتی در بین
همسنگرانش شناخته شده بود . شهید خلیل رمضان نیا دارای روحیه ورزشکاری و بدن بسیار
قوی و ورزیده ای بودند که هنوز دوستان ، آشنایان ، بستگان و کلیه کسانی که وی را
می شناختند از وی به دلایل فوق به نیکی یاد می نمایند . این شهید جاوید الاثر عاشق
ائمه اطهار علی الخصوص حسین بن علی ( ع ) و ولایت بودند و همیشه سعی و تلاش می
کردند که در دعاهای کمیل ، توسّل و ... که در شهرستان برپا می شد حضور فعّال داشته
باشند .
«
یادش گرامی ، راهش پر رهرو باد »
******************
خلیل سال 1346 به دنیا آمد، کودکی او در کسکر محله شهرستان رودسر سپری گشت.
آموختن را از 7 سالگی آغاز کرد و با اتمام دوره دبیرستان در مرکز تربیت معلم بلال حبشی تهران در رشته آموزشی استثنائی تحصیل نمود.
غیرت و مردانگی در وجودش سرشار و لبریز از سخاوت و کرامت بود . با تمام
قدرت در مقابل ظلم ایستادگی کرد تا حتی الامکان حقی از ضعیفی ضایع نگردد.
انس خاصی با رسولان دینی داشت و در انجام کارها با روحیه پهلوانی و
ورزشکاری که در او بود ، به آنان توسل می جست. در آموختن هنرهای رزمی
استعداد بالایی داشت و پس ازطی مراحل عالی در آن رشته ورزشی به جوانان محل
نیز آن را آموزش می داد تا اوغات فراغت شان را به بطالت نگذارنند.
در زمان جنگ تحمیلی نیز از هیچ تلاشی برای حراست از مرزهای ایران اسلامی
فرو گذار نکرد. مردانه جنگید و سرانجام در روز چهاردهم بهمن ماه 1365 در سن
19 سالگی هنگام عملیات کربلای 5 در شلمچه آسمانی شد
بسم الرب
الشهداء و الصدیقین
با سلام بی کران
بر پیامبر بزرگوارمان محمّد (ص) و علی ولی الله و سالار شهیدان حسین (ع) و با سلام
بر تمامی رزمندگان عزیز و مظلوم و شهدای مظلوم ایران از بدو انقلاب تا جنگ تحمیلی
و از جنگ تحمیلی تا امروز و با سلام بر شهید مظلوم بهشتی و با سلام بی پایان بر
پیر جماران خمینی کبیر و امید امام منتظری نستوه.
و با سلام بر
شهیدان مظلوم نادر یوسفی، علیرضا عنبری، ابوالحسن فرنام، عبدالله محمدپور، ابراهیم
سعیدی، محمد قربان پور و علی الخصوص شهید مظلوم محسن مصطفوی.
روحشان شاد و
راهشان پر رهرو باد
من هم اکنون در
مرکز تربیت معلم بلال حبشی که ساعت در حدود 10:30 شب مورخ 10/10/65 می باشد قلم به
دست گرفتم و آنچه را که در دل من وجود دارد بر روی کاغذ می آورم.
نمی دانم چرا چرا
آن همه را که در وجودم می گذرد نمی توانم بر روی کاغذ بیاورم. چون خودم را در حال
مسافرت می بینم. چون شوق رفتن در سر دارم. چون فردا باسپاه محمد (ص) رهسپارم.
با سلام خیلی گرم
و صمیمانه خدمت پدر و مادر گرامی. پدر جان مرا ببخش که در موقع رفتن نتوانستم شما
را با خبر سازم . خیلی خیلی از شما معذرت می خواهم. ولی چه کنم انسان عاشق همیشه
دوست دارد که خودش بداند و از خداوند می خواهم که به شما تندرستی و سلامتی و صبر
بی کران عطا بفرماید.
پدرجان من راهم را
انتخاب نموده ام و هرچه که دنیا را از سطح بالاتر نگاه کنم به هدف خودم نزدیکتر می شوم.
امروز دیگر دانشسرا و دانشگاه هم نمی تواند مرا سیر نماید. امروز تنها چیزی که می تواند
به من دل گرمی بدهد جبهه است و خداشناسی.آری در جبهه می توانم خدا را ببینم اما
شما مادر عزیزم. خیلی خیلی مرا ببخش. شما خیلی به گردن من حق دارید. دوست داشتی که
روزی بتوانی مرا داماد کنی ولی باید مرا ببخشی چون اسلام را عزیزتر از شما می بینم.
به خاطر اسلام است که شما را دوست دارم. به خدا اگر به خاطر شما نبود خیلی زودتر
می رفتم ولی دیگر از ماندن خسته شده ام.
راستی مادرجان
خداوند ما را خلق کرده است که بخوریم و بخوابیم و کاری کنیم و پولی به دست بیاوریم
همین انسان است که اشرف مخلوقات است نه این نیست. امروز ما باید انسان باشیم،
امروز ما باید انسان کامل باشیم. اگر خوردن و خوابیدن انسانیت است پس دیگر حیوانات
از انسانی که ما آن را انسان می دانیم والاترند.
ما برای چیز دیگر
خلق شده ایم. برادران و خواهران امروز اگر شما دین خودتان را به اسلام ادا نکنید
فردای قیامت پیش شهدا مسئول خواهید بود. امروز همه ما باید در جستجوی خدا باشیم
امام حسین (ع) در دعای عرفه عرض می نماید :
((ماذا وَجَدَ مَن
فَقََدّک وَ ما الذی فَقَد مَن وَجَدّک))
خدایا چه پیدا کرد آن کس که تو را گم کرد. و چه گم
کرد آن کس که ترا پیدا کرد
مردم، پیامبرمان
نیامد که مردم جاهل آن زمان را راهنمایی و هدایت کند و بروند. تمام فرمایشات آن
حضرت نیز با او بروند! نه. پیامبر برای همیشه زنده هستند و اسلام برای همیشه هست و
خدا برای همیشه هستند ... و جنگ ما و کفار همیشه بود و هست. حلال و حرام هم برای همیشه
هست امروز دیگر راه روشن است دیگر چرا اینقدر شک می کنید.
در هر جنگ و نبردی
یکی حق است و یکی باطل و اسلام حق است چرا جانب حق را نمی گیرید. ای مردم شما که
اسلام راحق می دانید. پس چرا اینقدر ضعیف قدم بر می دارید. چرا شک می کنید.
بپاخیزید، قیام
کنید، امروز روز بیداری است. امروز دیگر نباید شیطان نفس بر ما حکومت کند، دیگر
نباید آمریکا برایمان تکلیف معین نماید. هرکس که از غیر مسلمین و غیر قرآن و خدا
راه و نشان می خواهد. او از نفس اماره اش اطاعت می کند. خدایا پناه می برم به تو از شر شیطان رانده شده
و نفس سرکش.
خواهران عزیزم
حجاب اسلحه ای است که شما را از شیطان درون و برون محافظت می کند. حجاب بزرگترین
سنگر شماست و بزرگترین افتخار برای شماست. امروز شما دیگر دختران دیروز نیستید
امروز شما خودتان را شناخته اید. اگر روزی حجاب از سرت کنار رفت بدان که خود را گم
کرده ای این سخن من نیست سخن خداست سخن سیدالشهداست و سخن عقل سالم است. سعی کنید
که حجاب از سرتان برداشته نشود و از خداوند سعادت و پیروزی شما خواهران باحجاب را
در دو جهان خواستارم.
خدمت تمامی دوستان
سلام می رسانم و از همه شان طلب آمرزش می کنم. اسلام را تنها نگذارید امام را دعا
کنید. واجبات را انجام دهید و از همه مهمتر (علم و دانش روز را فرا گیرید) برادران
حزب الله حتماً علم را فرا گیرید.
سه شنبه 10/10/65****************برادران
و خواهران، امروز اگر شما دین خودتان را به اسلام اداء نکنید فردای قیامت
پیش شهدا مسئول خواهید بود . امروز همه باید در جستجوی خدا باشیم. امروز ،
روز بیداری است . امروز ، دیگر نباید شیطان نفس بر ما حکومت کند . دیگر
نباید آمریکا برایمان تکلیف معین کند . هر کس غیر از مسلمین و غیر قرآن و
خدا راهی را به ما نشان می دهد ، می خواهد که از نفس اماره اش اطاعت کنیم.
خدایا پناه می برم به تو از شر شیطان رانده شده و نفس سرکش!