در هفتم مرداد ماه سال 1334 در خانواده ای متدین و مذهبی در شهر یزد کودکی به نام محمدعلی پا به عرصه هستی نهاد. هنوز نشاط دوره ی کودکی در وجودش ننشسته بود که در سن 6 سالگی پدر بزرگوارش را از دست داد و با وجود مشکلات بسیاری مقطع دبستان را با موفقیت به پایان رساند و وارد مقطع راهنمایی شد. این دوره را نیز با نمرات عالی پشت سر نهاد و در مقطع دبیرستان آنچنان هوش و استعداد خود را به نمایش گذارد که در آموختن زبان انگلیسی از بسیاری از همکلاسانش پیشی گرفت و به عنوان مترجم به انجام وظیفه پرداخت. سال های آخر دبیرستان سپری شد تا اینکه در سال آخر دبیرستان مادر مهربانش را از دست داد و محمدعلی با وجود مشکلات فراوانی که داشت دیپلمش را با معدل بسیار خوبی اخذ نمود و در سال 1352 در آزمون ورودی دانشگاه شرکت کرد و در رشته پزشکی دانشگاه اهواز پذیرفته شد، در دوران دانشجویی، فعالیت های مذهبی و سیاسی خود را آغاز کرد و در بیدار کردن جوانان دانشجو اقدامات بسیاری انجام داد .او در اواخر سال 1356 با انتشار اعلامیه "آقای صدوقی" مبنی بر تحریم عید نوروز 1357 به جهت کشتار مردم قم و تبریز موج عظیمی در افکار مردم یزد ایجاد نمود. همچنین در قیام دهم فروردین یزد شرکت کرده و علاوه بر حضور سبزش در کمک رسانی به مصدومان و مجروحان تلاش بسیاری انجام داد. در زلزله 1357 طبس او با کمک روحانیون غیور به کمک آسیب دیدگان زلزله شتافت و در عملی شجاعانه پرده از چهره مکار نظام پهلوی که تمامی امدادرسانی های مردمی و روحانی را به خود نسبت داده برداشت. با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی با بازگشایی دانشگاه ها به اهواز رفت و در سال 1358 مسئولیت امدادرسانی به سیل زدگان از طرف جهادسازندگی را بر عهده گرفت. چند ماهی به پایان تحصیلش در رشته پزشکی نمانده بود که جنگ شروع شد و او شجاعانه خود را به جبهه های نبرد رساند و در درمان مجروحان و مصدومان به انجام خدمت پرداخت. در سال 1360 با عضویت در سپاه مسئولیت بیمارستان ولی عصر را بر عهده گرفت و سپس به بیمارستان نجمیه تهران منتقل گردید و پس از ساماندهی به امور بیمارستان به اندیمشک رفت و بیمارستان شهید کلانتری را با تجهیزات کامل راه اندازی کرد. همچنین او مسئولیت معاونت درمانی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بر عهده گرفت او در هفته دو روز در درمانگاهی در میدان شهید هرندی مردم را به صورت رایگان مداوا نمود و در بیمارستان صحرایی خاتم الانبیاء مجروحین جنگ را درمان کرد. سرانجام در تاریخ ششم اسفند ماه 1362 در عملیات والفجر 6 در سن 28 سالگی در حال اقامه نماز صبح بر اثر حمله هوایی در بیمارستان خاتم الانبیاء به سوی دوست بال گشود و رهسپار منزل لیلی شد.