مریم فرهانیان
نام پدر: - تاریخ تولد: 24/10/1342
محل تولد: ایران - خوزستان - آبادان تاریخ شهادت: 13/05/1363
محل شهادت: آبادان طول مدت حیات: 21 سال
مزار شهید: گلزار شهدای آبادان
زندگینامه
اهل آبادان بود؛ روز بیست و چهارم دی ماه سال 1342 پا به خاکدان هستی نهاد. کنار خانواده ی مهربانش روزها را یکی پس از دیگری پشت سر نهاد و در جمع پرشور و مهربان آنان با اسلام ناب محمدی (ص) آشنا گشت.
7 ساله بود که به مدرسه رفت و در مدارس عصمت، پاسارگاد و مطهری به تحصیل علم پرداخت. سال دوم دبیرستان بود که انقلاب پیروز شد. ابتدا همراه با جهادگران به روستاهای اطراف شهر رفت و به تدریس قرآن پرداخت. سپس به واحد ذخیره سپاه مراجعه کرد و به عضویت این نهاد درآمد.
مریم سرگرم زندگی بود، که یک باره رژیم بعث عراق به ایران حمله کرد و او به ناچار در سنین نوجوانی و جوانی به یاری مجروحان جنگ شتافت و شبانه روز در بیمارستان فعالیت می کرد.
بعد از شهادت برادرش مهدی پدرش اجازه نداد به آبادان بازگردد اما او با اصرار برگشت. سال دوم دبیرستان درس را رها کرد و هیچ گاه دیپلم نگرفت.
برای مدتی در بنیاد شهید و بسیج نیز فعالیت نمود تا اینکه سرانجام در سنّ 21 سالگی بر اثر اصابت ترکش خمپاره در راه گلستان شهدا در تاریخ 13/5/1363 در آبادان به شهادت رسید.
پیکر پاکش را نیز همان جا در گلزار شهدای آبادان به خاک سپردند.
تدوین و تنظیم توسط گروه فرهنگی هاتف (سایت صبح)
برگرفته از
روزنامه جمهوری اسلامی، تاریخ:
کتاب دختری کنار شط، تاریخ: - / - / -
نشریه نخل های نور(ویژه نامه خواهران)، تاریخ: - / - / -
وصیت نامه موقعیت جنگی آبادان، ناامن بودن جای جای شهر و جا افتادن موضوع وصیت نامه در بین امدادگران جنگ بارها مریم و دوستانش را بر آن داشت که هر از چندی وصیت نامه ای نوشته و در موقعیتی دیگر آن را دوباره نویسی کنند. مریم نیز همانند دوستانش بارها وصیت نوشت و بارها توصیه هایی را بعد از حیاتش به خانواده و دوستان به جای گذاشت. وصیت نامه پیش رو، آخرین وصیت نامه ای است که از او به جای مانده است:«وصیتم را با نام خدا، این بزرگ ترین بزرگ ها، این یگانه مطلق، این فریادرس مستضعفان، این در هم کوبنده کاخ ستمگران و یزیدیان، این منجی حق و عدالت، این فرستنده قرآن، این شنونده غم ها، این مشکل گشای دردها و ... شروع می کنم. اول از هر چیز از انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی، به اندازه فهم خودم و وظایفی که بر دوش داریم بگویم. انقلابی که با دادن خون هزاران شهید و هزاران معلول به اولین مرحله پیروزی خود رسید. انقلابی که مردم در آن، اسلام را، این کامل ترین دین را مبنای خود قرار دادند و از آن الهام گرفتند و وحدتی را که به دست آورده بودند، با توجه به دین اسلام و رهبری قاطع امام آن را حفظ کردند. قدر این رهبر را بدانید و همواره پشت سر او باشید. از امام پیروی کنید. به پیام ها و فرمان ها و دستورات اسلامی امام توجه کنید و سعی کنید از هر کلمه امام درس بگیرید. امام را تنها نگذارید، این هوای نفسی را که امام از آن صحبت و سعی می کند که آن را از وجود ما بردارید، شما هم سعی کنید که در این راه موفق شوید. سعی کنید خود را بشناسید که اگر خود را بشناسید خدا را شناخته اید. در هیچ کاری خدا را از یاد نبرید. همواره به یاد خدا باشید و با هم به مهربانی رفتار کنید. امام زمان را از یاد نبرید. همواره در فکر امام زمان باشید. همواره در راه اسلام باشید و برای تحقق بخشیدن به آرام اسلام بکوشید و به قدرت الهی توجه داشته باشید که بالاتر و با عظمت تر از تمام قدرتهاست. هیچ وقت قدرت خدا را از یاد نبرید و سعی کنید که هر چه بهتر تزکیه نفس در بین خطراتی که ما را تهدید می کند، هیچ خطری بالاتر از این نفس نیست که گاه انسان را به انحراف می کشاند و خود انسان متوجه نمی شود. قرآن بخوانید، زیرا قرآن تمام دستورات زندگی را به شما می گوید. نهج البلاغه و صحیفه سجادیه هم همین طور. مادر! اگر من سعادت شهادت را داشتم و شهید شدم، اصلاً ناراحت نباش. ما همه امانت هستیم و همه ما از دنیا می رویم، زیرا این دنیا آزماشگاهی است که خداوند بندگان خود را در آن، مورد آزمایش قرار می دهد. این ما هستیم که باید سعی کنیم و از این امتحان که بالاترین امتحان هاست سربلند بیرون بیاییم و در قیامت پیش خدا سرافکنده نباشیم. یادم هست که در آخرین جلسه گفت و گویی که با برادر شهیدم داشتم. درباره معاد برایم صحبت می کرد و می گفت: «در فکر آخرت باشید.» و بعد از این جلسه بود که مقام شهادت را به دست آورد. از صمیم قلب به او تبریک می گویم و از خدا می خواهم صداقتی همانند شهیدان به من عطا کند و سعادت این را بدهد که تنها در راه او قدم برداریم و برای رضای او کار کنیم. شهید کسی است که به آخرین مرحله کمال خود رسیده است و راهش را با آگاهی، ایمان و خلوص می پیماید و همیشه پیروز و جاوید است. به ولایت فقیه ارج بنهیم و بدانیم که الان امام خمینی بر ما ولایت دارد و بدانیم تنها در این صورت، در دنیا و آخرت موفق می شویم که با یکدیگر صمیمی باشیم. یار و رفیق همدیگر باشیم و با دشمن مقابله کنیم. چه دشمنانی که در درون ما هستند، چه دشمنانی بیرونی. من هم مانند برادر شهیدم(مهدی) هرچه یادم آمد نوشتم و اگر در گفتارم اشتباهی هست، به بزرگی خودتان ببخشید. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاتهمریم فرهانیان